1- ميانه روي معشوقه گم شده ما ايرانيان است. چه بخواهيم و چه نخواهيم. گاه آنچنان آهسته و آرام مي رويم كه هدف را از دست مي دهيم و گاه آنچنان بي ترمز و تند مي رويم كه باز نتيجه دلخواه را بدست نمي آوريم.
سياست بازي ما هم همين ماجرا را دارد. گاه سالها را به سكوت مي گذرانيم و گاه آنقدر تند مي رويم كه ديگر هيچ چيز را ياراي متوقف كردنمان نيست. مثال خوبي داريم كه : رهرو آن نيست كه آهسته و گه تند رود؛ رهرو آنست كه پيوسته و آهسته رود...
2- چند روزنامه نگار در حوادث اين روزها بازداشت شده اند. ما روزنامه نگاران مرغ عروسي و عزائيم؛ هيچ وقت جواب اين سوال را نگرفتم كه صدام با آن همه هيبت و لشگرش نتوانست امنيت ملي ما را به خطر اندازد حال روزنامه نگار جماعت كه جز قلمي در دستش نيست چگونه مي تواند اين كار را انجام دهد؟
3- هيچ تحليلي از آنچه از جمعه تاحالا اتفاق افتاده است ندارم. اميد بود فرجي حاصل شود كه اينگونه نشد. سير حوادث تند تر از آن پيش مي رود كه بتوان برآن تحليلي داد. كمتر كسي را هم ديده ام كه تحليلي از ماجرا داشته باشد. يكي از دلايلي هم كه كمتر به اين خانه سر مي زنم همين است.
4- آرزو داشتم رسانه هايمان از آزادي بيشتري براي پوشش اخبار و وقايع داشته باشند تا چشم مردم به دست و دهان اجنبي نباشد. كاش مسئوولان مي ديدند در غياب رسانه اي تاثيرگذار در داخل كشور چگونه مردم به بيرون چشم دوخته اند.
خس و خاشاك خواندن مخالفاني كه خواسته اي جز روشن شدن تكليف ميليونها رايي كه به حمايت از ميرحسين به صندوق ها ريختند، ندارند را چه مي توان خواند جز همان كه گفتند ادب مرد به ز دولت اوست.
انسان به حكم خدا آزاد آفريده شده است. مي توان همه چيز او را گرفت و از او صدايي نشنيد اما نمي توان آزاديش را گرفت و بعد انتظار تمكين و سكوت دائمي او شد.
دهها هزار مردمي كه عصر دوشنبه بي دعوت و با همان سبك ارتباطي دهان به دهان به خيابان آزادي و ميدان انقلاب آمده بودند را مگر مي توان اراذل و اوباش خواند؟
سخنگوي شوراي نگهبان گفته است در پي جلسه فردا(سه شنبه) با ميرحسين و كروبي و رضايي هرچيزي امكان دارد از جمله ابطال يا حتي تكرار انتخابات.
آنچه از برخورد لباس شخصي ها با مردم مي بينيم را چه مي توان خواند؟ مردم كور كه نيستند. مي بينند و تشخيص مي دهند. گمانم بر اين است كه بهتر بود به بالاترين شركت مردم در انتخابات واكنش بهتري نشان داده مي شد.
حتي اگر نتيجه واقعي انتخابات هم همان باشد كه گفته اند(
ظا
هرا نيست)، باز نمي توان مخالفان را از حق مشروع خود در اعتراض ناديده گرفت و
آنان را مشتي خس و خاشاك و كف روي آب خواند.
مردم، مردمند. هماناني كه اماممان آنان را ولي نعمت مي خواند. حاميان دولت به لطف اينترنت و ماهواره( به رسانه ملي كه اميدي نيست) سبز پوشاني را ديدند كه از قضا خيلي هاشان از حاميان سرسخت دولت هم مسلمان تر و حزب االهي تر بودند. زنان و دختراني كه چادر بر سر سرنوشت راي شان را جويا مي شدند. اينان مردمند، خس و خاشاك كدام است.
احمدي نژاد در جمع حاميانش خود را "فرزند پيامبر" و "سيد" ناميده است. اگر اينجوري آدم سيد مي شود خوب مادربزرگ همسر بنده هم سيد بودند. طبيعتا ايشان به بنده محرمند. جده ايشان حضرت زهرا(س) هم با همين واسطه به بنده محرمند.
پس آيا من هم سيدم؟
انتخابات اين دوره رياست جمهوري هم با همه فراز و نشيب هايش تمام شد. هم اينك كه كمتر از يك ساعت از اعلام نتيجه انتخاباتي كه به باور خيلي ها حتي از دوم خرداد هم پرشورتر بود مي گذرد، نمي توان تحليل عميق و درستي از آنچه رخ داد داشت.
خبرهاي خوبي از شمارش آرا به گوش نمي رسد. اصلا مشخص نيست چه مي گذرد. ظهر ساعت 2 قرار بود كنفرانس مطبوعاتي ميرحسين در روزنامه اطلاعات باشد كه برگزار نشد. با يكي ديگر از بچه ها رفتيم. نيروي انتظامي اجازه ورود به ساختمان روزنامه اطلاعات را نمي داد. كلي صبر كرديم؛ فايده نداشت. يك عده از مردم هم تو خيابان نفت تجمع كرده بودند. اما فضاي كلي ساكت بود.
حوالي ساعت 5 به بعد بودم كه آرام آرام خبرهاي درگيري ها و زد و خوردهاي تهران منتشر شد. فيلم هايش را هم حتما در يوتيوب و فيس بوك ديده ايد.
شامگاه پايان انتخابات هم با فرشته خانم تا حدود 3 بامداد در خيابان بوديم. سري به ستاد ميرحسين و سري هم به وزارت كشور زديم. عجيب بود كه هنوز چيزي اعلام نشده حاميان دولت اينگونه به شادي مي پرداختند. گويا نتيجه از پيش برايشان معلوم بود.
انتخابات 88 هم با همه فراز و نشيب هايش تمام شد. تركش هايش اما ممكن است سالها در تن خيلي ها بماند.
هوشمندي ميرحسين موسوي در مناظره با كروبي سبب شد تا دروغهاي شاخدار محمود احمدي نژاد بيش از پيش براي مردم ايران روشن شود. نمي دانم چرا هرچه بيشتر از مناظره احمدي نژاد و ميرحسين مي گذرد بيش از گذشته بر يقين و اعتقادم به ميرحسين افزوده مي شود.
اخلاقمداري، ادب، شعور و صداقت همه در يكسو و بي ادبي، وقاحت، دروغگويي و بي اصالتي همه در سوي ديگر بودند.
احمدي نژاد حتي آمارهاي بانك مركزي خودش را هم زير سوال برد. افشاگري ميرحسين و استناد وي به آمارهاي بانك مركزي گوياي ميزان دروغگويي هاي رئيس دولت نهم است.
در ميان مردم كه مي رويم ترديدهاي جدي به سلامت انتخابات دارند. خيلي ناراحت كننده است اين آمار. در تاكسي ها حرف از اين است كه نظام خواسته تا احمدي نژاد بماند. اين را البته من قبول ندارم. معتقدم اين مائيم كه سرنوشت خودمان را تعيين مي كنيم. شايد 4 سال پيش بر سر هيچ كانديدايي اين ميزان توافق نبود كه اينك بر سر ميرحسين هست. راي احمدي نژاد هم به واسطه جريان سازي هاي وي و حاميان رسانه اي اش بر سر هاشمي بود.
روساي دولت هاي پيشين هرچه بودند و هرچه كردند در جلوي چشم مردم دروغ به اين روشني نمي گفتند. كجا سراغ داريد؟
آرزو داشتم احمدي نژاد يك كلمه از خود، بدون اتهام زدن به كساني كه هر كه هستند اما قدرت دفاع از خود را ندارند، دفاع مي كرد.
اكنون فارغ از نتيجه اي كه بدست مي آيد مهم اين است كه مشخص شده است چندين ميليون ايراني رئيس جمهور دروغگو نمي خواهند.
امپراطوري دروغ ان شالله جمعه با راي مردم شكست خواهد خورد.
احساس مي كنم همانگونه كه انكار بيجاي هولوكاست توسط احمدي نژاد اسباب مظلوم نمايي صهيونيست ها را فراهم آورده بود و هزينه هايي كه براي نظام به بارآورد، سياه نمايي و دروغ هاي وي درباره ساير مقامات نظام كه از قضا اكثر آنان هم منصوب رهبري نظام هستند هزينه هاي سنگيني را براي نظام به بار آورده است.
برنده حمله امپراطوري دروغ به افرادي همچون هاشمي و خاتمي را بايد ضدانقلابي دانست كه 30 سال بود، حرف هاي امپراطور دروغ را به اشكال مختلف مطرح كرده بودند. جديد ترين استفاده ضدانقلاب از اتهاماتي كه امپراطور دروغ به مسئوولين نظام وارد آورده است را در زير بخوانيد:
تحليل گر راديوهاي خارجي پس از پايان مناظره كروبي و احمدي نژاد:
ما 30 سال است كه مي گوئيم مسئوولين جمهوري اسلامي دزدند؛ اين مناظره ها و افشاگري هاي كانديداها عليه يكديگر مي كنند هم همين را نشان داد.
وي در ادامه گفت: الان دعوا بر سر اين نيست كه چه كسي خورده يا كه نخورده؛ دعوا بر سر اين است كه چه كسي بيشتر خورده....
امام خميني (ره): آقاي مهندس موسوي ، آناني كه درمقابل شما ايستاده اند ،توانايي اداره يك نانوايي را هم ندارند .صحيفه نور جلد 1ص 199
ميرحسين موسوي خطاب به احمدي نژاد: ادب مرد به ز دولت اوست.
ایلان برمن، سخنگوی يهودي شورای روابط خارجی آمریکا: ما میدانیم که احمدینژاد هدیهای برای ما بوده است، او از یک سو از
گفتگو و مذاکره با ما (آمریکا) صحبت میکند و در جای دیگر میخواهد ما را
بکشد، و بنابراین ما به طور جدی با تعارض روبهرو هستیم. اما آیا واقعاً
میتوانیم بفهمیم که او چه میگوید؟ پاسخ این است........ نه، ما
نمیتوانیم....سبز یعنی استقامت با رسول
اعتدالی بین اصلاح و اصول
سبز یعنی حرمت فرق علی
عین قنبر بی ریا غرق علی
سبز یعنی عشق ناب فاطمه
یا علی گفتن بدون واهمه
سبز یعنی صبر والای حسن
نور حق از روی زیبای حسن
سبز یعنی نیزه های پربلا
بر حسین و اهل او در کربلا
سبز یعنی دفن تزویر و ریا
در پس فریاد یا مهدی بیا
سبز یعنی دولت عشق و امید
زاده ی زهرا دهد این را نوید
سبز یعنی پزچم سرخ حسین
امتداد نهضتش با میر حسین
توضيح بعدي: اين شعر مال من نيست. از تو سايت قلم نيوز و يكي از مطالب آقاي فاتح برداشت كردم. بعيد هم مي دونم ايشون شاعر باشند. شايد به دستشون رسيده از جايي.
تخريب ميرحسين موسوي روز به روز شدت بيشتري پيدا مي كند. نومحافظه كاران حامي دولت نهم آنچنان پنجه بر رخسار ميرحسين مي كشند كه گويا كروبي و رضايي جايي در اين رقابت ندارند و تنها رقابت ميان ميرحسين و احمدي نژاد است.
يكشنبه شب كه از روزنامه در آمدم در ميدان رسالت ديدم حاميان احمدي نژاد(بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت) معركه گرفته و پوسترهاي احمدي نژاد را پخش مي كنند. با پول بيت المال هم نيمچه نشريه اي در حمايت از برنامه هاي اقتصادي احمدي نژاد در آورده بودند. جواني كه نشريه بسيج دانشجويي را به دستم داد سن و سالش كمتر و جوان تر از آن بود كه توان ديدن واقعيات را داشته باشد.
روزنامه ايران كه هرچه باشد روزنامه دولت است و علي القاعده بيش از ديگر مطبوعات از آنچه در دولت و نظرسنجي ها مي گذرد، خبر دار است بيسابقه ترين توهين ها را به ميرحسين موسوي و خانواده آقاي هاشمي انجام داده است. از 7 خبر ويژه روزنامه دولت، 6 خبر مربوط به ميرحسين بود. روزنامه اي كه بنابه دستور"بالا" رئيس مجلس خبرگان را بدون لفظ حجة الاسلام بكار ميبرد و خبرهاي متعلق به مجلس خبرگان و مجمع تشخيص را از سرناچاري در بدترين حالت ممكن كار مي كند، امروز حاضر شده بود در تخريب ميرحسين يك صفحه كامل را به سخنان هاشمي اختصاص دهد. بگذريم كه آناني كه فحش نامه هاي احمدي نژاد به ميرحسين را مينويسند و اديت مي كنند هم از سرناچاري است. اي كاش احمدي نژاد لااقل در ميان ياران خودش هم هوادار داشت. چه توان كرد كه حتي حاميان پروپاقرصش هم ترجيح مي دهند يادداشت هاي از سرناچاري و گاهي از سر تملق خود را با اسم واقعي خود منتشر نككند تا آنها هم به كاروان منفورين نپيوندند. واقعيت است؛ مهم نيست كسي خوشش بيايد يا نه.
سرناهار امروز گله مي كردم از تخريب هاي ناجوانمردانه اي كه رسانه هاي جناح راست عليه ميرحسين به راه انداخته اند. دوست سرد و گرم چشيده اي خنديد و گفت:نگران نباش؛ اتفاقا اين تخريب ها نشان از رشد محبوبيت ميرحسين دارد. مي گويند در دولت خاتمي رسم بوده وزارت اطلاعات نتايج نظرسنجي هاي خود را در اختيار ساير كانديداها قرار مي داده است. بر اساس همين نظرسنجي ها هم گفته شده بود احمدي نژاد مثلا در جايي مثل تهران اول مي شود و....
اما در دوره احمدي نژاد اين نظرسنجي ها صرفا در اختيار رئيس دولت كه خود يك پاي ماجرا است قرار مي گيرد و ساير رقبا از اين امكان محرومند. طبيعي است كه افزايش حملات دولت به كانديدايي خاص در اين شرايط نشان از افزايش احتمال پيروزي آن كانديدا در انتخابات دارد.
ما روزنامه نگاران كه بيش از بقيه طيف ها در ميان مردميم، به وضوح مي بينيم كه فيلم اول و دوم ميرحسين كارخود را كرده و محبوبيت وي را به بالاترين سطح ممكن رسانده است.
سردرگمي ميان حاميان احمدي نژاد از سويي و تلاش رئيس دولت براي بازي با احساسات مردم در فيلم هاي نمايشي نشان از آغاز شمارش معكوس براي اتفاقي بس بزرگ دارد. اتفاقي كه همه اميدش را دارند.
اين مطلب را براي همشهري 5 خرداد نوشتم:
1- ننگ ترور رفيق حريري آنقدر بزرگ بود كه كسي را جرات برعهده گرفتن آن نيامد. آنقدر بزرگ بود كه در كشوري كه آن را كشور ترورها مي خوانند، تاريخ معاصرش را به 2 دوره قبل و پس از ترور حريري تقسيم مي كنند.
فيس بوك هم فيلتر شد. فيس بوك خانه اي است براي آناني كه به دنبال گفت و گو و چالشند. به چالش كشيدن حرف و تفكر آن هم با محترمانه ترين الفاظ.
فيس بوك براي ما ايراني ها، اين روزها به محلي براي حمايت از ميرحسين موسوي تبديل شده بود. ابراز ارادت ها همان است كه بود. با فيلترينگ كم و زياد نمي شود. فقط نوعش فرق خواهد كرد و احتمالا فراتر از محيط مجازي خواهد رفت. ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه در كارند تا احمدي نژاد بار ديگر رئيس جمهور شود. حتي به اين محيط هم رحم نمي شود. هرجا صدايي جدا از صداي محمود احمدي نژاد بلند است بايد در سينه حبس شود تا بار ديگر همان شود كه 4 سال پيش شد. اميد كه چنين نشود.
سخنراني جمعه شب ميرحسين حسابي اسباب سرگيجي طرفداران احمدي نژاد را فراهم كرده است. هرچه در اين 4 سال بافته بودند با سخنراني 30 دقيقه اي موسوي پنبه شد. چه سست است خانه عنكبوت.
سخنراني جمعه شب ميرحسين حسابي اسباب سرگيجي طرفداران احمدي نژاد را فراهم كرده است. هرچه در اين 4 سال بافته بودند با سخنراني 30 دقيقه اي موسوي پنبه شد. چه سست است خانه عنكبوت.
گفته
می شود، بیت آیت الله بهجت از رفتار رئیس جمهور پس از خروج از مراسم اظهار تاسف شدید نموده
است، یک منبع نزدیک به بیت مرجع راحل، آیت الله بهجت با اشاره به رفتار رئیس جمهوربه
هنگام خروج از حرم حضرت معصومه، دست تکان دادن آقای احمدی نژاد برای همراهان خود که فریاد می زدند : احمدی پاینده، رئیس جمهور آینده
را مایه تاسف و موهن خواند، برخی از نزدیکان آیت الله بهجت نیز با انتقاد از رفتار
احمدی نژاد تاکید کردند «ـ آیت الله بهجت همه چهارسال گذشته در برابر فشارهای مختلف مقاومت نموده ، به هیچ روی حاضر به پذیرفتن احمدی
نژاد نشد، ایشان پس از اطلاع از واقعه ادعای هاله نور در نیویورک تنها یکبار فرمودند :
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و به مسئولان دفتر تاکید نمودند، لزومی به پذیرش آقای احمدی نژاد در این بیت نمی بینند
منبع: سايت 22 خرداد