تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار

سايت هاي راست مخصوصا فارس و رجا نيوز چه تلاشي مي كنند براي گفت و گوي ايران و آمريكا. چه خبر شده؟ حرام خدا حلال شده است؟‌

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

از آن زمان كه دست راست و چپم را هم نمي شناختم تا الان خيلي هم عوض نشدم. اون زمان اسباب بازي ام چيزي بود و امروز چيزي ديگر. اون زمان ها يك عده باهام بازي مي كردند و امروز يك عده ديگر. اون زمان ها بچه لقب داشتم و اينك بزرگ. نمي دونم به راستي بزرگ شدم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ننگ قتل بوتو آنقدر گران بود كه حتي طالبان پاكستان و بيت الله محسود رهبر آن كه افتخاري جز كشتار ندارند هم جرات نكردند آن را گردن گيرند. چاره اي هم نبود؛ هر قتلي را بايد مقصري باشد. از همين رو هم بود كه دستگاه اطلاعاتي مخوف پاكستان كه حتي رئيس جمهورش هم كنترلي بر آن ندارد همين طالبان و جريان افراط را عامل اين "ننگ" بزرگ معرفي كرد تا شايد آمران قتل ها كمي بيشتر در پرده مي ماندند.

خون به ناحق ريخته شده بوتو اما خيلي زود دامن خيلي ها را گرفت. آن روزي كه حزب همين بوتو كنترل مجلس را در دست گرفت و با خواري ژنرال مشرف را از اريكه قدرت به زير كشيد بيلاوال بوتو، اشك در چشم فرياد برآورد كه انتقام مادر را گرفتيم.

روزنامه كيهان كه دستي طولاني در پيش بيني دارد روز پنج شنبه يادداشتي داشت كه تعجب هر خواننده اي را بر مي انگيخت. عجيب است كه "بوي الرحمن" خيلي از بازداشت ها و توقيف ها ابتدا از كيهان بلند مي شود. خبر از غيب داشتن ها به خودي خود بد نيست چه آنكه در ايالات متحده هم نيويورك تايمز گاهي از پرونده هايي خبر مي دهد كه دولت آمريكا به هيچ وجه خواستار علني شدن آن نبود. پرونده شكنجه زندانيان گوانتانامو يا زندان ابوغريب را كه كيهان و رسالت اول بار منتشر نكردند. همين روزنامه هاي استكبار بر دامن دولت بوش آتش انداختند و درنهايت آن شد كه مي دانيد.

تهديد غير مستقيم سيدمحمد خاتمي به قتل چيزي نيست كه با خنده و شوخي و نهايتا گفتن "كيهان است ديگر" بتوان از كنارش گذشت. اين خود حامل يك "پيام" است. بايد ساعت ها بلكه روزها نشست و درباره اين پيام بحث كرد.

حالا شايد بهتر بتوان دلايل خاتمي را در دوران پيش از نامزدي درك كرد آنگاه كه مي گفت: ترجيحم بر نيامدن است.

رسانه هاي منسوب به جناح راست فراوان است از اخباري درباره عدم محبوبيت خاتمي و اقبال مردم به رئيس دولت نهم. خبر سراسر كذب شعار عليه خاتمي در راه پيمايي سالگرد پيروزي انقلاب هم توسط همين رسانه ها منتشر شد. تلاش براي القاي دشمني خاتمي با موسوي و كروبي هم از دل همين ها بيرون مي آيد اما چه مي توان كرد كه اين ها همه براي پركردن صفحات روزنامه هاي بي خواننده همين طايفه خوب است و خاصيت ديگري ندارد.

تهديد به خاتمي به قتل از آن رو است كه آمدن او همه بافته هاي 4 سال اخير اين طايفه را درخطر انداخته است و الا نامزدي نامحبوب( به ادعاي آنان) كه ديگر تهديد به قتل ندارد.

نويسنده كيهان نوشته است: "آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است."

اين نيز دروغي بس بزرگ است. بوتو وقتي به پاكستان آمد بر خلاف مذاكرات خود با نمايندگان مشرف در امارات سكوت نكرد و به جاي توافقي اندك با دستاوردهاي سياسي اندك، مستقيما چنگ در صورت جريان افراط انداخت و در اولين گام اصلاح ساختار اطلاعاتي اين كشور را خواستار شد؛ همان سازماني كه پدرش براي امنيت پاكستان ايجاد كرده و اينك به ساختاري مخوف براي ايجاد ناامني در كشورهاي منطقه و كشتار مخالفان داخلي تبديل شده بود. پيروزي حزب مردم در انتخابات هم قطعي ترين پيش بيني انتخابات بود. اتفاقا برخلاف ادعاي نويسنده كيهان در آن برهه پرويز مشرف همه كار براي بقاي خود مي كرد و تازه يك سالي بود كه "متحد استراتژيك" بوش لقب گرفته بود.

خيلي ها تلاش دارند تا جو انتخابات را به خشونت بكشند. همين هم يك پيام براي مردي است كه از قضا ميانه اي با اين سبك از سياست ورزي ندارد. كسي چه مي داند شايد اين هم "نيمه پنهان" سياست ورزي باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 

اين روزها خبرگزاري هايي چون فارس و ديگر رسانه هاي حامي دولت تلاش مي كنند تا نامزدي خاتمي را در مقابل خواست ميرحسين موسوي قرار دهند و ميرحسين را عصباني از اين ماجرا جلوه دهند. از سويي برخي مدعي اند مير حسين همچنان نامزد بالقوه است و...

مير حسين همواره تلاش فراواني داشته تا خود را خارج از چارچوب راست و چپ معرفي كند. وي قطعا كانديد انتخابات نيست اما براي اينكه خود را هماهنگ با كسي هم معرفي نكند اعلام عده نامزدي خود را به وقت ديگري موكول كرده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

رسانه هاي غربي و راديو و تلويزيون هاي فارسي زبان در روزهاي منتهي به سي امين سالگرد انقلاب تلاش فراواني كردند تا با ناديده گرفتن دستاوردهاي انقلاب، آن را شكست خورده معرفي كنند. اگر به برنامه هاي اين چند روز اين رسانه ها توجه كرده باشيد چند محور در آن خودنمايي مي كرد:

1-      تلاش براي كم اهميت جلوه دادن پرتاب ماهواره اميد و پيوستن ايران به چند كشور محدود داراي اين فناوري

2-      حمله به رهبري ايران( اوج اين تلاش در دعوت از محسن سازگارا از متهمان پرونده انفجار نخست وزيري توسط بي بي سي بود).

3-      حمله به سپاه و بسيج

4-      زير سوال بردن همه دستاوردهاي انقلاب.

تلاش كرده ام همواره مطالعاتي به دور از قضاوت داشته باشم. جالب است كه همواره برخي تلاش مي كنند دوره ديكتاتوري طاغوت را ايده آل و همه چيز را گل و بلبل جلوه دهند. وضع كنوني مردم مسلما ايده آل نيست اما انصاف بايد داد و پرسيد رژيم شاه به راستي اين همه منابع عظيم را چه كرده بود؟ 100 هزار مستشار آمريكايي در ايران چه مي كردند؟

 بر اين اعتقادم كه انقلاب ايران در حال پيمودن مسيري رو به رشد و تعالي- علي رغم همه مشكلاتي كه دارد- است. سي امين سالگرد انقلاب را در حالي جشن مي گيريم كه با وجود 8 سال جنگ نفسگير و 30 سال تحريم شرق و غرب، در راهي ايستاده ايم كه لااقل مي دانيم روشن است. اگر چه چاله و چاه آن نيز كم نيست اما پيمودني است. فجر پيروزي بر شما مبارك.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

آن زماني كه موري نخست وزير ژاپن بود بالاخره روزي قرار مي شود تا ديداري با كلينتون داشته باشد.

از آنجايي كه موري اصلا انگليسي نمي دانست اطرافيانش تصميم مي گيرند در حد يكي دو جمله انگليسي به وي ياد دهند تا حداقل تعارفات ديپلماتيك بين 2 طرف انجام گرفته باشد. به موري مي گويند وقتي به كلينتون رسيدي بايد بگي: How r u' و كلينتون هم در جواب تو بايد بگويد: 'I am fine, and you كه تو هم در اين جا مي گويي: me too و از اين جا به بعد را هم ماخودمان هستيم و كمك مي كنيم.

موري كلي تمرين مي كند و هنگامي كه به كلينتون مي رسد خطاب به وي به جاي جمله تمرين شده مي گويد: Who r u. كلينتون هم خيال مي كند نخست وزير ژاپن شوخي مي كند؛ مي خندد و به موري مي گويد: Well, I'm Hillary's husband, ha-ha... كه ناگهان موري هم در جواب وي طبق تمرين مي گويد: Me too

چند دقيقه اي سكوت عجيبي فضاي جلسه را فرا گرفت و همه به هم نگاه مي كردند. اخم كلينتون هم تا زماني از واقعيت مطلع نشد باز نشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

چند روزي است مي خواستم درباره بلاي خانمان سوزي كه گريبان مطبوعات مظلوم ما را گرفته، بنويسم كه فرصت نمي شد.

 سوم تير 1384 به راستي آغازي بود بر ورود طيف گسترده اي از" غريبه ها" به عرصه مطبوعات ايران كه من گاها آنان را "افغاني" مي خوانم. قصد توهين به مردم شريف افغانستان را ندارم اما چه كنم كه براي تبيين واژه اي كه به گوش و چشم همه آشنا باشد واژه اي جز اين سراغ ندارم.

 طيف مذكور هرچه از كار روزنامه و روزنامه نگاري سرچشمه نداشت اما در عوض به منبع عظيمي از پول و قدرت دسترسي پيدا كرده بود كه همين امر نيز سبب ابراز وجود نسبي آنان در مطبوعات شد.

 "افغاني ها" ناگاه سرازير مطبوعات ايران شدند. روزنامه ها و سايت هايي كه منسوب به دولت بود پر شد از كساني كه فرق تلكس و گزارش خبري و يادداشت را نمي دانستند. خبرگزاري هايي چون ايسنا و ايرنا هم از هجمه "افاغنه" در امان نماندند. جالب اينجا بود اين طيف بر اريكه اي تكيه مي زدند كه خود نيز نيك مي دانستند برايشان بس بزرگ است. اما ماموريم و معذور كار خودش را خوب مي كرد. رسانه هاي دولتي و منسوب به دولت ناگهان پر شدند از كساني كه "پرمدعا" اما "تهي" بودند. همه هم يك ماموريت داشتند و آن دولتي كردن رسانه و خفه كردن اندك صداهاي مخالف و به عبارت درست "نابود كردن روزنامه نگاري مستقل ايراني" بود.

 عمق اين فاجعه را تنها كساني مي فهمند كه خود بخشي از اين ماجرا بوده و يا شنيده باشند. براي مردم عادي كه معمولا دور از اين جرياناتند اين مصاديق چندان عيني نيست. عجيب است روزنامه نگاراني كه قلمي داشتند و دردي، همه با بروز اين جريان يا تصفيه شدند يا گوشه عزلت گزيدند و يا براي درچشم نبودن ناخواسته تن به تغيير گروه و فاز حركتي خود دادند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

خاتمي از صبح تا عصر دوشنبه را در جمع مشاورانش به بررسي حضور يا عدم حضور خود در انتخابات پرداخت و نتيجه آنكه قرار شد فردا سه شنبه رسما آمدن خاتمي اعلام مي شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

عملكرد تلويزيون بي بي سي فارسي در روزهاي اول فعاليت اين شبكه، نسبتا بي طرفانه بود اما پس از آنكه در ايران رسما اعلام شد همكاري با اين شبكه جرم تلقي مي شود، شاهد رفتاري متفاوت از آن بوده ايم.

 اين رفتار كه من آن را حركت به سوي راديكاليزه شدن اين شبكه مي دانم در روزهاي اخير ملموس است بگونه اي كه مثلا كارشناسي - كه بعدا معلوم شد چندتن از اقوامش هم جزو منافقين بوده اند- به بهانه قبرستان خاوران اقدام به فحاشي عليه نظام كرد. بي بي سي همچنين در برنامه هاي فيچر خود از كساني استفاده مي كند - كه حتي اگر در ايران هم مي بودند جايگاهي نداشتند- و بعد آنان دليل حضور خود در خارج از كشور را "نبود آزادي" در ايران ذكر مي كنند. دخترك عكاسي كه آثارش بيشتر به شوخي شبيه بود تا اثر حرفه اي، آنچنان از آزاد نبودن عكاسان در ايران سخن مي گفت كه گويا بارها به همين جرم زندان رفته است.

 بي بي سي فارسي امكان استفاده از كارشناسان و روزنامه نگاران حاضر در ايران را براي بالابردن كيفيت مطالب خود از دست داده است و ناشيانه به كارشناسان و كساني روي آورده است كه بيشتر عقده هاي فردي و گروهي به نظام ايران دارند تا سخني كارشناسانه.

عناد با نظام و حكومت ايران مهمترين شاخصه عملكرد بي بي سي در 7 روز گذشته است. اين موضوع در برنامه هاي آن مشهود است و نشان از بستن شمشير از رو دارد. اين شبكه با هياهوي فراواني شروع به كار كرد و اينك – لااقل تاالان- نشان هايي از خود بروز مي دهد كه نشان از پيمودن همان مسير ناموفق تلويزيون فارسي صداي آمريكا است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

در ماجراي پيش آمده ميان برنامه نود و سازمان تربيت بدني( به نمايندگي از دولت نهم) اما و اگر و نكات پنهاني وجود دارد كه نگاهي به آنها مي تواند تا حدودي گره از زواياي پنهان اين ماجرا باز كند.

 در آن هنگام كه ماجراي علي كردان، وزير كشور سابق دولت نهم به ماوراي مرزها رسيده بود و در داخل در هر محفل و بزمي سخن از كردار زشت وزيري بود كه ساليان درازي با مدارك جعلي بر هر پست و مقامي تكيه زده بود، ظريفي در دولت نهم اينگونه گفت كه كردان سپر دولت شده است.

 اين سخن البته در دفاع از كردان گفته شد اما نكات فراواني را هم در ميان خود پنهان داشت كه "سپر بلا" مهمترين آن بود.

 همه مي دانيم و نكته تازه اي هم نيست كه دولت نهم مشكلات فراواني در پيشبرد اهداف و برنامه هاي خود دارد كه مهمترين آنها در بعد بيروني لا ينحل ماندن بحث معيشتي و سوال بي پاسخي است كه چگونه اين معجزه اتفاق  افتاد كه با نفت 140 دلاري معيشت مردم از نفت 15 دلاري هم بدتر شده است؟ پس شعار نفت بر سر سفره ها چه شد؟

 در بعد خود دولت هم پيداست كه شمارش معكوس براي انتخابات رياست جمهوري آغاز شده است و اگر مورخين براي اوباما "100 روز اول رئيس جمهور" را مي نويسند براي دولت نهم بايد آرام آرام "100 روز آخر" را نگارش كرد.

 اگر فرض را بر تصميم آقاي احمدي نژاد براي شركت در انتخابات بدانيم – كه مسلما همين است- آنگاه بايد اين حق را به دولت داد كه براي بدعهدي ها و وضعيتي كه همه شاهدش هستيم به دنبال سپري بگردد.

 ماجراي علي كردان را خاطرتان هست؟ كردان به راستي سپر دولت نهم در اقتصاد، سياست داخلي و خارجي و... شد. بي جهت نبود آنگاه كه همه از وي انتقاد مي كردند، احمدي نژاد مدارك تحصيلي - كه گاه فردي عمرش را صرف آن مي كند و به ثمن بخس در اختيار وزيرش گذاشته بودند - را "كاغذ پاره" بخواند.

ناتواني دولت ها در برآورده ساختن خواسته هاي مردمي آنها را وادار به فرافكني مي كند. نمونه خارجي اين ماجرا هم كسي نيست جز حامد كرزي، رئيس جمهوري افغانستان كه با همه سرمايه گذاري هاي غرب تاكنون نتوانسته است گرهي از مشكلات مردم مظلوم افغانستان باز كند. در داخل كشور هم چه توان گفت كه گفته اند آنچه عيان است چه حاجت به بيان است. در افغانستان بيش از 100 هزار نيروي خارجي وجود دارند و چه فرصتي از اين بهتر كه حامد كرزي كه همه ناكامي هاي دولتش  را به گردن آنان اندازد و غافل از آنكه اگر همينان نبودند كرزي هم نبود.

 هر ناكامي براي توجيه ناكامي اش سپر مي خواهد. كودك خطاكار گناهش را به گردن برادر و خواهر بي گناهش انداخته و سلسله وار دولت هم به شكلي ديگر همين اقدام را تكرار مي كنند. دولت ها گاه خود سپرسازي مي كنند و گاه ديگر با زيركي از فرصت ها براي سپر سازي استفاده مي كنند.

 دولت نهم هم در ماجراي "دكتر" كردان و هم در ماجراي برنامه نود هوشمندانه عمل مي كند. بنگريد به تيتر روزنامه ها و سرمقاله هاي روزنامه هاي منتقد دولت در چند روز گذشته. اين ماجرا چندان هم پنهان نيست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

عزيزم جشن ميلادت مبارك

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دندانم چند روزي بود خيلي درد مي كرد. با مطب يكي از پزشكان طرف قرارداد با بيمه تماس گرفتم. خانم منشي اولين سوالي كه پرسيد اين بود: شما چند سالتونه؟ وقتي گفتم 29، سريع گفت: شرمنده ايم، خانم دكتر مريض آقا ( بخوانيد جوان) نمي بينند.

 

خنده ام گرفته بود. فكر كردم در مقابل دوربين مخفي قرار گرفته ام. تشكر كردم و بعد از قطع كردن گوشي داشتم به اين فكر مي كردم كه اين خانم دكتر اصلا چرا دكتر شد؟ آن هم دندانپزشك كه يك چيز عمومي است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ناهوم بورني، نويسنده مشهور روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارنوت حدود 7 ماه پيش صراحتا اعلام كرد:هرچند اسرائيل امروز از نظر نظامي و اقتصادي قدرتمند شده، اما جامعه اسرائيل اعتماد به نفس خود را از دست داده است...

 پس از شكست اسرائيل در جنگ دوم لبنان و ناتواني اين رژيم در دستيابي به اهداف تعيين شده در ابتداي جنگ، موجي از نااميدي و حيرت جامعه صهيونيستي را فرا گرفت. به توصيه استراتژيست هاي اين رژيم بلافاصله كميته اي به نام وينوگراد به رياست "الیاهو وینوگراد"براي بررسي دلايل شكست اين رژيم در مقابل حزب الله تشكيل شد. كميته مذكور پس از ماهها تحقيق و مصاحبه با افسران ارشد اين رژيم گزارشي را منتشر كرد كه در حاشيه آن مي شد ترديدهاي جدي اين گزارش به ادامه حيات اسرائيل و يكه تازي آن در منطقه را مشاهده كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |