خبر آزاد شدن رامین جهانبگلو بهترین خبری بود که در این هفته شنیدم.در کشوری زندگی میکنیم که مهمترین مسایل مملکت هم فارغ از هرگونه حساب و کتابی است. روزی که جهانبگلو را گرفتند با توجه به سوابق افرادی چون اژه ای که اکنون بر مصدر وزارت اطلاعات نشسته است و البته تیمی که همراه خودش روانه این وزارتخانه عریض و طویل کرده است به این قضیه و سرانجام آن نمی توانستم خوشبین باشم. البته الان لااقل درمورد جهانبگلو چندان خوشبین نیستم.
جهانبگلو را روزی به جرم تلاش برای براندازی نرم گرفتندش و سایت نوسازی هم نوشت که جهانبگلو سارق لپ تاپ جناب سخنگوی دولت قبل که حاوی اسرار دولت اسلامی در آن بوده است و ناگهان احتمالا متوجه می شویم که همه اتهاماتی که به سرمایه های مملکتمام می زنیم همگی ناشی از "توهم توطئه ای" دارد که ما ایرانیان ناخود آگاه به آن مبتلاییم. چه شده است؟ مگر اوایل هفته دولت اژه ای در مشهدالرضا فریاد بر نیاورد که :" اشراف اطلاعاتی دستاورد ما در این یکسال بوده است"؟ پس کجاست آن اشراف اطلاعاتی که فردی را امروز به جرم های مختلفی -که در مورد مشابه حتی در کشورهایی که "مهد دموکراسی" نام گرفته اند هم حبس ابد یا اعدام دارد- بازداشت می کنید و چندی بعد خبر از پخش اعترافات ننگینش می دهید و از سوی دیگر به ناگهان خبر آزادیش روی تلکس ها قرار می گیرد.
اژه ای راست می گوید. اشراف اطلاعاتی هست اما نه بر روی تهدیدکنندگان حقیقی امنیت ملی. آیا عقل سلیمی باور می کند کسی که دم از نابودی یک تمدن کهن -که به هر دلیل بیت المقدس را میعادگاه خود می داند و دنیا نیز آن را به رسمیت می شناسد- می زند مخل امنیت ملی نباشد؟ شاید چون به مبانی دموکراسی اعتقاد چندانی ندارند و پایگاههای مردمی چندانی نیز از سویی احساس نمی کنند هر مغزی را که فکر می کند نوعی تهدید می دانند. شاید تهدیدی برای خودکامگی های خود.
مرزبندی های فراوانی با امثال جهانبگلو دارم اما فردای روزی که خبر بازداشتش منتشر شد در همین وبلاگ نوشتم که "جهانبگلو اینکاره نیست".بی پرده بگویم در کشوری زندگی می کنیم که با یک تلفن بدون حساب و کتاب معاون وزیر می شویم و از سویی با یک تلفن باز هم بدون حساب و کتاب می رویم آنجا که عرب نی اندازد.