من تا به امروز طعم زندان را نچشیده ام ولی میدانم بد است ,خیلی بد.میدانید 14 آذر چه روزی بود؟ نه.حتما خیلی هاتون نمیدانید چه آن که روزگارمان خوب است و در کنار زن و بچه یا آنهایی که مجردند در کنار والدین روزگار میگذرانند و اصلا چیزی جز خودشان برایشان اهمیت ندارد. امروز نودمین روز انفرادی اکبر گنجی بود.گنجی را مستقیم از بیمارستان(البته بعد از پذیرایی مفصلی که در بیمارستان از او کردند و کتفش از جا دررفت) به انفرادی بردند و امروز 3ماه از آن روز گذشته.باور کنید نمیدانم چه بنویسم. این را به دوستان و همکاران گنجی عرض می کنم.میدانید بر خانواده دوست و رفیق روزگار نه چندان گذشته شما چه میگذرد؟میدانید فرزندانش دوری پدر را چگونه تحمل میکنند؟ میدانید مادر اکبر گنجی حالش اصلا خوب نیست؟ اما اکبر گنجی تا پایان ایستاده است . امروز دیگر گنجی زندان نیست بلکه به جرات میگویم زندانبانان زندانی اکبر شده اند.زندانی روح بلند مقاومت وی.خانواده گنجی هم دیگر فقط اگر حرفی بزنند اوضاع وی را تشریح میکنند و دست مدد و کمک فقط به سوی خدا دراز میکنند و فریاد میزنند: اللهم فک کل اسیر