تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار/احسان تقدسي

موج بی احترامی به مسئوولان دولت نهم و وابستگان آنها در دنیا هرروز ابعاد تازه ای به خود می گیرد.آخرین آنها در  ساعت 35/3 بامداد چهارشنبه به وقت تهران اتفاق افتاد که  هواپيماي ايران به دلايل نامعلوم پس از آنكه اجازه عبور از آسمان تركيه به آن داده نشد، در فرودگاه استانبول به زمين نشست. جالب اینجاست که در توقف 6-5 ساعته این هواپیا 3-2 وزیر دولت نهم به همراه جمعی از مسئوولان و مدیران ارشد وزارت خارجه و خبرنگاران همراه احمدی نژاد که به دلیل عدم صدور ویزا توسط آمریکا از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل بازمانده بودند حضور داشتند. فارغ از اینکه علت توقف چه بوده این کار را می توان نوعی تهدید غیرمستقیم از سوی دنیا دانست مبنی براینکه در صورت تن ندادن ایران به خواسته های جامعه جهانی امکان برخورد با ایرانیان و مسئوولان حکومتی در هرجای دنیا وجود دارد. به نظر می رسد ما به نوعی تقابل با دنیا نزدیک شده ایم و در آینده باید شاهد تکرار مشکلاتی اینچنینی باشیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

آمریکا به 15 خبرنگار همراه احمدی نژاد برای ورود به خاک آمریکا به منظور پوشش اخبار شصت و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل ویزا نداد. ایران نیز این کار آمریکا را مقابله به مثل کرد و اعلام کرد ورود خبرنگاران آمریکایی به ایران را با محدودیت شدید مواجه خواهد کرد. آمریکا از لحاظ تعداد خبرنگار در ایران رتبه پنجم را دارد. جدا از انتقاداتی که به دولت نهم دارم این کار به نظرم منطقی ترین کار  در برخورد با بی منطقی بود. خود کرده را تدبیر چیست...ما خبرنگاران مرغ عروسی و عزاییم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

گروههای سیاسی با وجود اختلافاتی که دارند در صورت داشتن دشمن مشترک به ائتلاف رو می آورند تا حداقل ضربه کمتری از دشمن بخورند. در مورد فلسطین این امر صدق نمی کند. نه حماس از مواضع بعضا غیر منطقی خود کوتاه می آید و نه محمود عباس و فتح. در این میان اسراییل و آمریکا هم از آب گل آلود ماهی می گیرند. اینها همه نشان از نبود "عقل" در میان رهبران فلسطینی دارد.

این مطلب را در همین زمینه نوشتم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

Oriana Fallaci"بانوی خبرنگار" بهترین واژه ای است که میتوان اوریانا فالاچی را با آن توصیف کرد. این خبرنگار و نویسنده معروف ایتالیایی در 29 ژوئن 1929 در فلورانس به دنیا آمد و روز جمعه در 77 سالگی از دنیا رفت. از یک زن شاید زیاد انتظار نرود اما فالاچی جزو چریکهای ضدفاشیست در جریان جنگ دوم جهانی بود. پدرش "ادورادو" یک فعال سیاسی بود و تلاشهای بسیاری را برای سرنگونی موسولینی دیکتاتور وقت ایتالیا انجام داد.فالاچی فعالیت روزنامه نگاری خود را در سال 1950 یعنی وقتی که تنها 21 سال داشت آغاز کرد.شرکت و تهیه گزارش از جنگ ویتنام-جنگ هند و پاکستان و حضور در درگیریهای جنوب آفریقا عمده ترین ذلایل شهرت وی است.جالب است بدانید که وی تنها در سال 1968 سه بار هدف ترور افراد مسلح قرار گرفت که با خوش شانسی زنده ماند.مصاحبه با افرادی چون امام-شاه-هنری کسینجر-معمرقذافی-فدریکوفلینی-یاسرعرفات-گلدمایر-گاندی ودهها رهبر بزرگ دنیا بر شهرت فالاچی افزوده است.فالاچی بعد از بازنشستگی یک سلسله کتابها و مقالات در انتقاد از اسلام و اعراب و فرهنگ آنها نوشت که البته از گزند انتقادات نیز دور نماند.فالاچی سالهای آخر عمرش را به دلیل سرطان پستان در نیویورک به درمان مشغول بود. سرطان به باور بسیاری از دوستدارانش از وی"شخصی دیگر"ساخته بود.

شعبده باز گفت و گو

نقدی بر یکی از آخرین مطالب فالاچی که علیه اسلام نوشته شده

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

اینکه یک زن آسیایی  و آنهم از بحرین  بتواند رییس مجمع عمومی سازمان ملل متحد بشود چیزی نبود که بتوانم از آن چشم بپوشم و چیزی در موردش ننویسم. بعضی وقتها اینطور به نظر می رسد نه تنها دولتهای کشورهای منطقه بلکه مردم این مناطق  هم فرسنگها از ما فاصله گرفته اند و ما همچنان در حال درجا زدن هستیم.  چقدر درکهایی که از اسلام می شود با هم تفاوت دارد.برای اینکه دوز فمینیستی مطلب بالا نره بیشتر نمی نویسم.

این مطلب را در مورد این زن بحرینی نوشتم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

یادداشت روز سه شنبه حسین شریعتمداری را حتما خوانده اید. هر چه خواسته نثار خاتمی کرده.  نماینده ولی فقیه در کیهان انتقاد کرده که خاتمی چرا از برخی مواضع امام(ره) و نظام در مسائلی مانند اسراییل و... عقب نشینی کرده. با فرض اینکه مخاطب این مطلب یادداشت مذکور را مطالعه کرده چند نکته را یادآوری می کنم:

۱-شریعتمداری نوشته:"جرج بوش  در مصاحبه با روزنامه «وال استريت ژورنال» انگيزه خويش از صدور ويزا براي رئيس جمهور سابق ايران را اينگونه توضيح مي دهد؛ "مايل بودم درباره ايران سخناني غير از سخنان احمدي نژاد بشنوم". خوب به نظر شما این چه اشکالی دارد؟ مگر صدای مردم ایران همه از حلقوم رییس دولت نهم خارج می شود؟ آیا احمدی نژاد نماینده واقعی افکار ۷۰ میلیون ایرانی است؟

۲-شریعتمداری نوشته:"خبرنگار روزنامه واشنگتن پست از آقاي خاتمي مي پرسد: «اين نخستين سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره كشوري كه شيطان بزرگ خوانده شده است چيست؟» و آقاي خاتمي پاسخ مي دهد؛ «من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است»! توضیح آنکه امام در زمان و مکانی این حرف را زده بود و تعمیم آن مانند آیات وحی به تمام زمانها و مکانها جاهلانه است.از آن گذشته شیاطینی الان هستند که...بگذریم.

۳-شریعتمداری نوشته:" آقاي خاتمي برخلاف نظر صريح حضرت امام(ره) و سياست منطقي و علمي جمهوري اسلامي ايران، در يكي از مصاحبه هاي خود موجوديت اسرائيل را به رسميت شمرده اند."و البته به جمله ناقصی هم اشاره کرده. در این باب باید گفت به رسمیت نشناختن- حکومتی که در سازمان ملل دارای کرسی است و قریب به اتفاق کشورهای دنیا با آن دارای روابط دیپلماتیک-نظامی و...هستند- تنها به محدود شدن قدرت مانور دیپلماتیک ایران در دنیا انجامیده و این در حالی است که ایران از کوچکترین قدرتی در برخورد با حکومت مذکور ناتوان است.وقتی فلسطینیان مظلوم خود در پی کشوری در کنار اسراییل هستند به راستی ما چرا باید کاسه داغ تر از آش باشیم؟

۴-شریعتمداری نوشته:"رئيس جمهور سابق ايران در مصاحبه خود با يك روزنامه آمريكايي از افسانه دروغين هولوكاست با عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد مي كند و كمترين توضيحي نمي دهد كه نظر ايشان از كدام تحقيق تاريخي، كاوش علمي و... برخاسته است؟" اگر بخواهیم منصف باشیم باید بگوییم اگر چه چندین کتاب در نفی هولوکاست نوشته شده اما صدها کتاب نیز در تایید آن نوشته شده. چرا حاج حسین به اینها اشاره نکرده است؟تمام دنیا می گویند هولوکاست وجود داشته و آن وقت چند به ظاهر عاقل در ایران...

۵-شریعتمداری نوشته:"آقاي خاتمي در پاسخ به اين سؤال كه؛ نظر شما درباره عقب نشيني نيروهاي آمريكايي از عراق چيست؟ مي گويد «اشغال عراق بايد هرچه سريعتر خاتمه يابد» و بلافاصله مي افزايد «اما به باور من نمي توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كرد»! همانگونه كه ملاحظه مي كنيد جناب خاتمي از ادامه حضور اشغالگران آمريكايي در عراق حمايت مي فرمايند!" به عنوان کسی که دو خط روابط بین الملل خوانده عرض می کنم اگر چه حضور آمریکا در عراق در برخی نقاط غیر ضروری است ولی اگر نبود حضور آمریکا در عراق تاکنون تروریستها و حتی برخی گروههای شیعه مثل لشگر المهدی وابسته به مقتدی صدر عراق را بارها با خاک یکسان کرده بودند. حاج حسین گویا دوران صدام را فراموش کرده که ایران و عراق چه روابطی داشتند و اینک همان عراق با انتخاباتی که آمریکایی ها برگزار کردند نخست وزیرش در ایران ماست و ایران را به سرمایه گذاری و مشارکت در عراق دعوت می کند. من از حضور آمریکایی ها در عراق دفاع کورکورانه نمی کنم فقط واقعیات را یادآوری می کنم.

