ترور عماد مغنيه خيلى زودتر از آنچه معمول اينگونه ترورها ست به جريانى ضداشغالگرى تبديل شد. «ترور» امرى معمول براى حذف چهره هاى مخالف در سرويس هاى اطلاعاتى غرب است و در رژيمى همچون اسرائيل كه اصولاً با خشونت زاده شد و به دليل ماهيت وجودى خود، جز با تداوم جنگ و ترور توان ادامه حيات ندارد اين موضوع از اهميت بيشترى برخوردار خواهد بود. موساد و همه سازمان هاى اطلاعاتى - امنيتى كه در ماجراى ترور شهيد مغنيه مغز متفكر عملياتى حزب الله نقش داشتند آنگاه كه در تاريكخانه هاى خود سرگرم طراحى اين عمليات بودند در خاطرشان هم نمى گنجيد كه عمليات ترور مغنيه فرق بسيارى با حذف فيزيكى ساير مخالفان اين رژيم دارد و خيلى زود نه به جريان بلكه به نهضتى ضدصهيونيستى تبديل خواهد شد. عماد مغنيه در همه سال هايى كه همانند دستى پنهان در جنگ با رژيم صهيونيستى شركت مى كرد به كابوسى براى اسرائيل تبديل شده بود. همان دستگاهى كه با افسانه اى همچون هولوكاست حمايت هميشگى غرب را جلب كرد در ماجراى مغنيه نيز افسانه اى ساخت كه بيش از ۳۰ كشور و سازمان اطلاعاتى در جست وجوى او باشد. اما مغنيه به لطف ذكاوت بالاى خود همچو سايه بود. گزارشى از حضورش در مكانى مخابره مى شد به محض حضور جوخه هاى ترور كوچك ترين ردى از او نبود. اينك كه او نيست زواياى زندگى اش روشن تر از گذشته مى شود. دوستانش از ايمان، ذكاوت و تدبير او در جنگ هاى با اسرائيل بخصوص ماجراى جنگ ۳۳ روزه و شكست «افسانه شكست ناپذيرى» اسرائيل سخن مى گويند و دشمنانش از شادى در پوست خود نمى گنجند و شهادت او را شاهكارى امنيتى براى خود محسوب مى كنند. مغنيه چريكى به معناى واقعى كلمه بود. همه جا بود و هيچ كجا نبود. در همه سال ها بويژه از ۱۹۸۳ تاكنون كه جوخه هاى ترور اسرائيل هركوى و برزنى را به دنبال يافتن ردى از او زيرپامى گذاشتند به باور محافل امنيتى غرب، كوچك ترين اشتباه امنيتى از مغنيه روى نداد و از قضا همين امر نيز ترور وى را به معما تبديل كرده است. عماد مغنيه به باور بسيارى از تحليلگران در همه سال هايى كه پنهان بود به كادرسازى و تربيت نيروهاى جوانى پرداخت كه اينك پس از او به مغنيه اى ديگر تبديل شده اند. تجربيات خود را كه به سختى و در آزمون سخت مبارزه رودررو با رژيم صهيونيستى به دست آورده بود در اختيار شاگردان خود گذاشت و اينك حزب الله از حضور ده ها و صدها مغنيه ديگر در كادر خود خبر مى دهد.
«يوسى ملمن» تحليلگر صهيونيست روزنامه ها آرتص جمعه هفته اى كه گذشت در تحليلى در اين روزنامه نوشت: «تجربه ساليان دراز جنگ با حزب الله نشان داده است كه ترور ابزارى ناكارآمد در مواجهه با اين گروه شيعى است چه آن كه آنان به تك فرماندهان وابسته نيستند و همزمان آلترناتيوهاى فراوانى براى يك پست در اختيار دارند كه هر كدام از آنها به تنهايى توانايى هاى فراوانى دارند.» اين تحليلگر مشهور امنيتى اسرائيل سپس دو فرضيه براى دوران پس از ترور مغنيه مطرح كرده و مى نويسد كه پس از اين ترور يا حزب الله ضعيف شده و به دليل بى اعتمادى به سازمان امنيتى خود تضعيف مى شود و يا آن كه با اصلاح ساختار خود و جايگزين كردن فرد ديگرى به جاى عماد مغنيه، قوى تر از گذشته عمل خواهد كرد. نويسنده سپس با بيان يقين خود از عمليات انتقامى حزب الله تأكيد مى كند كه اسرائيل خيلى زود از ترور عماد مغنيه پشيمان خواهد شد چه آن كه تجربه ساليان نبرد با حزب الله نشان داد كه افراد جايگزين فرماندهان شهيد به مراتب سازماندهى شده تر از افراد پيشين عمل كرده و عرصه هاى جديدى را در رويارويى با رژيم صهيونيستى مى گشايند. نويسنده سپس با مثالى به مقاله خود پايان داده و اينگونه مى نويسد كه ترور سيدعباس موسوى دبير كل پيشين حزب الله اگرچه دستاوردى بزرگ براى موساد بود اما جانشين او يعنى سيدحسن نصرالله نه تنها خلأ رهبرى عباس موسوى را بلافاصله پركرد بلكه حزب الله اينك در سايه تدبير و رهبرى او با سازماندهى بيشتر و قدرت اطلاعاتى - رزمى فراوان در لبنان حضور دارد؛ ترور عماد مغنيه نيز نتيجه اى جز جانشينى فردى جوان و حاصل تجربه هاى فراوان مغنيه براى جنگ با اسرائيل نخواهدداشت.در روزهاى پس از ترور مغنيه تحليل هاى فراوانى در محافل كارشناسى درمورد دلايل يا چگونگى و عواقب آن گفته شد و اين امر حكايت از آن دارد كه منطقه آبستن تحولاتى تازه است. رژيم صهيونيستى پس از شكست مفتضحانه در جنگ ۳۳ روزه بارها و به طور رسمى اعلام كرده است كه رهبران حزب الله را در هرجايى كه بيابد، ترور خواهدكرد. براين اساس مغنيه نيز از طيف رهبران بلندپايه حزب الله بود و تلاش اسرائيل براى ترور او امرى طبيعى محسوب مى شود. با اين حال به نظر مى رسد هدف از ميان برداشتن يكى از رهبران بلندپايه حزب الله هدف اصلى طرح شهادت مغنيه نبوده و طراحان كوشيده اند تا از اين اقدام، نتايجى ديگر بگيرند و يا به قولى با يك تير چند نشان بزنند.با نگاهى به تحليل هاى امنيتى رسانه هاى غربى بخصوص طيف نومحافظه كاران ساكن كاخ سفيد و مطبوعات رژيم صهيونيستى درباره ترور عماد مغنيه برخى از ابعاد و سناريوهاى پشت پرده اين ترور مى توان گمانه زنى كرد كه مهمترين آنها عبارتند از:
۱- فشار به سوريه: محل ترور به گونه اى انتخاب شد كه براى همه آنانى كه حداقل آشنايى با فضاى سوريه داشتند اين سؤال در ذهن متبادر شد كه تيم ترور مغنيه چگونه توانست در فضاى دمشق نفوذ كرده، هدف را شناسايى و سپس فرصت و مجال اجراى اين عمليات را بيابد.در پاسخ بايد گفت كه با توجه به فضاى منطقه و بخصوص اوضاع لبنان و فلسطين يكى از مهمترين اهدافى كه در ماجراى ترور عماد مغنيه مدنظر بوده است تحت فشار قرار دادن سوريه و افزايش حجم حملات بر حكومت بشار اسد رئيس جمهورى اين كشور به دليل پافشارى بر مواضع ضد صهيونيستى مى باشد. مغنيه در فضايى ترور شد كه آمريكا هفته جارى دور تازه اى از گسترش تحريم هاى اقتصادى و سياسى را عليه دمشق اعمال كرده است. سوريه به واسطه نزديكى خود به كانون هاى بحرانى چون لبنان و فلسطين، خط مقدم جنگ ديپلماتيك دنياى اسلام با رژيم صهيونيستى است. رهبران حماس، جهاداسلامى و همه گروه هاى مبارز با اسرائيل اكثراً در دمشق متمركز شده اند. آنان جنگ نظامى عليه اسرائيل را درخيابان هاى غزه و فلسطين انجام مى دهند و نبرد ديپلماتيك را نيز در دمشق. در روزهاى فشار فراوان اقتصادى، سياسى و نظامى رژيم صهيونيستى بر مردم غزه، دمشق شاهد برگزارى چندين كنفرانس بين المللى مبارزه با اشغالگرى و دفاع از مردم فلسطين بود. اتحاد و دوستى رهبران حزب الله و رهبران دستگاه حاكمه سوريه نيز از گذشته هاى دور و زمان رياست جمهورى مرحوم حافظ اسد و دبيركلى سيدعباس موسوى در حزب الله سابقه داشته است. با اين تحليل تلاش براى تفرقه ميان گروه هاى جهادى و دولت دمشق را مى توان از مهمترين اهداف ترور شهيد مغنيه دانست.
