تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار/احسان تقدسي
موساد آه و ناله به راه انداخته که  اسناد سری دفتر محمود عباس به دست حماسی ها افتاده است. حماسی ها سیستم امنیتی فتح را به جاسوسی برای اسراییل و همکاری با جوخه های ترور موساد برای ترور رهبران حماس متهم می کنند. حماس چندین نفر از روسای تشکیلات امنیتی فتح در غزه را بازداشت کرده و احتمالا آنها را اعدام خواهد کرد. سلام فیاض مقبول ترین چهره کابینه وحدت ملی در نزد اسراییلی ها بود و اکنون با حکم عباس کابینه تشکیل داده است.  کابینه او ۱۱ نفر دارد و کسی انتظار معجزه از او ندارد. حماسی ها غزه را در اختیار دارند و فتحی ها هم کرانه باختری را. اسراییل دروازه های کرانه باختری را گشوده و در عوض غزه را بسته تا همه چیز بر حماس تنگ تر از گذشته شود. فتح و حماس برادر کشی می کنند و در این میان اسراییل و آمریکا از خوشحالی سراز پا نمی شناسند. این است خلاصه آنچه این روزها در فلسطین می گذرد.

بیربط ۱: اينكه هر روز كه مي گذرد بيش از گذشته به شباهت هاي خودت با يكي ديگه پي مي بري و ميبيني همون چيزهايي كه براي اون مهمه براي تو هم مهمه خيلي خوبه. اينكه يكي به خاطر تو كاري را ميكنه لذت مي برم. اينكه يكي زودتر و جلوتر از تو حرف دلت را در باب معنويات ميزنه لذت مي برم. بعضي ها از شدت محبت شبيه هم مي شوند. شنيديد؟ خوشحالم كه هستي.

بيربط ۲: ما رفيقي داريم به نام امير صديقيان كه انصافا از معدود آدمهاييه كه آدم باهاش حال ميكنه. ميخوام همينجا رسما ازش بخوام كه اونم بياد و مثل ما معتاد وبلاگ نويسي بشه. اميرجان دعوت منو كه ديگه رد نميكني؟ پس يا علي.

بيربط ۳: آيت الله فاضل را يكبار آن هم در سال ۱۳۷۶ و روز ميلاد امام رضا ديدم. در منزلش مراسم مولودي برپا بود و مداحان مدح اما رضا را مي گفتند. هنوز رفتار و نگاهش در ذهنم مانده. خيلي تاثير گذار بود. خدا رحمتش كند.

بیربط ۴: زلزله باز هم تهران را لرزاند. بنده بنابر اصولی معتقدم تهران هیچ گاه بر سر تهرانی ها خراب نمی شود. هرکس میخواد دلیلش را بدونه باید یا بنده را بشناسه یا اینکه ازم بپرسه اما قبلا گفته باشم که دلیل حرفم به نظر بعضی ها اصلا منطقی ممکنه نباشه اما من میگم منطقیه و خوب بهش اعتقاد هم دارم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

علی بود و غلاف و تازیانه

مدینه بود و یک غسل شبانه

گل یاسی که روی مغتسل بود

هنوزهم داشت از سیلی نشانه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

چند قدمی مانده تا به روزنامه برسم. اخبار را در ذهنم مرور می کنم. فتح و حماس- انفجار سامرا و... سرم گرم افکارم است که پیرزنی را می بینم که عصل بدست خم شده تا هنوانه ای را که به زمین افتاده و چند تکه شده است را بردارد. ضعیف تر از آن است که بتواند اینکار را انجام دهد. عصایش را که نمی تواند زمین بگذارد و با عصا هم که نمی تواند.  می گویم مادر چه شده؟ بغض کرده و می گوید:" چندکیلو میوه از تره بار خریده بودم و این هنوانه که میبینی چطور شد و اشاره به تکه های هندوانه ای می کند که آبش روی زمین راه افتاده است.

ناخود آگاه کمکش می کنم و با اصرار همراهش می شوم. هندوانه تکه تکه شده که داخل پلاستیک قرار داده و دردودل آغاز می شود. آهی می کشد و می گوید:"امان از درد پیری پسرم که آدم حتی توان دو کیلو میوه بلند کردن را هم ندارد". کمی دلداریش می دهم:"مادر بالاخره همه ماروزی به سن و سال شما می رسیم و بازم خوبه شما اینقدر توان دارید که بیتیید خرید من که فکر نمی کنم به سن و سال شما برسیم چنین توانی را داشته باشیم".

باز هم آه می کشد و می گوید:"پیر شی پسرم". با خودم فکر می کنم که به دعای خیر خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنم نیاز دارم. غرق افکارم می شوم و پیرزن همچنان حرف می زند و من دیگر نمی شنوم.. چند لحظه ای که می گذرد به هندوانه های تکه تکه شده اشاره می کنم وبرای اینکه پیرزن هم از این حال در بیاید می گویم:" مادر معلومه خیلی هم خوش سلیقه ای. از هندوانه قرمزت که اینطور برمیاد.." می خندد و می گوید:"ای بابا. چه فایده؟ دیگه که نمیشه بخوریش". می گویم اتفاقا الان که هزار تکه شده وقت خوردنشه". و پیرزن باز می خندد.

نزدیک خانه پیرزن رسیدیم. میوه و هندوانه هزارتکه اش را در خانه اش می گذارم و می گویم:" امری باشه مادر؟" تشکر میکند..." خدا خیرت بده.الهی خیر ببینی. پیرشی..." و من دلخوشم به این دعاها ...

بیربط: همین کار را ازت انتظار داشتم.... کارت درسته.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

اوضاع امنيتى عراق همچنان مبهم است و چشم انداز روشنى براى آن ديده نمى شود. تروريست ها همچنان به اعمال خشونت بار خود ادامه مى دهند و گويا پايانى بر آتش افروزى آنان متصور نيست. آخرين نمونه جنايات آنان هفته گذشته در حرم شريف عسكريين(ع) اتفاق افتاد. اقدامى كه با محكوميت شديد مسلمانان مواجه شد. عبدالعزيز حكيم رئيس مجلس اعلاى اسلامى عراق چندى است كه براى مداواى بيمارى خود در تهران است. در روزهاى گذشته فرصت اندكى دست داد تا در گفت وگو با وى آخرين اخبار و تحولات عراق را مورد بررسى قرار دهيم. حكيم همانند گذشته با روى گشاده پاسخگوى سؤالات «ايران» بود. انفجار اخير سامرا، تحولات امنيتى عراق، تلاش ها براى كودتا عليه مالكى، گفت و گوهاى ايران و آمريكا و... مهمترين موضوعاتى است كه در گفت و گو با رئيس مجلس اعلاى اسلامى عراق مورد بحث قرار گرفته كه از نظر گرامى تان مى گذرد.

چندى است كه شايعاتى درباره بيمارى شما منتشر شده است. بسيارى از مخاطبان «ايران» در تماس هاى مكرر جوياى حال شما هستند. دوست داريم آخرين اوضاع درمانى شما را از زبان خودتان بشنويم.
محبت مردم از الطاف خداوندى و نعمت هاى بزرگ الهى بر بندگانش است. ملت بزرگ ايران و رهبر بزرگوار و معظم و حكيم انقلاب اسلامى حضرت آيت الله خامنه اى، دام ظله العالى، رئيس جمهور عزيز آن و ساير مسئولان گرانقدر دولت اسلامى همواره نسبت به مشكلات ملت عراق نظر ويژه و خاص داشته و نسبت به اينجانب نيز محبت هاى خاصى كرده اند. معتقدم دنيا محل ابتلا است. تاكنون پزشكان نسبت به نتايج درمان ابراز رضايت كرده اند و اميدوارند كه فرآيند درمانى به همين نحو ادامه يابد و امكان مهار اين بيمارى به شكل كاملترى انجام گيرد.
اجازه بدهيد به سراغ مسائل روز عراق برويم. روز چهارشنبه شاهد بمب گذارى در حرم عسكريين(ع) بوديم. به عنوان كسى كه از نزديك با فرآيند امنيتى عراق آشنا است، بفرماييد چگونه ممكن است پس از شانزده ماه با وجود تدابير صورت گرفته امنيتى دوباره به همان نقطه كه قاعدتاً حساسيت شديد شيعيان را نيز به همراه دارد حمله شود؟
همانطور كه در بيانيه اخير خود اشاره كردم ،مسئوليت اين جنايت واعمال مشابه قبلى در تخريب اماكن مقدس مسلمانان شيعه وسنى عراق را بر عهده گروه هاى تروريستى و تكفيرى و جنايتكاران القاعده و طرفداران صدام مى دانيم. اين قبيل اقدام ها با هدف شعله ور ساختن جنگ مذهبى ميان اهل تشيع و تسنن صورت مى گيرد. از طرف هاى امنيتى هم مى خواهم كه هرچه سريع تر به وعده هاى خود در زمينه تأمين امنيت شهر سامرا و راه منتهى به اين شهر براى آغاز فورى عمليات بازسازى حرم مطهر عسكريين (ع) عمل كنند. شايسته است كه دولت عراق در اين راستا از توانمندى وسيع مردمى در اين راستا كمال استفاده را ببرد. از سوى ديگر دولت عراق و نيروهاى چند مليتى كه بر طبق قطعنامه هاى شوراى امنيت مسئول تأمين امنيت عراق هستند بايد مسئوليت خود را در اين زمينه تقبل كنند.
با توجه به حوادث خونين اخير آيا شما تصويرى روشن از آخرين اوضاع امنيتى عراق در دست داريد؟
اولاً، همانگونه كه روشن است جنگ همه جانبه اى از سوى القاعده و طرفداران آن و طرفداران صدام بر ضد محبان اهل بيت در درجه اول و فرآيند سياسى نوين دولت در عراق كه مبتنى بر آراى مردم است به راه افتاده و ادامه دارد. در ماه هاى اخير تغييرات محسوسى در ساختار القاعده عراق صورت گرفته است كه به آنها اشاره مى كنم:
۱- عشاير سنى عراق در مناطقى كه القاعده در آنجا حضور دارد همانند مناطق موصل و انبار و صلاح الدين و دياله جنگ همه جانبه اى را عليه القاعده به راه انداخته اند و شروع به محاصره القاعده كردند كه اين را مى توان پيشرفت مهمى در اين زمينه به شمار آورد چراكه اين عشاير به اين نتيجه رسيدند كه القاعده درصدد خروج نيروهاى چندمليتى از عراق نيست بلكه خواهان سلطه كامل خود بر عراق براى حركت به سوى كشورهاى ديگر منطقه است .
۲- موضعى كه براى نخستين بار از سوى علماى اهل تسنن عراق بر ضد تكفيرى ها اتخاذ شد كه بازتاب آن را در كنفرانس اخير علماى اهل تسنن عراق در اردن شاهد بوديم.
۳- در عراق احزاب سياسى سنى مثل حزب اسلامى وجود دارند كه براى نخستين بار موضع روشنى بر ضد القاعده اتخاذ كرده اند. لذا در حال حاضر مى توان گفت اكثريت قاطع ملت عراق بر ضد القاعده و تكفيرى ها، صدامى ها و بعثى هاست. مجموعه اى از طرح هاى امنيتى هم براى برخورد با آنان درنظر گرفته شده است و معتقديم جمهورى اسلامى ايران مى تواند با ديگر نيروهاى مؤثر در عراق نقش تعيين كننده اى در ايجاد امنيت و استقرار عراق داشته باشد .
طرح امنيتى بغداد به كجا رسيد؟
طرح امنيتى بغداد همچنان ادامه دارد و پيروزى هايى نيز به همراه داشته است و بايد تلاش ها در جهت تحقق بقيه اهداف اين طرح ادامه يابد.
مالكى در روزهاى اخير بارها از احتمال كودتا عليه دولت عراق خبر داده است. دوست داريم كمى درباره تلاش هايى كه براى سرنگونى دولت عراق در داخل و خارج از ساختار قدرت عراق صورت مى گيرد توضيح دهيد؟
آقاى مالكى بيش از يك بار به اين موضوع اشاره كرده است و در گفت و گويى كه با ايشان داشتم نيز شخصاً در اين باره اطلاعاتى ارائه كرد. بنده و ايشان با هم اين موضوع را ارزيابى كرديم. برخى بعثيون در فكر كودتا هستند و تصور مى كنند عراق مى تواند به شكل سابق يعنى زمان صدام حسين اداره شود. آنها البته تلاش هايى را هم در اين راستا انجام داده اند اما بايد به صراحت گفت اين موضوع به سختى قابل تحقق است چراكه اگر روى دهد جنگ داخلى در عراق روى خواهد داد.
اخيراً اخبارى از تشكيل جلسه اى محرمانه با حضور رئيس سازمان اطلاعات مصر و چندين تشكل عراقى در قاهره منتشر شده است. ارزيابى شما از اين دست خبر و اطلاعات چيست؟
بله سازمان هاى اطلاعاتى كشورهاى منطقه در جلسه مشتركى وضعيت عراق را مورد بررسى قرار دادند. متأسفانه اخيراً برخى از اين سازمان هاى اطلاعاتى طرحى را عليه دولت آقاى مالكى سامان دادند و با مجموعه اى از گروه هاى عراقى كه در داخل يا خارج از پروسه سياسى هستند تماس گرفتند و جبهه اى را در ماه آوريل گذشته در قاهره تشكيل دادند و ميليون ها دلار را براى حمايت از اين جبهه در نظر گرفتند اما يك واكنش متقابل انجام شد و طرح اين كشورها به شكست انجاميد زيرا آنها داراى مشروعيت نيستند و اكثريت پارلمانى هم ندارند و پايگاه مردمى نيز از آن آنان نيست و تلاش ها در جهت خنثى كردن و مهار اين طرح همچنان ادامه دارد.
سرنوشت مشاركت دادن بعثيون در ساختار قدرت عراق به كجا رسيد؟ مخالفان و موافقان آن، چه دسته هايى هستند؟
مسأله حزب بعث و بعثى ها مسأله اى است كه در قانون اساسى عراق به طور واضحى حل شده است، چراكه در قانون اساسى حزب بعث از هرگونه فعاليتى منع شده است. علت اين امر اين است كه حزب بعث مسئول اول جرايمى است كه در حق ملت عراق ارتكاب يافته و حزب بعث دشمن اول ملت عراق در گذشته و دشمن ملت عراق در حال حاضر - چون بر ضد ملت عراق توطئه مى كند - و دشمن آينده ملت عراق است. بله تعداد بسيارى از مردم به دليل شرايط اضطرارى آن زمان جذب حزب بعث شدند كه بايد درباره آنان با ديدگاه انسانى نگاه كرد به شرطى كه مرتكب جنايتى عليه ملت عراق نشده باشند، اينان مى توانند به كارهاى مدنى و غير حساس خود برگردند البته اگر از رهبران عاليرتبه حزب بعث نباشند. بايد دادگاه هاى صالح هردعوى يا شكايتى عليه كادر حزب بعث را قبول كند و جبران خسارت وارده را در نظر بگيرد. اين موضوعات در پيش نويس قانون آشتى ملى كه در پارلمان عراق مطرح است، آمده است.
ماه گذشته شاهد برگزارى دور اول مذاكرات ايران و آمريكا درباره عراق بوديم. ارزيابى شما از نتايج اين مذاكرات چگونه بود و آيا خواهان ادامه آن هستيد؟
همانگونه كه روشن است اين جلسات در سطح بسيار بالا از سوى دولت عراق مورد اهتمام قرار گرفت و شخص آقاى مالكى كه بالاترين پست دولتى را داراست در اين جلسه شخصاً شركت كرد.اكثريت قاطع گروههاى سياسى عراق اعم از ائتلاف يكپارچه عراقى، همپيمانى كردستان و احزاب ديگر عراقى از اين مذاكرات حمايت مى كنند. عراقى ها ميل فراوانى دارند كه اين گفت و گوها و ديدارهاادامه پيدا كندتا ان شاءالله منشأاثر حل مشكلات مردم عراق باشد. ايران نقش مثبت و بزرگى در عراق دارد. از سوى ديگرآمريكا نيز دولت بزرگى است كه نيروهاى آن در حال حاضر در عراق حضور دارند. لذا وجود همكارى مثبت ميان اين دو كشور در راستاى حمايت از ملت و دولت منتخب عراق مهم است تا ان شاءالله عراق شاهد ثبات و امنيت و استقرار گردد و جايگاه حقيقى خويش را بازيابد.
شايد اين موضوع در چند ماه اخير سؤال مشترك ايرانيان از دولتمردان عراق باشد كه سرنوشت ديپلمات هاى ايرانى كه در بازداشت آمريكايى ها هستند به كجا رسيد؟
حقيقتاً اين موضوع تأسف بار و تأثربرانگيز است و تا آنجا كه من مى دانم همه رهبران عراق در راستاى آزادى اين عزيزان تلاش كردند و هم اكنون نيز تلاش هايمان در راستاى آزادى اين برادران همچنان ادامه دارد. معتقديم بايد هرچه سريعتر اينان از زندان آزاد شوند. ديپلمات هاى شما ميهمانان ملت عراق هستند.
حادثه تنش آميز اخير در مجلس عراق را چطور مى بينيد؟ ظاهراً المشهدانى رئيس مجلس پس از دريافت حكم عزل خود در تصميمى عجيب بركنارى خود را به كنار رفتن آقاى مالكى و جلال طالبانى مشروط كرده است. ارزيابى شما چيست؟
اين موضوع در ظرف چند روز آينده حل خواهد شد و جبهه توافق در راستاى جايگزينى ايشان اقدام خواهد كرد.
با وجود گذشت بيش از چهار سال از اشغال عراق، آمريكايى ها همچنان عدم آمادگى دولت عراق در برقرارى امنيت را دليلى بر ادامه حضور خود در اين كشور مى دانند. فكر مى كنيد دولت مالكى آمادگى در دست گرفتن امور امنيتى را داشته باشد؟
بله و همه ما بايد از اين روند حمايت كرده و در كنار آن قرار بگيريم.معتقدم طرح جدول زمان بندى شده براى بازسازماندهى نيروهاى امنيتى و فرآيند مسلح سازى و آموزش و تجهيز و بهره گيرى از تجارب ديگران و انتقال مسئوليت ها و صلاحيت ها به نيروهاى عراقى بايد تهيه شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

Photo

انفجار چهارشنبه سامرا بار دیگر داغ التیام نیافته انفجار  شانزده ماه پیش این مکان مقدس را زنده کرد. دو گلدسته از آن انفجار باقی بود که آن دو را نیز در آتش کین خود از شیعه سوزاندند و بار دیگر شیعیان مظلوم را به عزا نشاندند.

 

قرار بود روز جمعه  دولت عراق قرار دادی را بارای بازسازی  این حرم شریف  امضا کند که این  اتفاق روی داد و چه زیبا گفت مالکی  در بازدید از عسگریین که:" مرقد امام عسگری را از اولش بهتر خواهیم ساخت".

 

نیروهای امنیتی عراق چند نفر از محافظین سنی حرم را به اتهام همکاری در بمب گذاری روز چهارشنبه بازداشت کرده اند. آتش جنگ شیعه-سنی که چند ماهی بود به دلیل اختلافات شدید میان سنی ها  در حال تبدیل به جنگ  سنی –سنی بود بار دیگر کلید خورد. شیعیان در برخی نقاط به به مساجد اهل سنت حمله کرده اند. القاعده و آمریکایی ها بیشترین سود را از این ماجرا برده اند.

 

بیربط 1: هنوز ساعتی از گفتگوی رایس و محمود عباس نگذشته بود که  عباس با اعلام حالت فوق العاده دولت سه ماهه وحدت ملی فلسطین را منحل اعلام کرد تا بار دیگر این نظریه به اثبات برسد که فتح و حماس اصولا نیازی به دشمن ندارند و خود از صد دشمن برهم بیرحم ترند.

 

بیربط 2: شنیدم بانک های کویتی ایران را تحریم کرده اند.

 

بیربط 3: با عبدالعزیز حکیم مصاحبه کرده ام که اگر اتفاق خاصی نیفتد در "ایران" شنبه می توانید بخوانید.

 

برای جمعه: خدا کند که بیایی...

 

بیربط ۴: عشق و علاقه یک دفعه جمع نمیشه. حرف سرد بده. امید دادن خوبه. از ۲۲ تا ۲۴خرداد راهی نیست. قرار بود ۲۲ خرداد یادم بمونه. آیا قراره ۲۴ خرداد هم یادم بمونه؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

یک مطالعه تازه در آمریکا نتیجه گیری کرده است که آمار خودکشی در میان سربازان سابق جنگ دو برابر غیرنظامیان است.

محققان داده های مربوط به 320 هزار و 890 مرد را که یک سوم آنها در فاصله 1917 تا 1994 در ارتش آمریکا خدمت کرده بودند بررسی کردند.

مردان سفیدپوست، تحصیل کرده تر و مسن تر ظاهرا بیشتر در معرض خطر خودکشی بودند و همینطور افرادی که از یک ناتوانی فیزیکی یا عاطفی رنج می بردند.

محققان می گویند این یافته ها موید نیاز به مراقبت های بهداشت روان برای کسانی است که در عراق و افغانستان خدمت کرده اند.

این تحقیق که نتایج آن در نشریه "اپیدمولوژی و بهداشت اجتماعی" چاپ شده است شامل مردانی بود که در جنگ جهانی دوم، جنگ ویتنام، جنگ کره و جنگ خلیج فارس شرکت کرده بودند.

به گفته بی بی سی گفته شد که نرخ خودکشی در میان مردانی که دوران خدمت نظامی را گذرانده اند 13/2 بار بیش از کسانی است که هرگز در ارتش خدمت نکرده اند.

سربازان سابق جنگ همچنین برای خودکشی بیش از سایر افرادی که دست به خودکشی می زنند (دو برابر) از سلاح گرم استفاده می کنند.

سربازان معلول، یا کسانی که ضربات شدید روحی یا عاطفی را در جریان خدمت نظامی تجربه کرده اند به عنوان گروهی که با بیشترین خطر روبرو هستند معرفی شدند.

این مطالعه همچنین به این نتیجه جالب رسید که سربازان سابقی که اضافه وزن دارند در مقایسه با سربازان سابقی که وزنشان عادی است کمتر با خطر خودکشی مواجه هستند.

هرچند این مطالعه شامل داده های مربوط به سربازانی که از عراق و افغانستان برمی گردند نبود، اما نویسندگان آن گفتند این یافته ها دارای پیامدهایی قوی بر آنها هم هست.

بیربط ۱:هفته نامه ساندی تایمز نوشته:"علی شمخانی در مصاحبه با نشریه دیفنس نیوز هشدار داده است که در صورت حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران، کشورهای خلیج فارس که با ایالات متحده همکاری نظامی دارند هدف موشک های ایران قرار خواهند گرفت." البته شمخانی این مصاحبه را تکذیب کرده است.

بیربط ۲:بیانیه بیش از 700 تن از مدافعان حقوق برابر به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران را می توانید اینجا ببینید

بیربط ۳:شیعیان یمن سرکوب می شوند و ما به عنوان ام القرای جهان اسلام تنها ناظرانی ناتوانیم. برای آگاهی از آنچه در یمن می گذرد هر روز می توانید اینجا را بخوانید.

بیربط ۴: برهم صالح معاون مالکی چند روزیه که مهمان ماست. دیروز گفتگویی ۱۵ دقیقه ای با او داشتیم که لینکشو بعد چاپ می گذارم تا شما هم بخونید.شب هم رفتیم برای گفتگو با زن اورتگا که فهمیدیم دوستان ریاست جمهوری همزمان به بچه های ایسنا هم قول مصاحبه اختصاصی داده بودند که ما هم ترجیح دادیم گفتگو با زن اورتگا هدیه ما به ایسنایی ها باشد. آمدیم بیرون و گفتگو با بانوی نخست نیکاراگوئه شد اختصاصی ایسنا.

بیربط ۵: شنیدم رییس سایت وابسته به مرکز تحقیقات مجمع تشخیص به دلیل ارتباط با پرونده موسویان بازداشت شده است. موبایل دوستان آفتابی قطع بود. کسی خبر داره بگه چی شده.

بیربط ۶: چند روز حسابی خانه را بهم ریختیم و مثلا داریم بنایی می کنیم و از این حرفها. چند تا گونی خاک همه حاصل این بنایی مختصر بود. رفتگر کوچه گفت می خواهید اینها را براتون ببرم که گفتیم ببر. آقا این چند تا گونی را برده و حالا اومده میگه ۱۵ هزار تومان پول بدید. هرچی میگم آخه بابا ۴ تا فرغون خاک بردن که اینقدر نمیشه زیر بار نمیره که نمیره. فعلا ۲۰۰۰ تومان بهش دادم اما هنوز داره غر میزنه...

بیربط ۷:پیامی آورد از یار و در پی اش جامی

             به شادی رخ آن یار مهربان گیرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

-در مورد اوضاع لبنان مطلبی را نوشتم که می توانید آن را اینجا بخوانید.

- دعوای اخیر روسیه و آمریکا بر سر سپر دفاع ضد موشکی هم بهانه ای شد تا این مصاحبه را با یکی از بهترین اساتید استراتژیک دانشگاه بگیرم.

بیربط ۱: بی بی سی نوشته:"حالی که ارتش ترکيه در حال عملياتی در مرز خود با عراق عليه حزب کارگران کرد (پ. ک. ک) است، ايران نيز در تعقيب شاخه ايرانی اين حزب، موسوم به پژاک، مناطقی در شمال عراق را هدف آتش توپخانه قرار داده است."

بیربط ۲: روزهای پرکاری دارم. تنش شاخصه اصلی این روزهاست. فکرم هی به این ور و اونور سرک میکشه.

بیربط ۳:مصاحبه ام با قاضی دادگاه صدام عیب بزرگی داشت که دیروز یک استاد همه را بهم یادآوری کرد. وجود کسی که دائم کار آدم را ارزیابی کنه و عیب و ایراد و نقاط قوتش را یادآوری کنه خیلی مهمه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ارتش لبنان که در سه هفته گذشته در سرکوب فتح الاسلامی ها چهره ناکامی بزرگ را به خود گرفته و دولت سنیوره   ناچار دست نیاز به سوی کمک های نظامی غرب دراز کرده بود  هم اکنون با دو گروه ناشناخته دست به گریبان است: " فتح الاسلام در شمال و جند الشام در جنوب".

 

اگر نهرالبارد ۳۰هزار نفر جمعیت داشت اردوگاه عین الحوه ۶۵ هزار نفر جمعیت دارد و سرکوب مبارزان پناه گرفته در آن بسی دشوارتر از نهرالبارد است. شخصا معتقدم سبک اشتباهی که ارتش و دولت لبنان برای برخورد با سلفی های نهرالبارد و جندالشام برگزیده اند نتیجه ای جز شکست برای آنها به همراه ندارد. 

 

به دو دلیل شدیدا معتقدم که ارتش لبنان در این ماجراها لقب بازنده بزرگ را به خود خواهد گرفت:

 

۱- ارتش تاکنون رسما اعلام نکرده که قصد مقابله با فلسطینیان ساکن در این اردوگاهها را ندارد و به همین دلیل این تلقی در میان فلسطینیان بوجود آمده که هدف ارتش لبنان مقابله با گروههای مسلح فلسطینی است و فتح الاسلام و جندالشان بهانه ای بیش نیست.

 

۲- فتح الاسلامی ها و جندالشامی ها با بهره گیری از سبک جنگی حزب الله عملیات چریکی را در دستور کار خود قرار داده اند و ارتش لبنان به دلیل بهره گیری از سبک های کلاسیک اصولا توان و ابزار مقابله با آنان را ندارد. در توصیف سبک مورد استفاده فتح الاسلامی ها همین بس که در مورد مشابه آن حزب الله با ۵۰ چریک در تابستان گذشته توانست در منطقه مرجعیون چند تیپ کماندویی اسراییل را زمینگیر کند.

 

برای جمعه: هجران تو مرا کشت. کجایی؟ باز آ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دوستی از من خواست تا در بازی جدید وبلاگها که اختصاص به "پنج حادثه مهم زندگی" است شرکت کنم. اعتقاد چندانی به این بازی ها نداشتم و تاحالا هم فقط یکبار در آنها شرکت کرده بودم اما این یکی به نظرم جذاب بود. خاصیت بازی هایی اینچنین این است که زوایای فکری و شخصی هرکسی را بیان می کند و شاید یکی از دلایل استقبال نکردنم هم تاکنون این بوده که " دروغ" زیاد می نویسند و به نظرم جالب نیست. اما در بازی جدید به نظرم دروغ اصولا مجالی برای حضور ندارد.

 

و اما پنج حادثه مهم زندگی من:

 

1- هنوز خواندن و نوشتن را یاد نگرفتم و کودکی ام را می کردم که مادر مرا نزد پیرزنی عارف گذاشت تا قرآن یاد بگیرم. آن بنده خدا فکر کرده بود من کلاس اول را تمام کرده ام. هرچه می گفت من نمی فهمیدم تا اینکه کاشف به عمل آمد بنده بیسوادم. فکر کنم چهار ماهی طول کشید تا  یادگرفتم سوره حمد را بخوانم و بعد آرام آرام قرآن خواندن را یاد گرفتم. خواه ناخواه مانوس بودن با قرآن و نماز از ابتدای زندگی تاثیر خود را بر کل زندگی ام گذشت. آن معلم قرآن الان 15 سال است که رخ در نقاب خاک کشیده . احادیث فراوانی یادم داد. فطرت بچه گانه ام خیلی از آنها را با پوست و گوشت و استخوانم مخلوط کرد.

 

2- چند شب پیش دو ساعت از نیمه شب گذشته بود و زیر نور ماه با دوستی صحبت می کردم. می گفتم جامعه بین الملل را برخی به دو بخش پیش و پس از یازدهم سپتامبر تقسیم می کنند و زندگی من را هم باید به دو بخش پیش و پس از بیماری پدر تقسیم کرد. کلاس سوم دبستان بودم که وقتی یک روز به خانه آمدم دیدم  چند نفر از فامیلهای نزدیک نشستند و من که آمدم همه سکوت کردند. بچه تر از آن بودم که بخواهم دلیلش را بپرسم. ساعتی بعد برادر بزرگم با زبان بی زبانی گفت که بابا سکته مغزی کرده و الان بیمارستانه. من که نمی فهمیدم سکته یعنی چی اما این را می فهمیدم که بیمارستان جای جالبی نیست و آدم حتما باید چیزیش باشه تا بره اونجا.  پدرم که خدا سایه اش را از سرم کم نکند از شرکت نفتی های قدیمیه. زندگی بسیار مرفهی برایمان فراهم کرده بود  که خوب  حسرت خیلی ها را هم به همراه داشت. فلج شدن نیمی از بدن بابا مانع ادامه فعالیت او شد و بعد از 33 سال بازنشسته شد. افت تحصیلی شدید(دو نمره در معدل) اولین تاثیر بیماری بابا بر من بود که هنوز روزگار خوش کودکی مستم می کرد. احساس می کنم سیر مشکلاتی که طبیعی هم بود باعث شد خیلی زودتر از هم سن و سالان خودم بزرگ بشم. خدا را شاکرم که سایه مهر پدر همچنان بالای سرم است و افتخار خدمتگزاری اش را دارم. تلاش زیاد مادرم هم اگر نبود اینجایی نیستم که الان هستم.

 

 

3- دانشگاه هم که قاعدتا باید فصل مشترک پنج حادثه مهم زندگی خیلی ها باشه. نمرات ضعیف دوران دبیرستان و درس خواندن تو رشته ای که همه به اشتباه فکر می کنند فقط تنبل ها به آنجا می روند( علوم انسانی) همه را ناامید کرده به دانشگاه رفتنم. اما رفتم. آموزش و پرورش کودکان استثنایی داشگاه علامه و مترجمی دانشگاه آزاد واحد رودهن قبول شدم که من دومی را به دلیل تسلطی که به زبان داشتم انتخاب کردم. دانشگاه نگاهم به خیلی از ماجراها را واقع بینانه کرد.

 

4- ورودم به عرصه روزنامه نگاری از مهمترین اتفاقات بوده.  با توجه به موقعیت های جذاب کاری که بهم پیشنهاد شد ورودم به عرصه خبر  از نگاه خیلی ها دیوانگی بود. اما من نه از سر بیچارگی بلکه از عشق اینجا آمدم.  تا همین پارسال اگر کسی به مادرم می گفت احسان چه کاره است  مادر می گفت :" بیکاره"... باورتان میشه؟  با سرویس بین الملل یاس نو  و به لطف  استاد مراد ویسی آغاز کردم. تشویق ها و همراهی هایی که جناب ویسی با من کرد را هیچ وقت نمی تونم نادیده بگیرم. چیزهای زیادی از او فراگرفتم و خودم را مدیونش می دانم. سخت گیری هایش گاهی اوقات اسباب دلخوریم را فراهم می آورد اما باعث پیشرفتم می شد. امیدوارم ثبات کار روزنامه نگاری در ایران جوری شود که بتونم باز هم در کنارش کار کنم.  همچنین افرادی چون امیر نخعی, اکبر منتجبی و... کسانی بودند که تو کار کمکم کردند و انصافا همیشه شرمنده آنهایم.

 

 

5-  روزهای آخر فروردین امسال  روزهای خوبی برام بود. شرمنده اخلاق ورزشی خودم و همه که دیگه این یکی را هرچی سبک سنگین کردم دیدم ننویسم بهنره.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

293778.jpgاجلاس دادستانهای کشورهای اسلامی بهانه خوبی بود تا خیلی از قضات بزرگ کشورهای اسلامی که خیلی هایشان پرونده های مهمی را رسیدگی کرده بودند به تهران بیایند. در میان همه آنها چهره ای بود که کمتر کسی از خبرنگاران او را شناخت و او کسی نبود جز "منیر حداد" قاضی دادگاه صدام که از ابتدای پرونده تا پای چوبه اعدام با صدام بود و به دستور او بود که زیر پای دیکتاتور خالی شد. خبر آمدن او به تهران را هم آقای نوری دبیر گروه بهم داد و سفارش کرد که حتما با این آدم گفتگو کنم که مصاحبه خاطرخواه فراوان دارد.

پنج شنبه شب ساعت نزدیک ۱۰ بود که با هماهنگی هایی که به واسطه برخی دوستان وزارت خارجه و چندجای دیگه توانستم با منیر حداد گفتگو کنم. البته یکی از بچه های روزنامه هم تلاش کرده بود که کار ما را رله کنه که خوب فایده ای نداشت و آخرش هم کار با لابی های دیگه ای انجام شد.

قبل از اینکه این گفتگو را بخوانید سه نکته حذف شده آن را بگویم:

۱-منیر حداد می گفت صدام در پرونده انفال با قاضی دادگاه و دادستان درگیری فیزیکی پیدا کرد که کلی کتک خورد.

۲- هنگام اعدام وقتی داشتند دست صدام را از پشت می بستند مامور امنیتی خیلی دستان صدام را بد بسته که صدام به او گفت:"من پیرمردم. تمام استخوانهایم را شکستی".

۳- هنگامی که طناب دار را بر گردن صدام انداختند برخی از ماموران امنیتی فریاد می زدند:" زنده باد محمد باقر صدر و صدام به جهنم برو و..." که صدام هم گفت:"این کار شما از جوانمردی به دور است".

با توضیحاتی که دادم حالا گفتگو با قاضی دادگاه صدام را (اینجا) بخوانید.

برای امام: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم...

بیربط ۱: این روزها یاد روزهای مدرسه می افتم. روزشماری می کردیم که امتحانات تموم بشه و تابستون شروع شه. وقتی هم که تابستون شروع میشد کاری نداشتیم بکنیم و بلاتکلیفی آزاردهنده می شد. حالا دوباره تابستون اومده اما دیگه برام فرقی نمی کنه چون امتحان ندارم و هرروز دنبال یک لقمه نان حلال در تکاپو.

بیربط ۲: همیشه به دنبال حقم بودم و از حقم اضافه تر نخواسته ام. اينكه بد نيست. هست؟ پس چرا به بعضي ها برمي خوره و فكر مي كنند من دارم لابي مي زنم در حاليكه من فقط اون چيزي را كه همه ميگن استحقاقش را دارم را ميخوام و بس.

بيربط ۳: بعضي وبلاگهاي درپيت براي اينكه الكي اداي بچه معروفها را در بيارن لينك وبلاگها و سايتهاي فيلتر شده را تو وبلاگشون قرار ميدن تا فيلتر شن و بعد بگن دولت به ما حساس شده.

بيربط ۴:گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
             گفتمت سوز دلم از جان برون است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

از شخصیت قدیری ابیانه سفیرمان در مکزیک که تازه دو ماهه کارش را شروع کرده خیلی خوشم میاد. تحلیل های خاص خودش را داره و کاری هم به این نداره که کسی تحلیل هایش را قبول نداشته باشه.

چند وقت قبل قرار بود سفیرمان در فرانسه بشود و چمدان های خودش راهم بسته بود که بره که ناگهان علی آهنی را بر جایش نشاندند و او باز ماند.وقتی داشت می رفت مکزیک به واسطه آشنایی که با ایشان داشتم و حالا دیگه به هرحال سفیرمان در منطقه مهمی شده بود خواستم مصاحبه ای را باهاش انجام بدم که با مخالفت دوستان مواجه شد.

القصه اینکه قدیری ابیانه هنوز یک ماه نشده بود به مکزیک رفته بود که توانست یک جوان مکزیکی را شیعه کنه. اون آدم هم راست یا دروغ گفته که خیلی دلشیفته اسلام شده و... قدیری ابیانه هنوز داغ ادواردو آنیلی را بر سینه دارد و هرجا که قدم می گذارد فیلم او را به همراه می برد.

بیربط ۱: الان دارم مثل بعضی دوستان میشم که ذهنشون برای نوشتن تو وبلاگ هنگ میکنه. هزار تا سوژه دارم که وقتی میخوام بنویسم هرکدومشون هزار تا مشکل پیدا می کنند و نمیشه نوشت.

بیربط ۲: با یه آدم خیلی مهم مصاحبه کردم. این ادم اینقدر مهمه که یکی از مهمترین موضوعات پارسال حاصل امضایی بود که او پای یک برگه زد. اسمش را لطفا نپرسید چون محرمانه است فعلاااااااااااا.

بیربط ۳: وزیر کشور گفته که باید با جسارت ازدواج موقت را ترویج کرد. این حرف نمی دونم چقدر کارشناسی بوده اما می دونم مذهبی ترین آدمها هم حاضر نیستند به این دلیل که شرایط ازدواج دائم برای پسر یا دخترشون فراهم نیست تن به این موضوع دهند مگر اینکه بعد موقت حتما دائمی در کار باشد. فکرشو بکنید... چه شود.

بیربط ۴:شنیدم خبرنگار سرویس حوادث ایسنا که برای پوشش خبر جمع آوری معتادان رفته بود سرنگ به پایش فرو رفته و حالا خدا می داند که چه می شود. حالا من نمی دانم این موضوع تقصیر چه کسی است؟ خبرنگاری که دنبال یک لقمه بود یا دبیر سرویسی که حاضر میشه خبرنگارشو به هر قربانگاهی بفرسته تا بعدا بتونه پز بده که بله! ما خبرخور نيستيم يا تقصير ماموران احمقي كه...

بيربط ۵: سحر بلبل حكايت با صبا كرد

             كه عشق روي گل با ما چه ها كرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

در آتش اگر سوزم

سوگند به تو یا زهرا

خاکستر من گوید

یا فاطمه الزهرا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

معمولا نخستین دیدارها همراه با شرم و حیا است و دو طرف می کوشند کمتر چشم در چشم یکدیگر بیندازند. خصوصا آنکه قرار باشد این دیدارها عاشقانه هم باشد که این داستان چند برابر می شود. کروکر و کاظمی قمی هم اینگونه عمل کردند و از این قاعده مستثنی نبودند. در ابتدا هرچه توان داشتند در نگاه نکردن به هم خرج کردند .بنابر آنچه ایرنا از حاشیه های اجلاس دوشنبه گزارش داده آمریکایی ها از جزئیات می گفتند و ایرانیها هم به صورت کلی حرف می زدند. صدای چند انفجار در نزدیکی محل مذاکرات هم زینت بخش مجلس شده بود و شاید به طرفین اینگونه یادآوری می کرد که "عراق را دریابید".

همیشه حاشیه ها از متن جذابتر بوده است.جالب اینجاست که وقتی نظر طرفین اصلی مذاکرات یعنی آمریکا و ایران را پرسیدند هر دو گفته اند که :" مقامات عراقی نسبت به نتایج این اجلاس راضی بودند". حال این سوال را باید پرسید که پس شما چی؟ مگر نگفته بودید که بدنبال حل مشکلات و  معضلات عراق آمده اید؟ پس چرا شما نمی گویید مذاکرات خوب بود؟ ناراضی هستید یا خجالت می کشید بله را بگویید؟

يك انتقاد:كساني كه مي گويند از گذشته عبرت گرفته اند و باندي و جناحي عمل نمي كنند خبر به اين مهمي را حاضر نشدند در صفحه اول كار كنند و ترجيح دادند به علي دايي بپردازند. بابا حرفه اي!!!

بیربط ۱: ممنون بابت نامه

نكته اي روح فزا از دهن دوست بگو

نامه اي خوش خبر از عالم اسرار بيار

بيربط ۲: هرچي را تحمل كنم دروغ را ديگه نمي تونم. دروغ كه ميشنوم آزار مي بينم. اينم خيلي بده كه كسي كه بهت دروغ گفته و از دستش ناراحتي بهت بگه:"چيزي شده؟"!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

Photo

پایان مذاکره(ایسنا)

جو سازی ها شروع شد

خبر آسوشيتدپرس

فشار آمريكايي ها بر ايران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ایران و آمریکا از امروز رودرروی هم می نشینند تا شاید تکه یخی از قطب روابط دو جانبه خود کم کنند. "عراق" شاید بهترین بهانه ممکن برای آغازی بر ۲۸ سال پایان باشد. حسن کاظمی قمی و رایان کروکر دو دیپلماتی هستند که مامور گفتگوهاشده اند. اولی دیپلمات بحران ایران است و هرجا که بحرانی باشد و منافعی از ایران در خطر ،  او را سفیر آنجا می کنند و دومی دیپلمات کهنه کاری است که از قضا فارسی را نیز به برکت حضور خود در دوران طاغوت در خرمشهر نیکو می فهمد و حتی صحبت نیز می کند. به آداب و رسوم ایرانیان آشنا است و  در روزگاری نه چندان دور بر هر خوان ایرانی که می نشست کباب و چای دیشلمه پیش رویش می گذاشتند.

انقلاب ایران در سرمای زمستان ۵۷ بوقوع پیوست. اما هرچه اتفاق مهم و اثر گذار بود در خرداد های متفاوت اتفاق افتاد. در خرداد بود که خرمشهر فتح شد و برگ جدیدی از تاریخ جنگ آغاز شد. در خرداد بود که اصلاح طلبان راهی ساختمان پاستور شدند و عصر جدیدی از تاریخ انقلاب را آغاز کردندو باز در همین خرداد است که ایران و آمریکا پس از سالیان دراز خصومت اینک پذیرفته اند با عراق گفتگوها را آغاز کنند تا پایان چه خواهد شد.  اینها تنها نمونه و مشتی از خروار آنچه در خرداد اتفاق افتاده می باشد.بدین ترتیب شاید گزافه نباشد اگر در هر خرداد در انتظار اتفاقات مهم باشی. خرداد را باید ماه اتفاقات مهم و ایرانیان را خردادی بنامیم.

اگر ایرانی در عهد پس از انقلاب ۵۷ را خردادی بدانیم بدین ترتیب سربه هوایی، ناآرامی، قوه تخیل زیاد، بی ثباتی و... تنها چند نمونه از نشانه ها و بافت شخصیتی اوست. به دستگاه دیپلماسی خود در دوره ها و دولت های گوناگون نگاه کنید. آیا خردادی نبوده اند؟

امید به حل آنچه در این ۲۸ سال پس از انقلاب بر ایران و آمریکا گذشته است در قراری که هر دو بر "عراق" بودن موضوعش تاکید دارند بسیار زود است. این مذاکرات شاید تنها به "مذاکره برای مذاکره" خلاصه شود و شاید اولین و آخرین مذاکره باشد و شاید هم مذاکره ای باشد برای کنار گذاردن همه کدورت ها.

بیربط ۱: هیچی بدتر از این نیست که یکی که وقتی میبینیش فشار خونت میره بالا ، وقتی خوابی و داری استراحت میکنی بهت زنگ بزنه.

بیربط ۲: به رغم مدعیانی که منع عشق کنند

             جمال چهره تو حجت موجه ماست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

آنچه این روزها در اردوگاه فلسطینی نشین نهرالبارد در طرابلس می گذرد بیش از آنکه نشان از نفوذ و حضور القاعده در خاک لبنان باشد نشان از ناتوانی ارتش لبنان در برخورد با چریک های فتح الاسلام دارد. فتح الاسلامی ها اگر چه از همه طیفی اعم از لبنانی و سعودی و اردنی و مصری و... هستند اما با پناه گرفتن در میان فلسطینیان آنها را سپر بلای خود قرار داده اند. به همین دلیل است که می بینیم برخورد با فتح الاسلامی ها آسان نیست و ارتش لبنان به هنگامه هر حمله ای به این اردوگاه با حجم گسترده مردمی بی پناه و آواره مواجه می شود که هر یک هراسان راهی برای فرار می جویند.

بیربط ۱: ببینید یک کاندیدای بلژیکی به کسانی که بهش رای بدهند چه پیشنهادی داده. بابا تو دیگه کی هستی...

بیربط ۲:حضور نیروهای ایرانی در فاو چند روزی بیشتر طول نکشید اما همون چند روز هم کلی عکس و خاطره داره. اگر دلی نازک و قلبی ضعیف و لرزان دارید لطفا اینها را نبینید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

شرمنده و در عین حال امیدوار می شوم وقتی می بینم دو روز ننوشتنم دوستانی را جویای احوالم می کند و ایمیل و آف و اس ام اس می دهند که چرا ننوشتی. شرمنده می شوم از این همه لطف و امیدوار می شوم و مشتاق به بهتر نوشتن. بگذریم...

-امروز(جمعه) مقتدی صدر نماز جمعه را بعد از چند ماه در کوفه خواند. رسانه های غربی اینگونه تحلیل داده بودند که علت مخفی بودن وی در این چند ماه حضور در ایران بود. آمریکایی ها تلاش برای ترور او را چند وقتی است که آغاز کرده اند. با توجه به ضعف ساختار اطلاعاتی صدریون که حتی منجر به نفوذ گسترده بعثی ها در ساختار آنها شده این امر بعید نیست.

- قالیباف هم وبلاگ نویس شده. در ابتدا نوشته:"وقتی می نویسی نشان می دهی که هستی و چند مرده حلاجی".

- حسن کاظمی قمی به عنوان نماینده ایران برای مذاکره با آمریکاییها معرفی شد. به نظرم کاظمی قمی مورد اطمینان ترین سفیر ایران است.

برای جمعه: آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ...

بیربط:دستانم تشنه دستان توست. شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم. با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

حرفي براي گفتن ندارم. ۱۰ سال گذشته و اصلا نمي دونم كجا هستيم. شما ميدوني؟ اون سالها هنوز خبری از قرص اکس و این حرفها نبود اما الان که نگاه می کنم احساس می کنم همه دچار نوعی توهم بودیم. توهم آزادی و دموکراسی و مردمسالاری دینی و ازاین جور حرفها. اگر فرصت هم بود خیلی به راحتی از کف داده شد. عده ای آمدند و چون صدای بلندی داشتند گفتند اصلاحات ماییم. بقیه را به حاشیه راندند و اصلا آدم حساب نمی کردند. همانها امروز می گویند ما قیم بقیه نبودیم. غلط کردید! بودید. امروز می گویند برایمان فرقی نمی کند کی بره تو لیست اما اون زمان شرط و شروط برای بقیه می گذاشتند. شده بودند مگس دور شیرینی. هرجا می رفتند تعریف خود را از اصلاحات به نام تعریف واقعی اصلاحات بیان می کردند. هنگامی برای تعیین کابینه مورد مشورت قرار می گرفتند کسانی را به اون بیچاره معرفی می کردند که به گفته خاتمی هر را از پر نمی توانستند تشخیص بدهند. اگر مورد مشورت قرار نمی گرفتند در موضوعی زمین و زمان را به هم می دوختند.سخن و کلامشان امروز تکراری است و کمتر عاقلی است که دل بر آنان بندد بار دیگر. خیلی هایشان(نمی گویم همه) بر طبلی می کوبند که خود ذره ای به آن اعتقاد ندارند.

یادداشت پارسال اکبر منتجبی در این باره را ببینید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

امروز سه مطلب در ایران دارم:دو مطلب در مورد مجلس اعلا و یک مطلب در مورد لبنان.

یک گزارش:گزارش «ايران» از آخرين وضعيت جسمى عبدالعزيز حكيم که با جلال برزگر تهیه اش کردیم. برای تهیه این گزارش به هرکس که توانستیم زنگ زدیم و هرجا که به ذهنمان می رسید رفتیم.

یک یادداشت:ساختار تازه مجلس اعلا

یک گفتگو:حادثه سازان طرابلس

بیربط :من با تو که عشق جاودانی دارم

           یک مهر و هزار مهربانی دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

Photo

چند روز پیش که در مورد حکیم نوشتم  یاد آوری کردم که داستان آمریکا رفتن او حتی به بهانه درمان هم باشد کمی عجیب است. مجلس اعلایی ها اصرار داشتند که او برای درمان به آمریکا رفته است و رسانه ها هم نوشتند که رییس مجلس اعلا که چند روز پیش یارانش رای به حذف "انقلاب" از نام مجلس اعلا و ابقای وی در سمت ریاست این تشکل داده بودند, سرطان ریه دارد.

 

بر فرض صحت این خبر انتظار این بود که وی لااقل چند روزی را جهت انجام آزمایشات و درمان در ایالات متحده بماند بویژه آنکه خبر آمد وی با سفارش دیک چنی و تایید جرج بوش رهسپار واشنگتن شده است.

 

دوشنبه صبح هنوز ساعتی از ورودمان به تحریریه روزنامه نگذشته بود که خبر "حکیم برای شیمی درمانی به ایران آمد" روی تلکس قرار گرفت و ساعتی بعد جستجوها آغاز شد. محسن حکیم که غیب شده بود و موبایلش را کس دیگری که می گفت در ایران نیستم پاسخ می داد. پیش بینی هایمان داشت درست از آب در می آمد. حکیم هم با  آمریکا دوست است و هم دل در گرو محبت تهران دارد.  قریب به  بیست تماس برای یافتن رییس بیمار عراقی یا شاید هم  " ناجی بزرگ " گرفته شد. برخی خبر حضورش را در سعد آباد می دادند و عده ای نیز در بیمارستان.

 

همچنان به دنبال اوییم. ماخبرنگاریم و گاهی در نقش یک کارآگاه. جالب اینجاست که سرنوشت او برای روسای ما هم بسیار هیجان انگیز شده است و همه در حسرت خبری از او بسر می برند. می گردیم و می گردیم. او همینجاست. همین نزدیکی ها. نمی دانم چه لباسی بر تن دارد. سفید بیمارستان یا عالیجنابی سرخپوش.

 

بیربط 1: جنجال سیاسی بیروت کم بود, این روزها لبنانی ها در طرابلس با شاخه ای از القاعده (البته نه با معنا و گستردگی القاعده عراق و افغانستان) درگیر شده اند. ارتش لبنان معتقد است اینها در حقیقت جاسوس سوری ها هستند.

 

بیربط 2: در اوج جنجال ها و مشکلات عراق ناگهان جلال طالبانی رییس جمهور اعلام می کند که سه هفته برای تعطیلات می رود به آمریکا. این یعنی چه؟

 

بیربط 3: بابت سی دی ها ممنون. بدجور غافلگیرم کردی. آخه الان من باید چی بگم؟ مرسی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |