تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار - چرا مدیریت بحران نداریم؟

مدیریت بحران یکی از مهمترین ابزار دولتها برای کنترل افکار عمومی کشورهایشان هنگام بروز حوادث غیر مترقبه یا مترقبه است.از سویی دیگر معمولا در دنیا اینطور مرسوم است که دولتها حوادثی را که حساسیت های فراوانی را در افکار عمومی کشورهایشان برانگیخته به سرعت با مدیریت حل و فصل میکنند تا از نارضایتی عمومی جلوگیری کرده و از سویی دیگر با جلب اعتماد عمومی اسباب بقای حکومت خویش را فراهم آورند.مدیریت بحران 11 سپتامبر و استفاده از وحشت افکار عمومی مردم آمریکا و هدایت آن برای توجیه حمله به عراق و افغانستان نمونه ای از مدیریت بحران است. (البته هر کشوری به فراخور استراتژی های داخلی و سیاست خارجی خویش راهی انتخاب میکند تا به بهترین شیوه از حادثه استفاده کند تا به دو هدف که "منافع ملی"است دست یابند)در کشور ما اما حکایت چیز دیگری غیر از رسم معمول دنیاست.حادثه اخیر (سقوط هواپیما)آخرین نمونه فقدان مدیریت بحران است.شاهد این ادعا ده ها شایعه ای است که دهان به دهان به راست یا دروغ میان مردم میچرخد.از سانسور شدید خبری و سردرگمی مسئوولین در ساعات اولیه تا تشکیل تیم تحقیق آن هم توسط ارتش که خود متهم اصلی ماجراست نشان بی مدیریتی است.نبود مرکز کنترل عیب دیگری است که خود را در این ماجرا نشان داد.هر یک از مسئوولین (از لاریجانی تا الهام و فرماندهان ارتش و...) به فراخور مسئوولیتش روزی را برای اعلام نهایی نتایج تیم تحقیق مشخص میکند.یکی میگوید ظرف 3روز آینده و دیگری 7 روز و دیگری چند روز آینده را اعلام میکند که البته تا امروز(27آذر) خبری نشده و من تصور دارم که نتایج تحقیقات هم مثل دیگر تحقیقات حکومتی(مثل قتلهای زنجیره ای یا مفاسد اقتصادی)در نهایت با ماست مالی یا مقصر معرفی کردن کسی که نیست تا از خودش دفاع کند تمام میشود.برای مشخص شدن دلایل این حادثه تیمی مستقل نیاز است تا بدون ملاحظه مسئوولینی که مستقیم یا غیر مستقیم مقصرند معرفی گردند.سخن در این باب بسیار دارم که از حوصله این مطلب خارج است.یاد خبرنگاران شهید پس از چندی فراموش میشود اما...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |