دیروز یک نفر به سفارش یکی از دوستان به روزنامه آمد و در مورد سایتها و وبلاگها حدود یک ساعت باهم بحث کردیم. این بنده خدا که از قضا از خوانندگان وبلاگم بود در مورد میزان محبوبیت برخی وبلاگها و بیتفاوتی ملت به بعضی دیگر پرسید و من نیز در حد تجربه کمی که در این زمینه داشتم توضیحاتی دادم.
به شدت معتقدم اکثر وبلاگهای پرطرفدار از یک ویژگی برخوردارند و آن هتاکی و بی احترامی به دیگران است. یکی از اصول ناجوانمردانه ای هم که بعضی ها برای افزایش تعداد بازدید کنندگان پیشنهاد می کنند هم هتاکی به دیگران است. هرچه آن آدمی که موردهتاکی و توهین قرار می گیرد مهمتر و بزرگتر باشد به همان میزان هم تعداد وبلاگها و افرادی که به وبلاگ فرد توهین کننده برای دفاع از فرد محبوب خود مراجعه می کنند بیشتر است.
"هتاکی" و "توهین و افترا" به افرادی که در محترم بودنشان تردیدی نیست و هرجا که می روند برای خود هزاران طرفدار دارند درست نیست و تنها نشان از شخصیت فرد توهین کننده دارد.
ماجرای شکایت برخی طلاب از خاتمی را برخی آنچنان بزرگ کرده اند که هرکس نداند خیال می کند حوزه علمیه قم از خاتمی شکایت کرده است. خاتمی محرم نظام است و تا دو سال پیش رییس جمهور منتخب مردم. او همان جایی نشسته بود که اینک رییس دولت نهم نشسته است. احترام خاتمی همانقدر واجب است که احترام احمدی نژاد.
مشکل امروز جامعه ایران دست دادن یا ندادن خاتمی با زنان نیست. هست؟ مشکل آنانی که یک داستان موهوم را دستاویز بی حرمتی به وی قرار داده اند چیست؟ ای کاش آنان نیز ابتدا عیوب خود را می دیدند.
دیدگاه همسفر:جالب بود ، با استدلالت كاملا موافقم . اين رو هم نبايد فراموش كرد كه سايتها و وبلاگهاي پر بيننده و پرخواننده الزاما محبوب و پرطرفدار نيستند ، چه بسا خوانندگان اين قبيل وبلاگها صرفا براي اطلاع از جريانات روز و مباحث حاشيه اي به اين وبلاگها و سايتها سر مي زنند و ممكنه در قضاوت حتي سياق اونها رو هم نپسندند . از همه مهمتر اينكه اين قبيل وبلاگها معمولا چيزي براي ياد گرفتن ندارند و آدم با خوندنشون نمي تونه حتي يك كلمه به اندوخته ها ي ارزشمند و به درد بخود خودش اضافه كنه .