تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار/احسان تقدسي - بازخوانی پرونده یک قتل- فاطمه قائم مقامی که بود؟

خبر روز چهار شنبه صفحه حوادث روزنامه "اعتماد" خیلی چیزها را به یادم آورد. اول متن خبر را بخوانید:

 

پرونده‌ قتل‌ سرميهماندار 43 ساله‌ هواپيما كه‌ در سال‌ 76 با شليك‌ يك‌ گلوله‌ به‌ سرش‌ در خيابان‌ پاسداران‌ تهران‌ به‌ قتل‌ رسيد با صدور دستورات‌ تازه‌يي‌ از سوي‌ قاضي‌ پرونده‌ بارديگر به‌ جريان‌ افتاد.

به‌ گزارش‌ خبرنگار ما، اين‌ پرونده‌ با گذشت‌ حدود 9 سال‌ از زمان‌ قتل‌ و با توجه‌ به‌ اقدامات‌ پليسي‌ و قضايي‌ فراوان‌ و بازجويي‌ از چندين‌ مظنون‌ همچنان‌ بي‌نتيجه‌ باقي‌مانده‌ بود و در ميان‌ پرونده‌هاي‌ راكد خاك‌ مي‌خورد اما قاضي‌ زماني‌ علويجه‌ رييس‌ شعبه‌ 1157 دادگاه‌ جنايي‌ تهران‌ با ديدن‌ پرونده‌ و بررسي‌ و خواندن‌ آن‌ دستور داد تا با شروع‌ تحقيقات‌ پليسي‌ مجدد بار ديگر پرونده‌ به‌ جريان‌ بيفتد و قاتل‌ اين‌ ميهماندار 43 ساله‌ شناسايي‌ و دستگير شود.

 

شرح‌ ماجرا( البته به روایت روزنامه اعتماد)

اوايل‌ دي‌ماه‌ سال‌ 76 ماموران‌ گشت‌ پليس‌ حدود ساعت‌ 10 شب‌ در خيابان‌ پاسداران‌ متوجه‌ يك‌ اتومبيل‌ پرايد اطلسي‌ رنگ‌ شدند كه‌ كنار خيابان‌ متوقف‌ شده‌ و زن‌ ميانسالي‌ پشت‌ فرمان‌ بي‌حركت‌ نشسته‌ بود. وقتي‌ ماموران‌ جلو رفتند متوجه‌ شدند كه‌ از كنار پيشاني‌ و صورت‌ اين‌ زن‌، جوي‌ باريكي‌ از خون‌ روان‌ است‌. بلافاصله‌ زن‌ ميانسال‌ به‌ بيمارستان‌ رسالت‌ منتقل‌ شد اما پزشك‌ بيمارستان‌ بعد از معاينه‌ زن‌ گفت‌ او حدود نيم‌ ساعت‌ قبل‌ مرده‌ است‌.

 

بعد از اطلاع‌ موضوع‌ به‌ قاضي‌ كشيك‌ قتل‌ تحقيقات‌ وسيعي‌ در اين‌ رابطه‌ و براي‌ شناسايي‌ قاتل‌ آغاز شد. در بررسي‌ از خانواده‌ زن‌ كه‌ فاطمه‌ قائم‌ مقامي‌ نام‌ داشت‌ معلوم‌ شد وي‌ سرميهماندار هواپيما بوده‌ و داراي‌ همسر و فرزند است‌ اما همسرش‌ كه‌ پزشك‌ بوده‌ در آن‌ زمان‌ در شهر مسجد سليمان‌ دوره‌ خود را طي‌ مي‌كرده‌ است‌.

در جريان‌ تحقيقات‌ خواهر مقتول‌ به‌ پليس‌ گفت‌: فاطمه‌ شب‌ حادثه‌ از من‌ خواست‌ تا به‌ خانه‌ او بروم‌ و از بچه‌هايش‌ نگهداري‌ كنم‌ خودش‌ قرار بود ابتدا به‌ آرايشگاه‌ و بعد از آن‌ به‌ محل‌ قرار با شخصي‌ ناشناس‌ كه‌ مي‌گفت‌ تلفني‌ با او صحبت‌ كرده‌ است‌ برود. خواهر فاطمه‌ در ادامه‌ گفت‌: نمي‌دانم‌ آن‌ شخص كه‌ بود حتي‌ خواهرم‌ هم‌ خودش‌ او را نمي‌شناخت‌ مي‌گفت‌ فقط‌ چند بار به‌ او تلفن‌ كرده‌ است‌ و با اصرار از وي‌ خواسته‌ تا ملاقاتي‌ با يكديگر داشته‌ باشند. آن‌ مرد به‌ خواهرم‌ گفته‌ بود موضوع‌ در مورد زندگي‌ و مسائل‌ خصوصي‌ اوست‌ به‌ همين‌ خاطر خواهرم‌ ساعت‌ 30\8 شب‌ با آن‌ مرد قرار ملاقات‌ گذاشت‌. حدود ساعت‌ 11 شب‌ بود كه‌ از كلانتري‌ به‌ خانه‌مان‌ زنگ‌ زدند و خبر قتل‌ خواهرم‌ را به‌ ما اطلاع‌ دادند...

 

ادامه خبر را می توانید در صفحه حوادث "اعتماد" روز چهارشنبه مطالعه کنید. اما فهمیدید "فاطمه قائم مقامی" کیست؟ وی همان مهماندار زیبا رویی بود که بنابه شواهد وی نیز  یکی از قربانیان قتلهای زنجیره ای بوده است.

 

اكبر گنجي در يادداشتي كه 14 فروردين سال 78 در روزنامه صبح امروز به چاپ رسيد گفت: «قتل خانم فاطمه قائم مقامي توسط محفل نشينان به راستي يك فاجعه ملي است. چه خوب بود اقتدارگرايان دلايل و علل و انگيزه هاي قتل آن خانم ميهماندار را به مراجع معظم تقليد توضيح مي دادند تا قم بتواند عادلانه قضاوت كند كه اسلام خواهي و شريعت طلبي اقتدارگرايان پوششي است بر قدرت طلبي، حجابي است بر دنياگرايي عريان».

 

شرح واقعیت

خانم فاطمه قائم مقامي ميهماندار شركت آسمان بود با ... ارتباط داشت و ... از او در چند مورد استفاده كرد، از جمله در به دام انداختن يكي از نويسندگان و به قتل رساندن او. خانم قائم مقامي با آشنايي با يك خلبان و علاقه مندشدن به او تصميم مي گيرد از ايران برود، با آن همه اسرار و اطلاعاتي كه دارد. براي ... غيرقابل تحمل است. هم به خاطر دلبستگي كه به او پيدا مي كند، اول او يك وسيله است، بعد به او به سختي دلبسته مي شود. برايش خانه و اتومبيل مي خرد و زماني كه متوجه اين مساله مي شود، بسيار ناراحت مي شود. در روايت خواهر خانم قائم مقامي است كه در بازگشت از يك سفر، به خانه كه مي رسد، تلفن زنگ مي زند، خواهرش متوجه مي شود كه اين همان راوي آشنا است كه هميشه خبر ميداد به ايشان كجا برود، چه ساعتي ... او را مي بيند يا چه ساعتي ايشان به خانه مراجعه مي كند. پاي تلفن قرار مي گذارند و خواهر ايشان متوجه مي شود در يكي از فرعي هاي پاسداران قرار گذاشتند و با اتومبيل خواهرش به آنجا مي رود. جنازه او را چند ساعت بعد پيدا مي كنند كه گلوله در مغزش خالي شده.

 

خدا را شکر لکه ننگین قتل های زنجیره ای از دامن وزارت اطلاعات به برکت تلاشهای خاتمی پاک شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |