عجیب است که اسفندیار رحیم مشایی از افزایش چند ده درصدی سفرهای مردم در ایام نوروز خبر می دهد و اینکه 70 میلیون نفر سفر در ایام نوروز انجام شده است و آن وقت آمار و ارقام از کاهش 30 درصدی مصرف بنزین در ایام نوروز خبر می دهند.
نتیجه یک: رحیم مشایی دروغ می گوید
نتیجه دو: آمارهای وزارت نفت دروغ و جنگ روانی علیه دولت است.
نتیجه سه: ...
۱- مخاطب را فاقد فهم و شعور دانست
۲- او را دارای قدرت فکر و تمیز سره از ناسره دانست.
شاید عجیب باشد اما بسیاری از مدیران مطبوعات-دبیران و حتی خبرنگاران کشور در تنظیم اخبار روزنامه ها کوچکترین توجهی به طیف مخاطبان خود نمی کنند و صفحات را بر اساس میل خود و نه آنچه سلیقه مخاطب است در می آورند. اگر اینگونه نبود شاهد این حجم گسترده از روزنامه های برگشتی نبودیم. شاید یکی از دلایل اقبال گسترده مردم به نشریات و مجلات خانوادگی و اجتماعی توجه آنان به سلیقه مخاطب باشد.
انتشار اخبار کهنه و صرفا تلکسی در روزنامه ها به طوری که بدون اغراق ۷۰ درصد از صفحات را اخبار نلکس تشکیل می دهند سبب شده تا مخاطبان روزنامه ها دیگر کمتر توجهی به آنها داشته باشند. تقریبا همه مردم و بخصوص جوانان به اینترنت در محل کار و منزل خود دسترسی دارند. آنها هم که پیگیر اخبارند طبیعتا هرروز اخبار را از خبرگزاری های داخلی و خارجی دنبال می کنند و طبیعی است که روزنامه ای که اخبار دیروز را خشک و خالی و بدور از هر تحلیلی تحویل آنان دهد فاقد هرگونه جذابیتی خواهد بود.
در ایران روزنامه هایی که رویکرد تحلیلی و کارشناسی به موضوعات و اخبار داشته باشند از تعداد انگشتان یک دست هم کمترند و از قضا با اقبال گسترده ای هم مواجهند. شرق به این دلیل شرق شد که به انتشار اخبار بسنده نکرد و در کنار آن حجم گسترده ای از تحلیل هم به مخاطب خاص و عام ارایه می داد. شرق با این حال ایده آل نبود و می شود روزنامه ای بس بهتر از شرق هم منتشر کرد به شرطی که تفکری در پس آن باشد که برای مخاطب به عنوان فردی صاحب فکر و اندیشه ارزش قایل باشد نه آنکه او را گوسفندی بداند که هرچه به خوردش دهند نفهمد و نداند. مخاطب امروز در روزنامه های ما جایی ندارد. سلیقه او برایمان اهمیتی ندارد. باهمه ادا و اطوار روشنفکری که مدیران مطبوعات کشور در می آورند غیر مستقیم به مخاطب ایرانی بیچاره خود می گویند: همین است که هست.
غول گرانی آرام آرام همه را می بلعد و مارا بیش از همه. قیمت ها از هیچ منطقی پیروی نمی کنند. گوش کسی هم بدهکار نیست. برای مردم مهم نیست آمار و ارقامی که بعضا اثری از واقعیت هم ندارند بلکه مهم آن چیزی است که مشاهده می کنند. قیمت نان بالا رفته....سبزی و گوشت هم . کرایه تاکسی ها عشقی شده اند و هرکس هرآن قدر در توانش باشد می ستاند. عجیب است که دیگر مانند گذشته هم کسی را حوصله دفاع از حق نیست و همه به نوعی به خورده شدن حقشان عادت کرده اند. آرام آرام به جایی می رسیم که به ریال حقوق می گیریم و به دلار خرج می کنیم. همه ساز خود را می زنند. رقم واقعی تورم اگر گفته شود شاید بتوان گفت چه در حال رخ دادن است. انگار کسی پا بر حنجره مردم گذارده و فشار می دهد.
اولویت مردم در مطالعه روزنامه همان است که ذکر کردم اما من بین الملل نویس هم وظیفه ای دوچندان و سخت دارم تا بتوانم با درآوردن صفحاتی جذاب شوق و ذوق مخاطب برای مطالعه صفحه ام را دوچندان کنم. کاری سخت است که اگر آسان بود وضع صفحات بین الملل این نبود که مخاطب عام حتی نیم نگاهی هم به آن نیندازد. بین الملل نویس مطبوعات هم بسیار نایابند و بیشتر شاهد حضور مترجمانی قهار در این حوزه هستیم تا خبرنگارانی که صاحب تفکر و ایده باشند.
عجیب است که خبر استعفای وزرا اول به صورت گسترده در سایت های رسمی و غیررسمی و خبرگزاری ها منتشر شود و بعد سخنگوی دولت آنها را تکذیب کرده و درنهایت همانی شود که سایت ها گفته اند. هرطور که این اتفاق را بنگریم یعنی اگر فرض را آنطور که آقای الهام گفته است بر ندانستن ایشان بگذاریم که اتفاقی بس بد است برای دولت که اخبارش درحالی همه جا ورد زبانها باشد که سخنگویش از آن بیخبر باشد. اگر هم بنارابر دانستن و دروغ سخنگو بگذاریم آن وقت جز ناشی گری سیاسی چه نامی می توان بر آن نهاد؟
بیربط : خبر دست داشتن عربستات و اردن در ترور مغنیه را یک سایت مجهول عربی ضد ایرانی منتشر می کند. فارس ترجمه و کیهان تیتر یک خود می کند. همه این وقایع در حالی است که حزب الله و سوریه کمترین اظهار نظری نکرده اند. این سناریو تنها ایران را با عربستان و به طبع آن با بخش بزرگی از جهان عرب دشمن می کند.
اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم.
تردیدی نیست که همه گروههای سیاسی برای پیشبرد و تبلیغ آرا و افکار خود نیازمند داشتن نشریه و سایت هستند و این حق آنان است که بتوانند ارتباطی اینگونه با اعضا و هواداران خود برقرار کنند. بالطبع اعضای آن حزب و سازمان سیاسی هم در نشریه خود موافق و یا مخالف ساختار سیاسی موجود قلم فرسایی می کنند. تا بدین جای کار را گمان نمی کنم اختلافی با دوستان داشته باشم مگر از این به بعد.
درهمه رسانه های حرفه ای دنیا رسم است که می گویند روزنامه نگار باید دارای خط مشی مستقل باشد و اگرچه همانند همه آحاد جامعه دارای نظریات سیاسی خاص خود است اما اجازه ندارد در قامت یک روزنامه نگار تمایلات سیاسی خود را به خورد جامعه دهد. بزرگترین عیبی که بر طیفی از دوستان و همکاران مطبوعاتی وارد است شاید این باشد که با پیوستن به احزاب و سازمان های سیاسی مشی مستقل خود را زیر سوال برده اند. روزنامه نگاری که مشغول ارایه کار حرفه ای است نباید خود را درچارچوب بازی های مرسوم سیاسی وارد کرده و درعوض سیر مشی مستقل به بازوی مطبوعاتی احزاب سیاسی تبدیل شود. مگر آنکه دیگر نه به نام روزنامه نگار بلکه رسما به عنوان عضو فلان سازمان یا حزب بنویسد. اشکالی که در انتخابات اخیر مجلس شوراها در میان برخی همکاران وجود داشت وبه چشم آمد همین بود. کم نبودند همکارانی که دعوت به رای دادن به لیست احزاب یا ائتلاف های گوناگون از همه جناح های کشور کردند. این دیگر روزنامه نگاری نیست.
مختار در انظار مصاحبه- ساعت 3 بامداد- هتل استقلال

يوسف بن علوي وزير خارجه عمان
علي دعموش رييس شوراي روابط خارجي حزب الله
موسي ابومرزوق معاون رييس دفتر سياسي حماس

اسماعيل هنيه نخست وزير دولت حماس
هوشيار زيباري وزير خارجه عراق

عبدالعزيز حكيم رييس مجلس اعلا
قاضي دادگاه صدام
بدترین اتفاقی که در حوزه رسانه می تواند در دنیا اتفاق بیفتد تعطیل جریان خبررسانی به هر دلیلی است. حال مهم نیست این تعطیلی به دلیل اجرای حکومت نظامی در بغداد و به طبع آن تعطیلی روزنامه ها باشد یا آنکه سالی یک عیدنوروز بیاید و در جریان اطلاع رسانی در ایران بیش از بیست روز وقفه بیفتد. کجای دنیا اینگونه است که ما هستیم؟ با جوامع توسعه یافته که قابل مقایسه نیستیم که از آنها مثال بیاورم. روزگاری اعراب را جوجه ای در روزنامه نگاری نوین می پنداشتیم و اینک آنچنان گوی سبقت را از ما ربوده اند که بعید می دانم تا لااقل چند سال به گرد پایشان هم برسیم.
آنچه در ایران به بهانه های مختلفی چون برف, نوروز و .... اتفاق می افتد شاخصه ای است که تنها در کشوری جهان سومی آن هم عجیب ترین نوع آن اتفاق می افتد. سرعت تحولات سیاسی و اقتصادی دنیا آنقدر بالاست که کار به ثانیه ها هم گره خورده است. پیش بینی ها اکنون این است که طی بیست سال آینده روزنامه های کشورهای توسعه یافته به صورت 24 ساعته چاپ می شوند. نیویورک تایمز, هرالد تریبون, فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از غول های رسانه هم گامهایی برای این امر برداشته اند تا از خبر عقب نیفتند. در ایران اما هرسال دست روی دست می زنیم و آه از نهاد همه بلند که هرسال دریغ از پارسال.