تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار - او می دوید و من می دویدم

سه شنبه صبح رفته بودم مرتسم ختم مادر آقای یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی. از قبل حدسم این بود که خیلی ها می آیند و البته همینطورهم شد. نکته ای که به نظرم جالب بود قضیه فرار پورمحمدی ازدست مابود. ازخبرنگاران فقط من بودم و خبرنگار ایسنا جواب داد. عرف مسئوولین این بود که هرکدام ازمسجد بیرون می آمدند سریع سوار اتومبیل می شدند و می رفتند اما برای پورمحمدی اینطور نشد.به علت شلوغی کوچه ماشین وی رامجبور شده بودند جایی دورتر از مسجد بگذارند نتیجه آنکه ما برای سوال دنبال پورمحمدی می دویدیم و وزیر محترم کشور هم در ترافیک خیابان فاطمی بین ماشینها می دوید...البته ناگفته نماند پورمحمدی حاضرنشد حتی به یک سوال ما جواب بده.

 

همچنین ازاصلاح طلبان خیلی ها آمده بودند ازعبدالله نوری تا وزرای دولت خاتمی و بهزاد نبوی و میثم سعیدی وحسین موسویان و...اما سعید حجاریان شده بود نگین مجلس. بچه های وزارت اطلاعات احترام عجیبی برای حجاریان قائل بودند و علی رغم تیغییر و تحولات دولت ارادت خود را به مدیر سابق خود پنهان نمی کردند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |