وقتي كه سر سفره هفت سين دعاي يامقلب القلوب مي خوانيم به اين اميد كه سالي خوب و خوش داشته باشيم, وقتي براي همه فاميل و غير فاميل دعا مي كنيم , وقتي بدي دشمنان را به زيبايي بهار مي بخشيم و وقتي... چه مي دانيم كه در سال جديد چه بر ما خواهد گذشت.
حرف تكراري بگويم, سال 86 باهمه خوبي ها و بدي هايش تمام شد. سالي كه گذشت و نفس هاي آخرش را دارد میکشد ، من آن گمشده خود را يافتم و به فرشته اي رسيدم كه آرزويش را داشتم. ازدواج با فرشته خانم مهمترين و شيرين ترين اتفاق زندگي من در سالي كه گذشت بود. گذشت, ايمان, منطق و عشق همه آن چيزي است كه در او يافته ام. اوست كه شيريني نوروز 87 من است. هم اوست كه تلخي ها را به كامم شيرين مي كند. مقدمش در زندگي ام گلباران.
نمي خواهم كام شيرين دوستان را تلخ كنم اما سالي كه گذشت چند عزيز را از دست دادم كه داغشان بر شانه هايم همچنان سنگيني مي كند. چه مي توان كرد كه عمر بشر اينگونه است. كسي مي آيد از در و كسي برون مي رود از آن.
آرزوي سلامت و شادي براي دوستان آرزويي است كه همواره دارم. باشد که در این نوروز باستانی زیر سایه حضرت مولا(ع) سالی پر از عزت پیش رو داشته باشند.
اینکه رقیب اصلاح طلبان چه کسی و در چه جایگاهی باشد چندان مهم نیست اگر آنان به ائتلافی فراگیر برسند. همچنین چندان مهم نیست که رقیبشان کیست اگر آنان به ائتلاف نرسند چراکه باز هم شکست های گذشته ادامه خواهد داشت.
آنان باید از هم اکنون به فکر فردایی باشند که چندچهره اتفاقا صاحب رای - به اشتباه جای گرفته در صندوق اصلاحات- همزمان اعلام حضور می کنند و رای می شکنند و نه خود به پاستور می روند و نه می گذارند دیگر اصلاح طلبان. واقعیت دیگری هم در میان این طیف جاری است و آن اینکه پذیرفتن کاندیدایی از حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را برنخواهند تافت و ترجیح می دهند وی (کاندیدای دوحزب مذکور) را رقیب اصلی خود فرض کرده و ابتدا او را بر زمین بکوبند و آنگاه اگر رمقی باقی ماند به سراغ رقیب اصلی بروند.
قیمت نفت رویایی تر از آن است که کسی را در جناح راست کشور متقاعد به رقابت با رییس فعلی دولت کند. اصلاح طلبان اگر خواهان بدست گرفتن دوباره پست ریاست جمهوری هستند چاره ای ندارند که حداکثر تا پایان شهریور ۱۳۸۷ بر سر یک نفر به ائتلاف برسند یا آنکه همچنان شکست قوت آنان خواهد شد.
در همه انتخابات هایی که در نظام جمهوری اسلامی تاکنون برگزار شده است همواره بر این اصل تاکید شده که این انتخابات مهمترین انتخابات است. درعالم واقع این اهمیت نمی تواند دلیلی داشته باشد جز آنکه کشور هرسال با تهدیدات بیشتری مواجه است.
نکته دیگری که تقریبا در همه انتخاباتها بر آن تکیه شده است تاکید بر لزوم ناامید کردن دشمن است. انتخاباتی را سراغ ندارم که رسانه های حکومتی بر این امر تاکید و اصرار نکرده باشند که دشمن را ناامید کنید یا اینکه دشمنان منتظر شرکت نکردن مردم در انتخابات هستند تا چنین کنند و چنان کنند.
همه آنانی هم که در صدا و سیما مورد این پرسش قرار می گیرند که چرا در انتخابات شرکت کرده اید جملگی این پاسخ را می دهند که ادای دین و وظیفه و مشتی محکم بر دهان استکبار جهانی و دشمنان انقلاب. کسی در میان سخنی نمی گوید که مثلا برای افزایش سطح مردمسالاری یا ارتقای دموکراسی در کشور یا حتی مثلا دستیابی به خواسته های معیشتی رای داده ام.
نمی دانم چند در صد مردم برای ابراز دشمنی خود با دشمنان انقلاب و ناامید کردن آنان رای می دهند اما این سوال برایم همچنان باقی است که آیا اگر روزی ما دشمنی نداشته باشیم که کینه ورزی او را مایه دعوت مردم به پای صندوق های رای قرار دهیم آن وقت چه بهانه ای برای این کار لازم است؟
کشورهای دیگر به چه صورت مردم را برای رای دادن تشویق می کنند؟ آنانی که دشمن بالقوه هم ندارند چه می گویند به مردمشان؟ مطالبات معیشتی خواسته چندم مردم است و آیا در انتخابشان در تاثیر گذار بوده است؟
در هیاهوی انتخابات مجلس شورا آن خبری که در میان موج اخبار گم شد و کمتر سخنی از آن گفته شد , استعفای ویلیام فالون فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه بود. آنچه اما دلیل استعفای شبه برکناری فالون عنوان شد و در سطح رسانه های دنیا فراوان از آن سخن گفته شد اختلاف نظر فالون و بوش بر سر کیس ایران بوده است.
در تحلیلی کلی می توان اینگونه نتیجه گرفت که نومحافظه کاران ساکن کاخ سفید در تحلیل های خود به این نتیجه رسیده اند که اگر دهها قطعنامه دیگر شورای امنیت هم علیه ایران صادر شود , این کشور دست از آنچه آنها بلند پروازی های اتمی می خوانند برنخواهد داشت و بلکه بالعکس آن را با جدیت بیشتری دنبال خواهد کرد.
اینگونه است که طرح حمله ولو محدود به دستور کار طیف تندرو کاخ سفید قرار گرفته و طرفداران راهبرد دیپلماسی که اکثرا در وزارت خارجه آمریکا حضور دارند در اقلیت قرار می گیرند. تردیدی نیست که بوش بر سر نحوه برخورد با ایران طرفدار دیپلماسی و سیاست نیست چه آنکه اگر اینگونه بود او خیلی زودتر از اینها می بایست این گزینه را انتخاب می کرد. به عنوان مثال رییس جمهور آمریکا کافی بود نامه رییس جمهوری ایران را پاسخی ولو کوتاه و همراه تعارفات دیپلماتیک دهد تا آنگاه نظاره گر باشد که چگونه دیوارهای یخی بی اعتمادی میان دوکشور آب خواهد شد. یا کافی بود اشارتی شود به نقش مثبت ایران در بحران عراق تا آ« شود که ذکرش رفت که خوب اینگونه نشد.
با این تفصیل در تحلیل استعفای فالون باید اینگونه گفت که ورود به فاز نظامی در برخورد با ایران به صورت جدی در دستور کار نومحافظه کاران ساکن کاخ سفید قرار گرفته است. ویلیام فالون ژنرالی کار آزموده و کهنه کار است. او صدها بار بهتر از بوش به اوضاع و احوال و مشکلات گریبانگیر ارتش ایالات متحده در خاورمیانه آگاهی دارد و نیک می داند که ورود به درگیری جدید در این منطقه در حالی که هنوز مشکلات فراوانی از عراق و افغانستان و حتی لبنان و فلسطین گریبان ارتش آمریکا را گرفته است کار چندان آسانی نخواهد بود. استعفای او شاید راه را برای جنگ طلبان هموارتر کند.
این داستان نیز ترجمه خودم است:
دو دوست در سفري به بياباني رسيدند. در بيابان بر سر مسايل جزيي با يكديگر به مشاجره پرداختند. دوست اول عصباني شد و سيلي محكمي به صورت دوستش زد. دوست دوم خم شد و روي شن هاي بيابان اينگونه نوشت: بهترين دوستم امروز به من سيلي زد".
دو دوست به مسير خود ادامه دادند تا آنكه درمسير راه دوست دومي ناگهان پايش در باتلاقي از گل فرو رفت و شروع به دست و پا زدن كرد. دوست اولي فورا دوست دوستش را گرفت و او را با زحمت فراوان از ميان باتلاق پر از لجن بيرون كشيد. اندكي استراحت كردند و پس از آن دوست دومي چكشي به دست گرفت و روي سنگي جمله اي به اين شرح حك كرد:" امروز بهترين دوستم جانم را نجات داد".
دوست اولي اندكي تامل كرد و از رفيقش پرسيد:" چرا وقتي سيلي به صورتت زدم روي شن هاي بيابان نوشتي و وقتي كه جانت را نجات دادم روي سنگ حكش كردي؟"
دوست دومي خنده اي كرد و گفت:" بدي ها را هميشه بايد روي شن نوشت تا با اولين باد از خاطه بروند و چيزي از آنها باقي نماند اما خوبي ها را بايد هميشه روي سنگ حك كرد تا هيچ طوفاني نتواند گزندي به آنها برساند. "
این داستان را خودم ترجمه کردم
همه احساس هاي روي زمين در جزيره اي جمع بودند. شادي – غم – دانش و همه احساس هاي ديگر از جمله عشق. روزي در جزيره ولوله اي افتاد كه بزودي همه جزيره به زير آب خواهد رفت. همه احساسات جز عشق سوار بر قايق شدند و جزيره را ترك كردند جز عشق كه تا آخرين لحظه در جزيره ماند. در آخرين لحظاتي كه جزيره داشت به زير آب مي رفت عشق نيز تصميم به ترك جزيره گرفت.
"ثروت" درحال گذر از كنار جزيره بود كه "عشق" از او خواست تا او را نيز همراه خود ببرد. " ثروت" اما پاسخ داد:" شرمنده ام. قايق من پر از طلا و نقره است و جايي براي تو نيست".
" عشق" نا اميد نشد. به "غرور" گفت:" ت. مرا از غرق شدن نجات بده و با خودت ببر". "غرور" نگاهي از سر تكبر كرد و گفت:" سر تا پاي تو خيس است. قايق من را خيس مي كني".
" عشق" اين بار به " غم" پناه برد و خواسته خود را تكرار كرد. "غم" نيز گفت:" من را به حال خود واگذار. حالم خيلي بد است. مي خواهم كه تنها باشم".
" شادي" هم كه از آن حوالي مي گذشت اينقدر خندان بود كه حتي نواي كمك " غم" را نيز نشنيد.
ناگهان صدايي بلند شد:" اي عشق دستت را به من بده. من كمكت مي كنم تا غرق نشوي". "غم" نيز بدون لحظه اي ترديد و حتي بدون آنكه بداند چه كسي به كمكش آمده با او همراه شد تا به جزيره اي خوش آب و هوا و سرسبز رسيدند. كمك كننده بدون آنكه انتظار تشكري از "عشق" داشته باشد رفت و عشق در اين حيرت ماند كه او چه كسي بود كه آن هنگام كه همه دست رد به سينه اش زده بودند به ياري اش شتافته بود.
"عشق" سرگردان بود و در جزيره قدم مي زد تا آنكه " دانايي" را ديد. از او پرسيد:" تو ديدي كه آنكه مرا نجات داد چه كسي بود؟" " دانايي" نگاه پرمعنايي به "عشق" كرد و پاسخ داد:" زمان" تو را نجات داد".
"عشق" از تعجب دهانش بازمانده بود و پرسيد:"چرا زمان؟" "دانش" خنده اي كرد و پاسخ داد:" چون تنها اين زمان است كه قدر عشق را مي فهمد".
جواد اطاعت دبير سياسي اعتماد ملي در گفتوگو با فارس:
حزب مشاركت يك حزب آرمانگراي ناكام است
در پي هدف قرار داده شدن يك مدرسه ديني يهوديان در بيتالمقدس غربي واقع در منطقه كريات موشه از سوي دو چریک عضو حماس دست كم 8 اسراييلي كشته و دهها تن ديگر زخمي شدند. دو چریک حماس با پوشیدن لباس مذهبی یهودیان توانسته بودند به این مرکز نفوذ کنند. در حال حاضر آماده باش كامل در تمامي مناطق اسرائيلي اعلام شده است.
احساس می کنم این عملیات پاسخ طبیعی حماس به آنچه طی روزهای گذشته در غزه اتفاق افتاد, بود. تقریبا همه مجامع بین المللی که در قبال کشتار مردم غزه سکوت کرده بودند عملیات اخیر حماس را محکوم کرده اند. ظلم و ستم اساس سازمان های بین المللی بخصوص شورای امنیت و سازمان ملل شده است. هیچ منطقی حکم نمی کند که جواب ظلم را دادن اشتباه باشد.
سومین قطعنامه تحریم های شورای امنیت علیه ایران با ۱۴ رای موافق به تصویب رسید. اندونزی به قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت علیه ایران رای ممتنع داد.
نمایندگان ۱۵ دولت عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد دوشنبه (۳ مارس) در نیویورک درباره قطعنامه پیشنهادی فرانسه و بریتانیا علیه ایران رای گیری کردند.
سه عضو غیر دائم شورای امنیت یعنی لیبی، ویتنام، آفریقای جنوبی هرچند پیشتر نگرانی هایی درباره پیش نویس قطعنامه ابراز کرده بودند، از قطعنامه جدید تحریم ها علیه ایران حمایت کردند.
لیبی و آفریقای جنوبی در گذشته برنامه های هسته ای سری داشته اند که آن را کنار گذاشتند.
اما اندونزی، پرجمعیت ترین کشور مسلمان در جهان، به قطعنامه جدید علیه ایران که قطعنامه ۱۸۰۳ نام دارد، رای ممتنع داد.
نماینده اندونزی یکی از دلایل این تصمیم را آن چه او عدم توجه شورای امنیت به همکاری های اخیر ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی خواند، دانست.
به این ترتیب سومین قطعنامه تحریم های شورای امنیت علیه ایران با ۱۴ رای موافق به تصویب رسید.
دو قطعنامه تحریم های گذشته علیه ایران به اتفاق آرا تصویب شدند.
در ابتدای جلسه رای گیری محمد خزائی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، سخنرانی کرد.
وی در این سخنرانی اقدام جدید شورا علیه ایران را به عنوان عملی "غیرقانونی" و "ناعادلانه" محکوم کرد.
قرار بود رای گیری درباره قطعنامه ایران روز شنبه (یکم مارس) انجام شود.
اما بریتانیا و فرانسه تصمیم گرفتند این رای گیری را به دوشنبه (۳ مارس) موکول کنند تا بتوانند حمایت تعداد بیشتری از اعضای غیر دائم شورای امنیت را جلب کنند.
بدنبال این تصمیم شش کشور اصلی درگیر در قضیه ایران، از خاویر سولانا، مسئول سیاست گذاری خارجی اتحادیه اروپا، خواستند تا مذاکرات با ایران را از سر گیرد.
به گفته سفیر بریتانیا در سازمان ملل متحد، از آقای سولانا خواسته شده است تا با سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده اصلی در پرونده اصلی این کشور، دیدار کند.
مفاد قطعنامه
قطعنامه ۱۸۰۳ شورا در چهارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد است و در نتیجه لازم الاجرا به حساب می آید.
در این سند، از رفع ابهام های اخیر درباره بخش هایی از فعالیت های هسته ای گذشته ایران استقبال شده است.
در قطعنامه شورا آمده است که گروه (۵+۱) آماده است تا در راستای حل مناقشه هسته ای ایران از راه دیپلماتیک تدابیر ملموس بیشتری را اتخاذ کند.
سومین قطعنامه تحریم ها علیه ایران شامل سه ضمیمه است که در آن نام ۱۳ شرکت و ۱۳ مدیر ارشد تاسیسات هسته ای ایران به فهرست تحریم ها اضافه شده است.
این سند از دولت ها می خواهد که دارایی های خارج از کشور این شرکت ها و مقام ها را مسدود کنند.
شورای امنیت همچنین از تمام دولت ها می خواهد که اگر آن ۱۳ مقام ایرانی وارد قلمروشان شدند، مراقب آنها باشند.
یکی از این افراد سردار پاسدار محمد رضا نقدی است. به گفته شورای امنیت او برای شکستن تحریم های بین المللی علیه ایران تلاش می کند.
سردار نقدی به شکنجه تعدادی از شهرداران مناطق مختلف تهران متهم است و همچنین در ماجرای کوی دانشگاه تهران با دانشجوها برخورد شدیدی کرد.
از سوی دیگر، شورا در یکی از ضمیمه ها از دولت ها خواسته که به ۵ مقام ارشد اتمی از جمله بهنام عسگرپور، سید جبار صفدری و امیر رحیمی ویزا اعطا نکنند.
در زمینه تحریم های تجاری، قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت از دولت ها می خواهد که در اعطای اعتبارها و تسهیلات تجاری به بخش خصوصی برای مبادلات بازرگانی با ایران مراقبت بیشتری به خرج بدهند.
شورا همچنین از دولت ها می خواهد که در مورد همکاری موسسات مالی در کشورشان با بانک های ایرانی به خصوص بانک صادرات و ملی ایران وشعب خارجی آنها هوشیار باشند.
این نهاد برای نخستین بار به دولت ها اجازه داده که در بنادر و فرودگاه های خود به بازرسی کشتی ها و هواپیماهای ایرانی به گفته شورای امنیت مشکوک به حمل مواد و تجهیزات ممنوعه، بپردازند.
شورای امنیت همچنین از کشورها خواسته که مواد، کالاها، تجهیزات و تکنولوژی با قابلیت استفاده دوگانه که در برنامه های هسته ای و موشکی کاربرد دارند را در اختیار ایران قرار ندهند.
نشست وین
روز دوشنبه همچنین جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین برگزار شد که موضوع اصلی این جلسه نیز پرونده هسته ای ایران بود.
محمد البرادعی، مدیرکل آژانس، از ایران خواست به ادعاهایی که درباره فعالیت های مطالعاتی این کشور در ارتباط با تولید سلاح هسته ای است، پاسخ دهد.
آقای البرادعی در سخنرانی خود در این جلسه گفت: "با این که ایران به بسیاری از سوالات درباره برنامه های گذشته خود پاسخ داده، این سوال جدی هنوز بدون پاسخ باقی مانده است."
شورای امنیت سازمان ملل متحد تا بحال دو قطعنامه علیه ایران صادر کرده و در هر دو قطعنامه از ایران خواسته غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.
در پیش نویس قطعنامه سوم نیز این درخواست تکرار شده و با توجه به عدم تمکین ایران به درخواست، تنبیه های جدیدی برای ایران در نظر گرفته شده است.
از جمله این تصمیم ها محدودیت مسافرت به خارج از ایران برای تعدادی از مقامات ایرانی درگیر در برنامه اتمی ایران و مسدود کردن بعضی از دارایی های ایران در خارج از این کشور است.
محمد سعیدی، نایب رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، گفته است هر قطعنامه جدیدی علیه ایران در شورای امنیت 'غیرقانونی' است.
منبع: بی بی سی
محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران به دعوت رسمى جلال طالبانى همتاى عراقى خود راهى بغداد شد. از زمان وقوع انقلاب اسلامى ايران در سال ،۱۳۵۷ اين نخستين بارى است كه يك رئيس جمهور به عنوان بالاترين مقام اجرايى كشور راهى عراق مى شود و اين موضوع خود مى تواند مهم ترين دليل براى ارزيابى ميزان اهميت اين سفر باشد. از مدت ها پيش برخى رسانه ها و محافل عربى منطقه كوشيدند با جنگ روانى ابعاد و اهداف اين سفر را وارونه جلوه دهند. آنچه اما از بغداد خبر مى رسد حكايت ديگرى است كه نشان از بروز يك رويداد تاريخى در روابط تهران ـ بغداد دارد.
دیدم برخی دوستان مطبوعاتی مثل کارگزاران و... خبر استقبال طالبانی از احمدی نژاد را در منطقه الخضرا ذکر کرده اند درحالی که طالبانی اصلا در منطقه الخضرا نیست. اینم به قول ابطحی همینجوری.
چندروزی است که خطوط تلفن همراه قاطی کرده اند. به هرکس که زنگ می زنی خط روی موبایل یکی دیگه میفته. مشکل آنجا خودنمایی می کند که مثلا تماسی را که همسرتان با موبایل شما می گیرد به دلیل اختلالی که ذکر کردم خانم دیگری با کلی عشوه و ناز جواب می دهد و بعد کلی دلواپسی و اضطراب که پس این کی بود... در یکماه اخیر این مشکل بارها برای خود من تکرار شده و ظاهرا پایانی هم برای آن نمی توان متصور بود. زندگی خیلی ها ممکن است باهمین سوء تفاهمات به ظاهر ساده دچار ازهم پاشیدگی شود. بازهم خداراشکر که تا الان اس ام اس ها قاطی نمی شه و به صاحبش می رسه ولی آن وقت اگر اینجور می شد که باید واویلا خواند...
يادداشت نوشتن از مصاحبه خيلي راحت است بخصوص آنكه براي مصاحبه دوندگي فراواني نياز است كه اگر آن را براي يادداشت بگذارم مي توانم حداقل 2 يادداشت بنويسم. با اين حال دوست دارم مصاحبه بگيرم و هرچه طرف سخت تر به تور مصاحبه بيفتد بيشتر لذت مي برم از آن مصاحبه. كمتر خبرنگاري را مي شناسم كه حاضر باشد جاي مصاحبه و يادداشت را عوض كند و بيشتر دوستان ترجيح مي دهند يادداشت بنويسند.
" ایران را فراموش کن, ایرانیان امامی داشته اند که ۱۴۰۰سال پیش توسط شمر کشته شده و هنوز هم که هنوز است شمر را لعنت می کنند. اینک نیز دنبال شمری برای عصر حاضر خود می گردند". این جمله ای است که امیرکویت در دیدار اخیر خود خطاب به بوش گفته است.
اگر احمدی نژاد در اجلاس دوحه زیر خلیج عربی نشست و با اعراب از عشق آتشین دوطرف به یکدیگر سخن گفت و مورد هجمه همه قرار گرفت که چرا چنین شده است اما اینک شیخ محمد نخست وزیر امارات هم به زیر بیرق خلیج فارس می نشیند و همین را تکرار می کند. اینکه خلیج فارس نامش چه باشد دیگر برای سیاستمداران اهمیتی ندارد بلکه آنچه اهمیت یافته است چیزی است که کمتر در باور کسی می آید. اینکه خلیج فارس را فارس می دانیم(و البته درست هم هست) و یا آنکه اعراب به تعصب عصر جاهلیت آن را عربی می خوانند چیزی را در معادلات امروز جهان عوض نمی کند. اینگونه است که احمدی نژاد را زیر بیرق خلیج عربی می بینیم و شیخ محمد را زیر بیرق خلیج فارس.
ديشب داشتم تو آرشيوم دنبال مطلبي مي گشتم كه چشمم به اين كاريكاتور افتاد و ياد ۲ سال پيش و حضورم در خبرگزاري آفتاب افتادم. اسم آبدارچي آفتاب يادم نيست اما او بود كه روز خداحافظي ام با بچه هايي كه بعد از زلزله مهدوي مانده بودند اين كاريكاتور را به رسم خاطره بهم داد. كمتر از يك هفته بعد از رفتن اكبرمنتجبي و اميرنخعي من نيز مورد غضب مهدوي قرار گرفتم و بقيه ماجرا را هم كه قبلا گفتم.
شايد اين كاريكاتور را خيلي ها نداشته باشند يا نديده باشند. من نيز جزو خاطراتم بود كه يكسال و نيم در كتابخانه ام خاك خورده بود.
علاوه بر اكبر منتجبي و امير نخعي دوستان ديگري همچون مازيار خسروي -ناصر تبريزي- فرشاد محمودي - الناز انصاري- محبوبه حسين زاده جواد روح و محمد يزدان پناه جزو تيمي بودند كه اينك هريك در گوشه اي ديگر غير از آفتاب به كار مشغولند. خاطرات خيلي زيبايي با آنها دارم كه اميد دارم بار ديگر بتوانيم درگوشه اي ديگر دورهم جمع شويم.