۲ـ بازسازى روحيه ارتش اسرائيل: كميته وينوگراد در گزارش ۶۰۰ صفحه اى خود كه دو هفته پيش به ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستى تحويل داد در تحليل چرايى شكست از حزب الله در ماجراى جنگ ۳۳ روزه به موضوعى اشاره كرد كه در تحليل اين ترور نمى توان از آن غافل بود.
وينوگراد بارها در گزارش خود صراحتاً از تحقير اسرائيل سخن به ميان آورده و تأكيد مى كند كه افسانه شكست ناپذيرى اسرائيل در زير چكمه چريك هاى حزب الله لبنان نابود شد و اينك بايد براى بازسازى اعتماد از دست رفته چاره اى انديشيد. برپايه اين گزارش على رغم گذشت يك سال و نيم از پايان جنگ ۳۳ روزه، رژيم صهيونيستى همچنان از عواقب پيدا و پنهان آن رنج مى برد. رسانه هاى غربى در اين ميان با تأكيد بر نقش ويژه عماد مغنيه در ربودن دو سرباز اسرائيل در سال گذشته و جنگ ۳۳ روزه، مغنيه را طراح عملياتى حزب الله در آن جنگ معرفى كرده و با بزرگنمايى اين ترور مى كوشند مرهمى براى شكست بزرگ اسرائيل در آن جنگ بيابند و بندى از گزارش وينوگراد را كه خواهان بازسازى توان روحى سربازان رژيم صهيونيستى شده بود محقق كنند. چند ماه پس از پايان جنگ ۳۳ روزه نهادهاى اطلاعاتى غرب و رژيم صهيونيستى در گزارشى از توان نظامى حزب الله نوشتند كه نه تنها توان موشكى حزب الله افزايش يافته بلكه اين گروه از محبوبيت بيشترى نيز در ميان لبنانى ها برخوردار گشته است. ۴۸ ساعت پيش از ترور مغنيه نيز دستگاه اطلاعاتى اسرائيل صراحتاً از توانايى موشك هاى حزب الله براى رسيدن به تل آويو به عنوان مركز سياسى و اقتصادى رژيم صهيونيستى سخن گفتند. بديهى است كه رشد همه جانبه حزب الله در مجاورت اسرائيل و افزايش نقش تعيين كننده اين جنبش در تحولات لبنان با منافع نامشروع اشغالگران قدس همخوانى ندارد و از اين روست كه آنها از هر فرصتى براى تضعيف حزب الله استفاده مى كنند. رهبران حزب الله و شخص سيدحسن نصر الله امروز در صف اول مبارزه با رژيم صهيونيستى ايستاده اند و طبيعى است كه اسرائيل براى تأمين منافع خود و تضعيف حزب الله از هر فرصتى براى ضربه زدن به حزب الله استفاده مى كند.
۳ـ تلاش براى جنگ داخلى: دو روز پيش از ترور شهيد مغنيه، وليد جنبلاط از رهبران ارشد جناح ۱۴ مارس ضمن اعلام دشمنى صريح اين جناح با حزب الله، از آمادگى خود براى ورود به فاز جنگ داخلى در لبنان خبر داده. حريرى در عين حال تأكيد كرده بود كه ما آماده سازش با اسرائيل هستيم. با توجه به آن كه حزب الله رسماً اسرائيل را عامل ترور فرمانده ارشد خود اعلام كرده است مى توان اينگونه تحليل كرد كه صهيونيست ها در اين انديشه بوده اند كه با قتل عماد مغنيه از يك سو انگشت اتهام حزب الله را در اين زمينه، سوى گروه ۱۴ مارس و هواداران حريرى نشانه روند (ترور مغنيه در سالگرد ترور حريرى بود) و از سوى ديگر بحرانى تازه براى ادامه جو اختلاف ميان دو طيف درگير بحران سياسى بيروت يعنى ۸ مارس و ۱۴ مارس ايجاد كنند. اين گونه بود كه سيد حسن نصرالله در مراسم تشييع عماد مغنيه، آمريكا و اسرائيل را به تلاش براى تداوم اختلاف و تفرقه افكنى ميان گروه هاى سياسى لبنان متهم كرد.
درتحليل ترور مغنيه همچنان نكات مبهمى وجود دارد كه نمى بايست آنها را از نظر دور داشت. مهم ترين آنها به اين شرح است:
* ورود محرمانه معاون وزير دفاع آمريكا به بيروت از طريق بحرين با لباس شخصى و با يك هواپيماى نظامى در روز ترور مغنيه. معاون گيتس و تيم همراه بلافاصله راهى
سفارت آمريكا در بيروت شده و با برخى چهره هاى لبنانى ديدارهايى داشته اند.
* دو روز قبل از ترور عماد مغنيه سفارت آمريكا در لبنان از شهروندان خود در اين كشور خواست در روزهاى ۱۳ و ۱۴ فوريه از رفت وآمد در بيروت بپرهيزند.
* منابع لبنانى سه شب پيش از ترور مغنيه اعلام كردند كه در جزيره رامكلين در مقابل بندر طرابلس بالگرد ناشناسى فرود آمد و پس از چند دقيقه منطقه را ترك كرد.
لینک مطلب در ایران
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
کمتر شغلی را می توان یافت در این عالم که به دشواری شغل خبرنگاری باشد. ساعت کار باز و نیاز به آپدیت بودن دائمی از مهمترین شاخصه های این شغل است. در کنار همه اینها حقوق بسیار پایین آن سبب شده تا بسیاری نیامده بروند و آنان که مانده اند یا دو-سه شیفته کار می کنند یا آنکه سری در کار دگر یافته اند و این خاصیت روزنامه نگاری در ایران آن را به "عشق" و نه "شغل" تبدیل کرده است. قدما ما را آموخته اند که روزنامه نگار باید بخواند, سفر کند و ببیند و تجربه اندوزد تا شاید خلقی را از آن همه تجربه ثمری رساند اما اکنون کو آن اندوختنها؟ با این حقوقهای امروزی (بالاترین حقوق برای یک خبرنگار یک شیفت 450تا 500 هزار تومان است) مگر نای تحقیق و تفحصی باقی می ماند که آن وقت بخواهیم درد خلقی را مرهم باشیم؟ کدام خبرنگار در دنیا اندازه خبرنگار ایرانی حقوق می گیرد؟
شاید اینگونه باشد که در ایران کمتر روزنامه نگاری را می توان یافت که فرزندش را توصیه ای کند که " پدرجان! دوست دارم تو ادامه دهنده کار و راه من باشی و همه با دیدن تو یاد من بیفتند و..." . بلکه برعکس , فریاد می زنند:" باهمه عشقی که دارم اما فنا شدن من کافیست و نمی خواهم تا فرزندم ادامه دهنده راهی باشند که درآخر ممکن است همانند یک کارگر ساختمان در آخر برج تنشان بلرزد آن هنگام که صاحبخانه زنگی می زند یا پله ها را به طمع اجاره ای سرسام آور بالا می آید.....
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
محرمانه/ آمريكا اميدوار است سفر "احمدي نژاد" به عراق سبب توقف كمك به شورشيان شود
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۱۱/۲۸
خارجي.سياسي.ايران.آمريكا.عراق.
آدميرال "ويليام فالون" فرمانده نيروهاي آمريكا در خاورميانه گفت:
ديدار ماه آينده (مارس) "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران را از عراق نشانهاي از تمايل تهران به پايان حمايت از شبه نظاميان عراق ارزيابي تلقي مي كند.
به گزارش خبرگزاري بلومبرگ، فالون شنبه شب در دوحه گفت: "ما ميدانيم، آنها كمكها و آموزشهاي مرگباري در اختيار عوامل جنايتكار شبه نظاميان افراطي قرار ميدهند. اگر ديدار احمدي نژاد از عراق به گفت و گو و جلوگيري از اين اقدامات بينجامد، من از آن حمايت كامل ميكنم. اما هنوز بايد منتظر ماند، زيرا ايرانيها تاكنون در عراق مفيد نبودهاند." بلومبرگ افزود: ديدار احمدي نژاد از عراق در دوم ماه مارس، نخستين ديدار يك رييس جمهوري ايران از عراق از هنگام انقلاب اسلامي سال ۱۹۷۹است.
ايران و عراق به مدت هشت سال در دهه ۱۹۸۰با هم در جنگ بودند. اما بركناري حكومت "صدام حسين" كه تحت نفوذ سنيهاي عراق بود، به گسترش روابط سياسي و اقتصادي دو كشور انجاميد كه از اكثريت شيعه مذهب برخوردار هستند.
بنابر اين گزارش، ژنرال آمريكايي گفت: آمريكا مشاهده كرده است كه ايران عرضه مواد انفجاري ضد زره را كه عليه نيروهاي عراقي و ائتلاف به رهبري آمريكا استفاده ميشود، كاهش داده است.
هر چند ايران عرضه اين سلاح را كه داراي قابليت در زره است به نيروهاي شورشي مخالف دولت عراق تكذيب ميكند.
فالون ۶۳ساله كه براي شركت در همايش سالانه "آمريكا و جهان اسلام" در قطر به سر ميبرد، افزود: "شايد داشتن اميدهاي بسيار زياد به اين تغييرات كوتاه مدت تاكتيكي، زياد منطقي نباشد. ما، به دنبال تغييرات درازمدت در رفتار ايران هستيم."
وزارت امور خارجه قطر و مركز بررسي سياسي خاورميانه وابسته به موسسه بروكينز، باني همايش "آمريكا و جهان اسلام" به شمار ميروند كه پنجمين دوره آن برپا شده است.
فالون همچنين از تصميم ژنرال "ديويد پترائوس" فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق، براي وقفه در تصميمگيري درباره ادامه عقب نشيني نظاميان كشورش از عراق در سال جاري حمايت كرد.
وي گفت كه از توقف در كاهش نيروهاي آمريكا در عراق پس از بازگشت حدود ۲۰هزار نيروي نظامي به آمريكا تا ماه جولاي پشتيباني ميكند.
صوير**۱۵۴۹ **۱۴۸۶
لینک خبر( احتمالا خبر بعد از چند ساعت برداشته می شود)
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|

در زمانی نه چندان دور برای تهیه یک گزارش یا حتی نوشتن یک یادداشت با چند نفر خبره و اهل فن حرف می زدم و تا به نتیجه قطعی نمی رسیدم حتی یک خط هم نمی نوشتم. این روند تا همین چندماه پیش ادامه داشت. اینک اما پیش بینی اکبرمنتجبی درحال وقوع است که سیستم برخی روزنامه ها کارمندکردن خبرنگار است. اینکه چیزی بنویسی یا ننویسی مهم نیست. اینکه چی بنویسی یا اینکه قلمت چقدر ارزش داشته باشه مهم نیست. این اشکالیه که باید برای رفع آن چاره ای اندیشیده شود که خب تاحالا اندیشیده نشده است. سیستم کارمندی به ساعات حضور خبرنگار(کارمند) پاداش می دهد و نه به کارکرد و قلم او. از نگاه این سیستم کریستین امانپور همان قدر باید حقوق بگیرد که یک خبرنگار بی تاثیر. اینگونه است که شاید هیچ گاه شاهد رشد و پویایی چنین سیستم هایی نباشیم. نابود شدن روحیه و اراده رقابتی خبرنگاری که هدفی جز بهتر شدن و دیده شدن در مجموعه هایی اینچنین را دارد شاید مهمترین دستاورد این ظلم بزرگ باشد. معتقدم حرفه خبر را نباید سروکاری با ساعات کاری باشد. باید از خبرنگار"کار" بخواهند و نه ساعت کار.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
دولت نورى مالكى نخست وزير عراق از زمان روى كارآمدن در ۲۰ مه ۲۰۰۶ ميلادى تاكنون با بحران ها و مشكلات فراوانى رو به رو بوده است. موج ترور، خشونت و افراط گرايى از سويى و نابسامانى اوضاع سياسى عراق مهمترين عواملى بود كه حتى خوشبين ترين كارشناسان را نيز نمى توانست به بهبود اوضاع اين كشور لااقل طى چند سال اميدوار كند. اينك اما در سايه تلاش هاى بى وقفه دولت و شخصيت هاى سياسى - مذهبى عراق از حجم گسترده مشكلات امنيتى عراق تا حد بسيار زيادى كاسته شده و دولت عراق بر همين اساس اولويت اول سال جارى ميلادى خود را اصلاح فرآيند سياسى اين كشور عنوان كرده است. هم اكنون بحران خروج جبهه التوافق (اعراب سنى) از كابينه، آينده حضور آمريكا در عراق و حضور يا عدم حضور بعثى ها در ساختار دولت عراق از مهمترين موضوعاتى است كه دولت مالكى با آنها مواجه است.
* خروج و بازگشت التوافق به كابينه
وزراى جبهه التوافق به عنوان بزرگترين تشكل اعراب سنى در هشتم تيرماه با خروج از كابينه مالكى دولت عراق را با چالشى جدى مواجه ساختند. التوافق از چند ماه پيش از خروج خود از كابينه تهديد كرده بود كه در صورت عدم اجراى خواسته هاى خود از دولت، كه از جمله مهمترين آنها مشاركت در امور امنيتى بود، اقدام به فلج كردن دولت خواهد كرد. جبهه التوافق از سه طيف كنگره اهل عراق (عدنان الدليمى)، حزب اسلامى (طارق الهاشمى، معاون رئيس جمهور) و شوراى گفت وگوى ملى (خلف عليان) تشكيل شده است. در آن هنگام برخى كارشناسان در تحليل چرايى خروج التوافق از دولت اين گونه تفسير كردند كه طيف تندروى اين جبهه (عدنان الدليمى - وى حتى به جرم در اختيار داشتن اتومبيل حاوى مواد منفجره براى مدتى توسط ارتش عراق و آمريكا مورد بازداشت خانگى قرار گرفت كه بعداً به دليل فشارهاى برخى دولت هاى عربى و اعراب سنى آزاد شد) دست بالاتر را در گفت وگو هاى داخلى نسبت به طيف نسبتاً ميانه روى اين جبهه (طارق الهاشمى) دارا مى باشد.
پس از خروج التوافق از كابينه طرح ناكارآمد جلوه دادن مالكى در دستور كار جبهه التوافق قرار گرفت. تا آنجا كه به عنوان مثال طارق الهاشمى هنگامى كه به عنوان معاون رئيس جمهور و نماينده اى از هيأت حاكمه عراق به ديدار بوش رفت با برجسته سازى اختلافات اعراب سنى با دولت مالكى كوشيد رئيس جمهورى آمريكا را به ناكارآمدى مالكى متقاعد كند. البته در آن برهه برخى طيف هاى درونى دولت عراق معتقد بودند حضور اين تشكل (التوافق) در ساختار قدرت و بخصوص ساختار امنيتى با توجه به نوپا بودن تشكيلات امنيتى پس از صدام مى تواند ضربه اى بزرگ به دولت وارد آورد.
ضمن آن كه مالكى صراحتاً برخى اعضاى التوافق را به عضويت در حزب بعث و همكارى با سازمان هاى اطلاعاتى مخالف دولت عراق متهم كرد. پس از ناكامى طيف ميانجيگران در بازگرداندن التوافق به دولت، مالكى تصميم گرفت براى پيشبرد اهداف سياسى دولت، جاى خالى آنان را با طيف ديگرى از اعراب سنى كه خود براى حضور در دولت اعلام آمادگى كرده بودند پر كند. در اين ميان حتى گفت وگو هايى نيز با گروه هاى مختلف و عشاير عرب سنى انجام شد. با علنى شدن تصميم دولت عراق براى جايگزين كردن طيف ميانه روى اهل تسنن به جاى وزراى خارج شده از دولت التوافق، طرح بازگشت فورى به دولت در دستور كار جبهه التوافق قرار گرفت تا اين جبهه براى هميشه از معادلات سياسى عراق حذف نشود. رايزنى هاى بسيارى مخصوصاً در سه ماه گذشته انجام شد كه نتيجه آن نهايتاً تعديل فراوان خواسته هاى جبهه التوافق و موافقت نخست وزير با بازگشت بى قيد و شرط آنان به كابينه بود. عدنان الدليمى رئيس اين جبهه از تصميم قطعى رهبران التوافق براى بازگشت به كابينه تا فردا (دوشنبه) خبر داده است. با اين وجود بايد ديد كه حضور دوباره جبهه التوافق در كابينه تا چه ميزان مى تواند به كاهش تنش هاى چند ماهه اخير منجر شود و آيا التوافق براساس آنچه گفته مى شود خواسته هاى چند ماه پيش خود را تعديل كرده است يا آن كه...
* تصميم گيرى درباره آينده حضور آمريكا
بحث هاى جدى در ساختار قدرت (بخصوص دولت و پارلمان) بر سر نحوه حضور آمريكا در جريان است و ماجراى خروج آمريكا از عراق موافقان و مخالفانى جدى دارد. با اين كه ايده آل عراقى ها در خروج هر چه سريع تر نيروهاى نظامى آمريكا از عراق مى باشد و حتى نورى مالكى چندى پيش صراحتاً اعلام كرد كه ۲۰۰۸ آخرين سال حضور نيروهاى ائتلاف در عراق مى باشد، اما دولت عراق حتى ساعتى پيش از سخنان مالكى توافقنامه جديدى را براى تعيين چارچوب سير روابط آتى دو كشور امضا كرده بود. نفس توافقنامه مذكور، فارغ از مفاد آن، نشان از گفت وگو هاى جدى در منطقه الخضرا در مورد آينده حضور آمريكايى ها در عراق دارد. اگرچه دولت عراق مايل به افشاى متن كامل توافقنامه امضا شده با آمريكايى ها نيست اما نكته اى كه از اين توافقنامه به بيرون درز كرده و از قضا شامل ابهامات بسيارى نيز هست اين است كه ارتش آمريكا (قطعاً) تا زمانى كه ارتش عراق توانايى لازم براى در دست گرفتن امور امنيتى را كسب نكند در عراق خواهد ماند. پس از آن نيز ارتش آمريكا به اقتضاى شرايط از شهرها خارج و در بيرون از شهرها مستقر خواهد شد.
با اين حال رايان كراكر سفير آمريكا در عراق گفته است كه «حداقل» تا سال ۲۰۰۹ به نيروهاى رزمى آمريكا در عراق نياز است. ناگفته نماند كه جنگ دموكرات ها و جمهوريخواهان بر سر ورود به كاخ سفيد نيز از مهمترين موضوعاتى است كه آينده حضور آمريكا در عراق را به بحثى پيچيده تبديل كرده است. هم اكنون در جبهه دموكرات ها باراك اوباما صراحتاً و هيلارى كلينتون به طور ضمنى وعده خروج از عراق در صورت رياست جمهورى را داده اند و در جبهه جمهوريخواهان نيز مك كين هيچ گاه جديت نومحافظه كاران را در مورد لزوم حفظ جنگ به هر قيمتى را نداشته است. ضمن آن كه تحت فشار افكار عمومى آمريكا و عراق يك گردان ارتش آمريكا و دو هنگ تفنگداران دريايى از عراق خارج شده اند. چهار گردان ديگر نيز قرار است تا ماه ژوئيه از عراق خارج شوند و به اين ترتيب تعداد نيروهاى آمريكا يى در عراق به ۱۳۰ تا ۱۳۵ هزار نفر خواهد رسيد.
* بازگشت بعثى ها
بازگشت حزب بعث به قدرت و فعاليت آنها در دستگاه هاى دولتى از مهمترين مباحث دولت عراق در سال هاى پس از سقوط صدام و بخصوص در ماه هاى اخير است.
اگرچه توافقاتى بر سر بازگشت آن عده از اعضاى حزب بعث كه مرتكب جنايتى نشده اند، انجام شده است اما با اين حال همچنان مقاومت فراوانى در طيف هاى گوناگون دولت عراق در مورد نحوه حضور آنان وجود دارد. اغلب مخالفان بازگشت اعضاى حزب بعث به قدرت معتقدند بازگشت بعثى ها به مفهوم ناديده گرفتن جنايات آنها طى سال هاى حكومت صدام مى باشد اما در مقابل طيف حاميان بازگشت و حضور حزب بعث در ساختار قدرت معتقدند كه با توجه به اين كه حزب بعث از متهمان اصلى جريان افراط و تروريسم در عراق است، حضور آنان در چارچوب قانون و دولت مى تواند به مفهوم كاهش خشونت ها باشد. باتوجه به نفوذ «ويژه» آنان در ميان رهبران قبايل، حضور دوباره آنها در سيستم تصميم گيرى عراق مى تواند راهگشاى برخى از مشكلات فراروى دولت عراق باشد.
با اين حال به نظر مى رسد امكان حضور حزب بعث در ساختار قدرت اگرچه تا حد بسيار زيادى فراهم آمده اما با توجه به ارتباطات ويژه كادر رهبرى اين حزب با كشورهاى عربى و متهمان جريان خشونت در عراق بعيد است كه به سهولت انجام پذيرد.
لینک مطلب در روزنامه "ایران"
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
یکی از پرخاطره ترین مصاحبه های عمرم را با شیخ علی دعموش مسئوول شورای روابط خارجی حزب الله لبنان گرفتم. ماجرا از این قرار بود که چند وقتی به دنبال گفتگو با... معاون...دفترحزب الله در تهران بودم. این بنده خدا بعد از چندبار تماس و گفتگو و خلاصه کلی دوندگی بالاخره دست رد به سینه بنده زد و کلی ضد حال زد. چند وقتی گذشت تا برای گفتگو با چندنفر از میهمانان اجلاس وحدت اسلامی با مختار رفته بودیم هتل استقلال. نشسته بودیم و واسه خودمان حرف می زدیم که ناگهان چشمم به آقای معاون خورد. چشمتان روز بد نبیند. جلو رفتم و محترمانه هرچه توانستم محترمانه گفتم و در نهایت اینکه... مرتیکه تو واسه ما آبرو نگذاشتی تو روزنامه با این مصاحبه ندادنت و از این حرفها.
آقای معاون هم با آرامش حرفهای شبه داد و بیداد بنده را گوش داد و بعد از چند دقیقه با یک روحانی لبنانی آمد و صدایم زد و خیلی محترمانه گفت که آقای دعموش رییس شورای روابط خارجی و عضو شورای مرکزی حزب الله پاسخگوی سوالات شما خواهند بود. وی همچنین از شیخ علی دعموش محترمانه خواهش کرد که بله! این آقایون محترم دوستان بنده هستند و لطفا تا میتونی برایشان وقت بگذار و...
نتیجه آنکه داد و بیداد ما با آقای معاون سبب شد مصاحبه ای تفصیلی با یک عضو موثر حزب الله بگیریم. آدمی که n بار از آن آقای معاون مهمتر بود.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
«قدرت و سركوب» دو عاملى بود كه ۸۳ سال پيش در ۲۴ آگوست ۱۹۲۵ (مرداد ۱۳۰۴) كمال آتاتورك پدر لائيسيته تركيه از آنها بهره گرفت تا مردم اين كشور مسلمان را به سوى فرهنگ غرب كه وى به اشتباه آنها را «نماد تمدن» مى ناميد، سوق دهد. وى كشف حجاب تحميلى به مردم تركيه را اينگونه تفسير مى كرد كه «فايده ندارد همواره در بند گذشته باشيم و خود را همچون نياكانمان بياراييم». اينك اما مسلمانانى در تركيه در مقام نخست وزير و رئيس جمهور و پارلمان نشسته اند كه نه تنها همسرانى محجبه دارند بلكه براى كسب قدرت نيز بازگرداندن هويت مسلمان مردم تركيه را به آنها وعده داده بودند. شش ماه پس از حضور عبدالله گل در مقام رياست جمهورى و تثبيت نخست وزيرى اردوغان، اينك شعارهاى انتخاباتى حزب عدالت و توسعه يكى پس از ديگرى رنگى از واقعيت به خود مى گيرند. آتاتورك به نام لائيسيته كوشيد «حجاب» را از جامعه اسلامى تركيه بزدايد و اينك اسلامگرايان حاكم بر پارلمان و دولت تركيه نيز به دفاع از آزادى هاى فردى، حجاب را «حق» آحاد مسلمانان اين كشور مى دانند و مجلس تركيه پس از ماه ها كشمكش سياسى در آنكارا بالاخره عصر چهارشنبه گذشته كليات آزادى پوشش و استفاده «دانشجويان» از حجاب در دانشگاه ها را با ۳۹۷ رأى موافق تصويب كرد. براساس آئين نامه داخلى مجلس مفاد اين لايحه در دور دوم نيز در جلسه مجلس كه ساعت ۱۱ امروز آغاز به كار خواهد كرد بررسى شده و مفاد نهايى آن به رأى گيرى گذاشته خواهد شد.

* مفاد لايحه حجاب
براساس لايحه آزادى پوشش و لغو ممنوعيت حجاب در دانشگاه ها كه باتوافق دو حزب اسلامگراى «عدالت و توسعه» و حزب ملى گراى «حركت ملى» تنظيم و تدوين شده، استفاده از روسرى «صرفاً براى دانشجويان» مجاز بوده و در دبيرستان ها و ادارات دولتى حجاب همچنان روال گذشته را طى خواهد كرد. براى تصويب اين لايحه دو ماده از قانون اساسى فعلى تركيه و يك ماده از اساسنامه سازمان آموزش عالى تركيه بايد تغيير كند تا براساس آن دانشجويان به شرط اين كه روسرى خود را با معيارهاى اسلامى ببندندكه گردى صورت از پيشانى تا زير چانه هويدا باشد، مى توانند وارد دانشگاه ها شوند.
* ريشه هاى اسلام خواهى مردم تركيه
۵۴ سال پس از آن كه آتاتورك رأى به ممنوعيت حجاب داد و همزمان با انقلاب ايران در سال ۱۹۷۹ ريشه هاى اسلام خواهى در تركيه جانى دوباره گرفت. «گراهام فولر» نويسنده مشهور كتاب «جريانات اسلامى در تركيه» صراحتاً در كتاب خود يادآور مى شود: «اگر تقارن دو حادثه مهم يعنى تشديد بحران هاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى تركيه و تقارن آن با انقلاب اسلامى در ايران نبود، شايد اكنون پيشرفت گرايش هاى اسلام خواهانه در تركيه كند تر بود. اما روند گرايش به اسلام در ميانه دهه ۹۰ و با ظهور احزاب رفاه و فضيلت به منصه ظهور رسيد و در آغاز هزاره سوم و با پيروزى پياپى حزب عدالت و توسعه به رهبرى اردوغان به اوج رسيد.
به باور كارشناسان، نكته ديگرى كه در رشد گرايشات اسلام خواهانه در تركيه مؤثر واقع شده« شرايط جهانى» است، در اين مورد دلايل متعددى را مى توان برشمرد اما موضوع پر مناقشه عضويت تركيه در اتحاديه اروپا در اين ميان اهميتى ويژه دارد بويژه آن كه تركيه در ليست كشورهايى است كه داراى بيشترين حجم شكايات (از سوى دانشجويان محجبه اى كه از تحصيل منع شده اند) در دادگاه حقوق بشر اروپاست. على باباجان وزير خارجه تركيه در اين باره كشورش را ناچار به لغو منع حجاب در دانشگاه ها به عنوان بخشى از پروسه اصلاحات سياسى عنوان كرده است. مردم تركيه امروز بيش از هر زمانى نداى اسلام خواهى سر داده اند. كما اين كه بيش از ۶۰ درصد مردم تركيه در نظر خواهى ها به حفظ حجاب رأى داده اند. با اين روند به نظر مى آيد حتى در آينده اى نه چندان دور لائيك ها نيز تسليم واقعيات جامعه خواهند شد. ۷۰ سال پس از مرگ آتاتورك اينك جمعيت مسلمان ۷۰ ميليون نفرى تركيه راهى جدا از باورهاى او را برگزيده اند.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
بی توجهی به روند اخباری که بعضا توسط رسانه های معتبر منتشر میشه خیلی از اوقات سبب افتادن در تله جنگ روانی می شود. روز سه شنبه یکی از خبرگزاری ها خبری را به نقل از منابع حزب الله لبنان درمورد مخالفت این گروه با نامزدی میشل عون- فرمانده ارتش- برای ریاست جمهوری این کشور منتشر کرد. این خبرگزاری خبر را از روزنامه الاخبار گرفته بود. یکی از دوستان خبر را به من داد نگاه کنم. با توجه به مواضع قبلی حزب الله خبر بسیار مشکوک بود. خبر در ایران کار نشد اما در خیلی از روزنامه های صبح چهارشنبه حتی به صفحه یک هم راه یافت. حوالی ظر چهارشنبه منابع نزدیک به حزب الله رسما خبر الاخبار را تکذیب و آن را نوعی جنگ روانی دانستند.
کمی دقت و شاید ذکاوت بیشتر می تواند مانع از افتادن ما در جنگ رسانه ای و روانی رسانه های غربی شود.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
اوباما: جورجیا، ایلینوی، آلاباما، دلور، کانکتیکات، کانزاس، مینه سوتا، داکوتای شمالی، کلرادو و آیداهو
هیلاری کلینتون: نیویورک، نیوجرسی، ماساچوست، اوکلاهما، تنسی، آرکانزاس، میسوری و آریزونا
جان مک کین: کانتیکات، نیویورک، ایلینوی، دلاور، آریزونا و نیوجرسی
میت رامنی: ماساچوست، داکوتای شمالی، یوتا، مینه سوتا و مونتانا
مایک هاکابی: آرکانزاس، تنسی، جورجیا و آلاباماوویرجینیای غربی
========================
نتایج عصر چهارشنبه
باراک اوباما (دموکرات): جورجیا، ایلینوی، آلاباما، دلور، داکوتای شمالی، کانزاس، کانکتیکات، مینه سوتا، کلرادو، آیداهو
هیلاری کلینتون (دموکرات): نیویورک، نیوجرسی، ماساچوست، اوکلاهما، تنسی، آرکانزاس، میسوری، آریزونا
جان مک کین (جمهوری خواه): کانکتیکات، نیویورک، دلور، ایلینوی، نیوجرسی، اوکلاهما، آریزونا، میسوری
میت رامنی (جمهوری خواه): ماساچوست، یوتا، داکوتای شمالی، مینه سوتا، مونتانا، کلرادو
مایک هاکابی (جمهوری خواه): ویرجینیای غربی، آرکانزاس، آلاباما، تنسی، جورجیا
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
اگرچه هنوز بازار ردصلاحیت ها داغ است و آه از نهاد اصلاح طلبان بلند اما در میان همه اصلاح طلبان حکایت یکدست نیست. سخن کوتاه گویم و قضاوت بر عهده دوستان:
شیخ مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی اخیرا در دیدار با جنتی دبیر شورای نگهبان لیست۴۰-۳۰ نفره ای را ارایه کرده و صراحتا گفته این لیست را تایید کنید و من به بقیه اصلاح طلبان کاری ندارم.... البته جنتي هم قولی نداده است.
این را باید مرثیه ای برای اصلاح طلبان گفت یا آنکه فاتحه ای برای جریان اصلاح طلبی باید خواند؟ خاک بر سر آن جریان اصلاحی که کروبی لیدر آن شده باشد. به قول یکی از دوستان بابا مارادونا را ول کنید... غضنفر را بچسبید.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
گروه بين الملل ـ احسان تقدسى: «شكست بزرگ» عنوانى بود كه رئيس ۸۱ ساله كميته وينوگراد براى گزارش ۶۰۰ صفحه اى خود درباره دلايل شكست در جنگ لبنان انتخاب كرد و به نخست وزير رژيم صهيونيستى تحويل داد.
پس از ماه ها انتظار بالاخره الياهو وينوگراد قاضى بازنشسته و رئيس كميته اى كه به نام او نيز مشهور شد چهارشنبه شب گذشته گزارش خود از آنچه بر اسرائيل در جنگ ۳۳ روزه گذشت را منتشر كرد و رسماً اعتراف كرد كه جنگ ۳۳ روزه شكست خطرناكى بود كه قدرت بازدارندگى رژيم صهيونيستى را از ميان برد و بايد براى بازسازى آن تدبيرى انديشيد. آنچه در ماجراى جنگ لبنان و در جبهه سياسى رژيم صهيونيستى اتفاق افتاد، سراسر از پايان افسانه شكست ناپذيرى اسرائيل حكايت مى كرد.

كمتر از دو ماه پس از پايان جنگ كميته تحقيق دولتى براى بررسى علل شكست رژيم صهيونيستى در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۶ و به سرپرستى الياهو وينوگراد تشكيل شد. اين كميته شامل پنج نفر بود كه علاوه بر وينوگراد، دو حقوقدان و دو ژنرال نيروى احتياط رژيم صهيونيستى نيز عضو آن بودند. طى يك سال و اندى گذشته اين كميته با صدها فرمانده نظامى و حتى سياسيون گفت وگو كرد و گزارش خود را براساس تحقيقات مفصلى منتشر ساخت. گزارش مقدماتى اين كميته البته دان حالوتس رئيس ستاد ارتش، عمير پرتز وزير دفاع و اولمرت نخست وزير را عامل شكست سياسى و نظامى در برابر حزب الله معرفى كرد. حالوتس و پرتز مجبور به استعفا شدند و اولمرت با همه فشارها ماندگار شد. اينك اما در گزارش ۶۰۰ صفحه اى وينوگراد صراحتاً عنوان شده كه اسرائيل در اين نبرد پيروز نشد و با وجود برترى نظامى خود نتوانست از شليك موشك هاى حزب الله جلوگيرى كند. براين اساس ارتش براى حمله زمينى گسترده آماده نبود و اسرائيل در دستيابى به اهداف نظامى خود شكست خورد. وينوگراد قطعنامه ۱۷۰۱ شوراى امنيت را كه به منزله تحفه اى براى اسرائيل به منظور فرار از مهلكه جنگ محسوب مى شد از دستاوردهاى سياسى جنگ خوانده و با اين حال اعتراف مى كند كه ورود به جنگ براساس مطالعات و بررسى هاى دقيق صورت نگرفت.
بازتاب هاى گزارش وينوگراد هم در جاى خود قابل تأمل است؛ ايهود اولمرت ساعاتى پس از انتشار اين گزارش در جمع وزراى حزب كاديما در كابينه اين گزارش را گسترده و عميق خواند.
به نظر مى رسد وينوگراد پشت صحنه هايى هم داشته باشد كه در اين گزارش لحاظ نشده اند؛ به عنوان مثال در گزارش مقدماتى ايهود اولمرت مسئول شكست رژيم صهيونيستى خوانده شده بود و اينك وينوگراد ترجيح داده است تا با كنايه هايى تحت عنوان «مقامات سياسى» از كنار ماجرا بگذرد. در روزهاى اخير اختلاف نظر بسيار شديدى ميان مقامات تل آويو بر سر ادامه كار يا استعفاى اولمرت شكل گرفته است. طيف حاميان غربى اولمرت و بسيارى از حتى منتقدان اولمرت معتقدند در شرايط كنونى و با توجه به ادامه مذاكرات به اصطلاح صلح با تشكيلات خودگردان، استعفاى اولمرت مى تواند به مفهوم ضربه اى بس بزرگ به فرآيند صلح باشد كه ضمن ناكام گذاردن آن، در آينده به اتحاد مجدد فتح و حماس و نابودى دستاورد سياسى اولمرت در ايجاد تفرقه ميان اين دو گروه عمده فلسطينى منجر گردد. اگر چه پيش بينى در سياست كار عاقلانه اى نيست اما براساس قرائن موجود ساختار رژيم صهيونيستى در شرايط كنونى ترجيح مى دهد تا با درست دانستن تصميم به آغاز جنگ و كاستن از مسئوليت دولت در شكست جنگ لبنان، ساختار فعلى دولت اولمرت حفظ شود تا اين رژيم بتواند بازسازى سياسى و نظامى مورد نظر استراتژيست هاى خود را در اين مدت انجام دهد. بازسازى مورد نظر بنا به گفته وينوگراد بايد بازگرداندن اعتبار ارتش رژيم صهيونيستى(!) و بازسازى قدرت بازدارندگى اين رژيم باشد. با اين حال و با توجه به سابقه اين رژيم اين سؤال مطرح مى شود كه آيا «وينوگراد» ارتش و دستگاه هاى امنيتى رژيم صهيونيستى را به تجديد قوا براى مأموريت جديد و جنگى ديگر ترغيب مى كند يا ...
* بازتاب هاى گزارش وينوگراد
حزب الله: در گزارش وينوگراد رژيم صهيونيستى اعتراف كرد كه مقاومت، استراتژى خود را به اسرائيل تحميل و آن را وادار كرد تا مطابق قواعدى كه مى خواهد بجنگد.
فرمانده ارتش لبنان: وينوگراد نشانه پيروزى مقاومت و ارتش لبنان است.
ايهود اولمرت: وينوگراد پرسش هاى دشوارى را مطرح كرده و كابينه براى اصلاح موارد اشاره شده اقدام مى كند.
وزارت خارجه اسرائيل: بيشترين مسئوليت در گزارش وينوگراد متوجه فرماندهان ارتش است.
سيلوان شالوم، عضو ارشد حزب ليكود: وينوگراد رسوايى بسيار بزرگى است كه موجب بروز زلزله در كل سلسله مراتب سياسى اسرائيل خواهد شد.
زاهاوگالن آن، عضو حزب چپگراى مرتس: اولمرت بايد فوراً كناره گيرى كند.
راديو اسرائيل: با انتشار وينوگراد، اينك اولمرت مى كوشد ايهود باراك را به باقى ماندن در كابينه متقاعد كند.
حماس: وينوگراد پوشالى بودن رژيم صهيونيستى را آشكار ساخت.
گاردين: حزب الله اينك قوى تر از گذشته است.
عفو بين الملل: وينوگراد جنايات سربازان اسرائيل در لبنان را ناديده گرفت.
مفاد اصلى وينوگراد
* اسرائيل هيچ دستاورد سياسى و نظامى در برابر حزب الله نداشت.
* اسرائيل در اين نبرد پيروز نشد و با وجود برترى هاى نظامى نتوانست از شليك موشك هاى حزب الله جلوگيرى كند.
* بازدارندگى و اعتبار ارتش اسرائيل خدشه دار شده و بايد بازسازى شود.
* ارتش براى حمله زمينى گسترده آماده نبود و اسرائيل در رسيدن به اهداف فورى نظامى خود شكست خورد.
* ورود به جنگ براساس مطالعات و بررسى هاى دقيق صورت نگرفت. با اين حال تصميم اولمرت براى شروع جنگ زمينى درست بود.
* قطعنامه ۱۷۰۱ شوراى امنيت از دستاوردهاى سياسى جنگ عليه لبنان بود.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|

ازچی تعجب می کنید؟ بابا این قورباغه واسه خودش کلی شخصیت داره. اینجوری نگاش نکنید. همه عادت کردیم قورباغه را بی دفاع روی میزتشریح آزمایشگاهها ببینیم اما الان اینجا می بینیم که این بیچاره ها هم کلی واسه خودشون هنرمندند...
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو را می طلبد ، ديده تو را مي خواهد
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
دياله يكى از مهمترين استان هاى عراق است كه على رغم شكست القاعده در اكثر مناطق عراق، همچنان تحت نفوذ تروريست ها است. مركز اين استان بعقوبه و ۱۷۶۸۵ كيلومتر مربع نيز مساحت آن است.دياله حدود يك ميليون و ۲۰ هزار نفر جمعيت دارد كه از اين ميزان ۹۰ درصد اهل سنت، ۷ درصد كرد و ۳ درصد نيز شيعه هستند.حضوراكثريت سنى نشين دراين منطقه سبب شده تا سلفى ها اين منطقه را محل امن عملياتى خود قرار دهند. هدى عبدالحميد خبرنگار شبكه تلويزيونى الجزيره چندى پيش با سفر به الانبار از وقايع درون اين محل امن القاعده گزارشى را تهيه كرد. متن كامل اين گزارش از نظر گرامى تان مى گذرد:
بازگشت به بغداد آن هم از قلب استانى چون دياله كه گذرگاه امن القاعده عراق محسوب مى شود، همچون مائده اى آسمانى براى ماست. ما به همراه دو گردان مسلح از ارتش آمريكا براى بازديد از شهر Himbis و روستاهاى تهيا و ابوموسى در شمال بغداد روانه اين منطقه شديم. منطقه مذكور همانند اكثر نقاط عراق با نخل هاى سر به فلك كشيده پرشده است. يكى از همراهان ما اگرچه خود از اهالى دياله بود او نيز نام روستاهايى را كه عازم آن شده بوديم نشنيده بود. اين موضوع البته از اهميت چندانى برخوردار نيست چه آن كه دياله قلب استراتژيك عملياتى تروريست ها درعراق محسوب مى شود.
در يك روز سرد اما آفتابى و توسط هلى كوپتر ما به پايگاه عملياتى ارتش ايالات متحده در دياله رسيديم. سربازان آمريكايى حاضر در اين پايگاه مدعى اند كه وظيفه دارند تا چند روستاى اين منطقه را از نفوذ القاعده پاكسازى كنند. يكى از افسران آمريكايى با تاييد بر حضور القاعده در اين مناطق تأكيد مى كند كه تعداد نيروى انسانى آنها در اين مناطق بسيار كمتر از گذشته است و اكثر نيروهاى اين گروه تروريستى ترجيح داده اند شمال عراق و به خصوص منطقه موصل را پايگاه عملياتى خود كنند. گويى تازه به پنج سال پيش بازگشته ايم؛ تروريست ها همانند عشاير مدام جغرافياى سكونت خود را تغيير مى دهند.
* تروريست هاى تحصيلكرده
برخى از سربازان آمريكايى كه با آنها سخن مى گفتم به صراحت از ناآشنايى خود با دشمنى كه با او بايد بجنگند و در يك كلام «پيچيدگى» دشمن سخن مى گفتند. يكى از آنها مى گفت كه به چشم خود ديدم يكى از تروريست هايى كه بازداشت كرده بوديم، فارغ التحصيل دانشگاه ماساچوست بوده و اينك در دياله پناه گرفته و با باورهاى ايدئولوژيك خود ما را هدف قرار مى دهد. تروريست دستگير شده به واسطه تخصصى كه از آمريكايى ها ياد گرفته بود مأموريت داشت تا در سيستم بى سيم نيروهاى آمريكايى حاضر در اين منطقه اختلال ايجاد كرده و حتى آنها را از كار بيندازد.
* شهر متروك
ما به منطقه Himbis رسيديم. اين شهر به واسطه پرتقال هاى خود شهره عام و خاص است اما آنچه ما را به خود مشغول كرده بود صداى زوزه گلوله هايى بود كه از هر طرف شليك مى شد. يكى از كشاورزان منطقه مى گفت كه مى ترسد به مزرعه خود سر بزند. او در حالى كه كودك ۳ ساله خود را بر دوش گرفته مى گويد كه مردان نقاب دار مسلح به راحتى در سطح شهر تردد مى كنند و كنترل همه مناطق را در چنگ دارند. بنابر قانونى كه تروريست ها بر اين منطقه حكمفرما كرده اند تردد تنها از ۷ صبح تا ۵ عصر مجاز است.زندگى در اين شهر با انفجار اتومبيل هاى بمب گذارى شده و ترور قرين شده است. آنها همه نوع امكانات ترور و آدمكشى در اختيار دارند.
* شهر فراموش شده
ورود ما به روستاى ابوموسى همزمان شد با سوخت رسانى ارتش عراق به اين منطقه و من فريادهاى شادى ساكنان را از اين بابت شنيدم. اين روزها هوا بشدت سرد است و مردم منطقه ابوموسى نيز براى گرم كردن خود به واسطه نداشتن برق، وسيله اى جز نفت ندارند. چند ليتر سوخت دريافتى آنها اگرچه بسيار كم است اما نويدبخش لااقل ساعتى گرما است.ابوموسى روستاى نسبتاً كوچكى است كه به نظر مى رسد «روستاى فراموش شده» اشغالگران عراق باشد. با اين حال دولت عراق در ماه هاى اخير كوشيده است تا با تأمين وسايل معيشت مردم و نيز امنيت، زندگى نسبتاً آرامى را براى مردم اين منطقه به ارمغان آورد. رضايت از اين موضوع تا حدى در چشمان ساكنان اين منطقه ملموس است. براى مردم ابوموسى تفاوت چندانى ندارد كه چه طيفى براى آنان امنيت، شغل، غذا و آسايش مى آورد. هر كس اين ها (امنيت و معيشت) را به آنها هديه دهد، دوست آنهاست.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
چندروزی بود که یه بابایی که برخلاف هیکل گنده خود مغز بسیار کودکی دارد در وبلاگ بنده کامنت می گذاشت و جملات نامناسبی می نوشت. ابتدا باورش برام سخت بود اما پیگیری این موضوع منو رسوند به جایی که فکرش را می کردم.اون بابا پست تر از اونیه که بخوام در مورد رفتارهای کودکانه اش حرفی بزنم اما می خوام بهش هشدار بدم که بهتره دست از کارهای بچه گانه اش برداره. آدمی نیستم که ساکت بشینم تا هر ننه قمری هر کاری دلش خواست انجام بده. در صورت تکرار اقدام بعدی من به هشدار خلاصه نمیشه. کاری را می کنم که فکر می کنم درسته.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
موج رد صلاحیت های انتخابات مجلس هشتم غافلگیرکننده تر از آن بود که پیش از این گمان می رفت. اصلاح طلبان که دیگرچند سالی است رنگی از قدرت را ندیده اند و هرازچندگاهی به اتهامی دامنشان آلوده می شود , می کوشیدند با شرکت در انتخابات لااقل بخشی از آب رفته را به جوی بازگردانند, اینک در دوراهی شرکت یا تحریم قرار گرفته اند. نکته جالب ردصلاحیت ها مردود شدن اکثر نامزدهای حزب اعتماد ملی به رهبری شیخ مهدی کروبی بود چه آنکه کروبی اگرچه خود را اصلاح طلب می داند اما بیشترین مرزبندی را با دیگر گروههای اصلاح طلب داشته و دارد. گزافه نیست اگر گفته شود کروبی بر پایه همین اختلافات و افشاگری هایی که علیه احزابی چون مشارکت و سازمان مجاهدین انجام می داد امیدوار بود تا شاید بتواند بار دیگر خودی در ساختار قدرت نشان دهد. حال باید دید که رد صلاحیت نامزدهای اعتماد ملی می تواند کروبی را به دیگر گروههای اصلاح طلب نزدیک کند یا آنکه کروبی ترجیح خواهد داد تا رایزنی برای تایید صلاحیت نامزدهای خود را به طور مستقل انجام دهد وهمچنان مرزبندی خود با دیگر گروههای اصلاح طلب را حفظ خواهد کرد. کروبی اگرچه همواره مدعی لزوم اتحاد میان اصلاح طلبان بوده اما به شدت نسبت به دو طیف عمده اصلاح طلب-سازمان مجاهدین و حزب مشارکت- انتقاد داشته است. ضمن آنکه کروبی اصولا در مورد گروههایی چون نهضت آزادی و ملی-مذهبی ها به مانند طیف حاکم جریان سیاسی کشور حق حیات سیاسی قایل نیست.
در باب تحریم انتخابات هم به نظر می رسد اختلافاتی جدی میان اصلاح طلبان وجود دارد و علیرغم وضع نسبتا مشابه همه گروهها همچنان طنین واحدی از جریان اصلاح طلبی بلند نیست. به عنوان مثال احزابی مانند مشارکت و سازمان مجاهدین ممکن است در انتخابات شرکتی فعال نداشته یاشند اما اعتماد ملی قطعا با حتی کاندیداهای اندک خود نیز قطعا در انتخابات شرکت خواهد کرد.
موج گسترده ردصلاحیت ها اکنون ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان را در نوعی یخ زدگی فروبرده است و همه در انتظارند که شاید دستی از غیب برون آید و تنی چند را لااقل تایید کنند. انتخابات هشتم مجلس شورا در حال تبدیل به مرثیه ای برای جریان اصلاح طلبی کشور است.
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|
هوایی نیست که حتی نفسکی بکشم. نایی نیست که بخوام کاری کنم. اینجا همینجوری الکی میام و میرم. تو که نباشی اینجا رنگ عزاخانه برام میگیره. عطر نفست که نپیچه در فضای اینجا انگار اکسیژن نیست برای من. دارم اینجا می می ر م
همیشه بردخواه تو
همیشه باخت خواه من
بچین دوباره می زنیم
سپید تو سیاه من
+
نوشته شده در ساعت   توسط احسان تقدسی
|