*هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده ,مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه در آمدم, دلتنگ, یکی را دیدم که پای نداشت,سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.
نوشتن براي من همانند همه روزنامه نگاران يك بيماري است. هم اكنون خبرنگار گروه بين الملل روزنامه همشهري هستم. سابقه كار در بيش از 7 روزنامه و دو خبرگزاري را دارم كه اين هم نشان از بي ثباتي شغل ماست. متولد پاییزم و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران. عضو هیچ گروه وحزبی نیستم چه آنكه معتقدم روزنامه نگاري كه حزبي شد ديگر نمي توان روزنامه نگار ناميدش. دوران دانشجوئیم بر حسب یک اتفاق وارد کار روزنامه نگاری شدم.البته نه برای کار همیشگی بلکه به عنوان یک کار موقت .بعد مدتي ديگر ماندم و ماندگار شدم. متاهلم. همسرم هم روزنامه نگار است. سنگ صبورم اوست.