تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار - روش نابود کردن اعتماد به نفس خبرنگار
تو کار هیچی شاید از این برام آزار دهنده تر نباشه که مطلبی را که نوشته ام توسط دبیر یا سردبیر قلع و قمع بشه. این را قبول دارم که مطلب باید مورد تایید و در چارچوب سیاستهای روزنامه باشه اما این دلیل نمیشه که تو مطلب کسی دست برده بشه. خدا حفظ کند استاد بزرگوارم مراد ویسی را. وقتی حساسیت من تو این موضوع را دید اگر یادداشتهام جایی مشکل داشت صدام می کرد و تک تک جاهای مشکل دار را بهم نشون می داد و می گفت درستش کنم و بعد دوباره یادداشتم را بهش بدم. فکر می کنم دست بردن تو مطلب کسی و بعد زدن اسمش به بزرگی تیتر یک بالای اون مطلب توهین بزرگی باشه.  اگرم اسمش را نزنیم که فاجعه بسی بزرگتره. در هر صورت خبرنگار و اعتماد به نفسش له شده رفته قاطی باقالی ها. پس بهتره اگر اشکالی هم هست توسط خبرنگار رفع بشه.

 وقتی که در صدای عدالت دبیر  صفحه گزارش بودم حتی یک بار هم پیش نیومد به مطلب خبرنگارم دست بزنم. اگر مطلبش خیلی هم مثلا در پیت بود بهش اشکالاتی را که تو ذهنم بود یادآوری می کردم و بعد ازش می خواستم بره درستش کنه. کمتر پیش میومد کسی ازم دلخور شده باشه. اینجوری خود خبرنگار هم به اشکالاتش آگاه میشه و در صدد جبران آنها برمیاد.

بیربط ۱:جان کری گفته با اصلاح طلبان ۴ ساعت دیدار کرده. اصلاح طلبان هم میگن نکردیم. حالا یه عده هم سر این داستان از سر بی  سوژگی معرکه گیری کرده اند. بابا آخه اینم شد سوژه؟

بیربط ۲: خندم میگیره وقتی اسراییلی ها میگن به ایران حمله می کنیم. یاد اون داستانه میفتم که یه مورچه جلوی یه فیلو میگیره و هی داد میزنه چیههههههههههه؟؟؟؟

بیربط ۳:برای جمعه: خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |