لبنان اینقدر خبر بود که نخواهم در مورد سیاست داخلی بنویسم اما مگه میشه ... مگر احمدی نژاد میگذارد؟ باور کنید نمی خواستم تا جنگ لبنان تمام نشده چیزی دیگری بنویسم. بزرگی تعریف می کرد می گفت قبل از انقلاب اگر یک ایرانی می رفت مثلا آمریکا از پائین پله هواپیما به او احترام می گذاشتند تا هتل و...تا برگشته به ایران. بعد از انقلاب به دلیل تغییر نگاه دنیا به ایرانی و البته بی تاثیر نبودن تبلیغات این نگاه برگشت. دوم خرداد تا حد بسیار زیادی نگاه به ایرانی را تغییر داد و دیگر به ما به عنوان یک "عوضی"(آنچه امروز صریحا بسیاری از مردم اروپا و آمریکا در مورد ایران می گویند) نگریسته نمی شد. چقدر مردم زود تغییر می کنند. سوم تیر که آمد دوباره نگاهها برگشت. امروز باید مژده دهم به مردم ایران در دنیا نه مثل یک عوضی بلکه مانند کسی که هر لحظه ممکن است بترکد ( منظورم همان تروریست است) نگاه می کنند. بی احترامی به مایی که ادعا می کنیم فرهنگ چند هزار ساله داریم از این هم فراتر رفته است. حاکمانمان را هم همینطور خوار می کنند. سفر پرماجرای حداد به بلژیک و ایتالیا را که یادتان هست؟ سفر امروز احمدی نژاد به ترکمنستان راهم که حتما شنیدید. رئیس جمهور ترکمنستان با آستین کوتاه به استقبال رئیس جمهور ایران اسلامی آمد. میدانید یعنی چی؟ یک مدیر اگر بخواهد باکوچکترین عضو مجموعه اش دیدار کند حداقل هایی را رعایت می کند اما برای ما به همین اندازه هم ارزش قائل نشدند و بعد عذر بدتر از گناه خبرگزاری مهر نوشت رئیس جمهور ترکمنستان قند داشته... دنیا آنها را احمق کی پندارد و آنها نیز مردم را...در کنار همه اینها اضافه کنید نامه های ساده لوحانه ای را که از قبل مثل روز روشن است کسی به آن پاسخ نمی دهد. چرا ایران و ایرانی به این راحتی خوار می شود؟