۶- انصاف داشته باشیم. بعد از رحلت امام(ره) کمتر کسی در رده های بالای نظام دیگر دم از لزوم نابودی اسراییل زد تا اینکه احمدی نژاد آمد. او نیز مدتی به اصطلاح "گرم" بود و حرفهایی می زد ولی اکنون آرام تر شده است. انتقاداتم به خاتمی از انگشتان دست همه خوانندگان دموکراسی بیشتر است اما به یک چیز معتقدم و آن اینکه: خاتمی این روزها تنها دغدغه اش حفظ نظامی است که به راحتی به اینجا نرسیده اما برخی به راحتی خواسته یا ناخواسته در پی نابودی آن هستند. بگذریم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

توقیف شرق تاثیر خود را بر ما هم گذاشت و سبب شد  تا خبرهایمان را با وسواس بیشتری بنویسیم .

صبح با یک تلفن خبر توقیف شرق را شنیدم. به اکبر  زنگ زدم  گفت درسته.  شرق را می توانم به جرات جزو دو روزنامه تاثیر گذار کشور بنامم (در کنار کیهان). دوستان مطالب زیادی را در این باره نوشته اند و من فقط ۳-۲ جمله به آنها اضافه می کنم.به نظرم برای افتخار شرق همین بس باشد که وقتی از صفار هرندی وزیر فعلی ارشاد پرسیدند که روزنامه های حرفه ای کشور کدامند گفت: "کیهان و شرق". این اواخر مطالب نسبتا منظمی را به شرق می دادم. شرق فارغ از تاثیر گذاری مناسبی که در تحولات سیاسی کشور ایجاد می کرد توانسته بود تیمی از حرفه ای ترین روزنامه نگاران دوم خرداد را در خود جمع کند. مخاطبان شرق نیز طیف خاصی از جامعه نبودند و تقریبا  مورد توجه عامه مردم بود. دیگر به این مدل توقیف ها عادت کرده ایم و زیاد برایمان عجیب نمی نماید اگر چه تاسف می خوریم.

روزنامه نگاری امروز در ایران مثل دویدن در میدان مین می ماند. همین را داشته باشید. جدا باید به حال خودمان تاسف فراوانی بخوریم.خدا رحمت کند سید اشرف روزنامه نسیم شمال را که نزدیک به ۶۰-۵۰ سال پیش در زمان حکومت طاغوت فریاد می زد:

ای قلم تا می توانی در قلمدان صبر کن

یوسف آسا سالها در کنج زندان صبر کن

همچو یعقوب حزین در بیت الاحزان صبر کن

کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم

نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 سفر جواد نوری المالکی نخست وزیر عراق  که قرار بود دوشنبه انجام شود برای بار دوم به تعویق افتاد.دلیل این امر سفر احمدي نژاد  به چند كشور خارجي اعلام شده است . گسترش همکاری های اقتصادی و سیاسی دو کشور هدف این سفر اعلام شده بود. مالکی دوره نسبتا درازی را در دوره صدام حسین در ایران بود و قاعدتا باید همانند ابراهیم جعفری(نخست وزیر قبلی) خود را مدیون ایران بداند اما مالکی همواره بر مستقل عمل کردن خود تاکید کرده است. وقتی بحث تغییر نخست وزیر در عراق پیش آمد ایران خیلی تلاش کرد نگذارد این کارشناس ارشد ادبیات عرب نخست وزیر شود و بر ابقای ابراهیم جعفری می کوشید چه آنکه می دانست مالکی همانند جعفری خود را وامدار ایرانی ها نمی داند. خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق وقتی مالکی نخست وزیر عراق شد وی را در یک جمله توصیف کرد:"مالکی به ایران وابستگی ندارد" و البته این برای آمریکا کافی بود تا نگذارد عراق بیش از این در آغوش ایران برود. مالکی را شاخه عربی حزب الدعوه و جعفری را شاخه ایرانی الدعوه می گویند. نوری المالکی در ایران قطعا از ایران خواهد خواست از دخالتهای گاه و بیگاه خود در عراق دست بردارد. اکثریت آشوبگران عراق سنی مذهبند اما ایران  و سپاه پاسداران همواره به حمایت از تروریست ها متهم شده است. اتهاماتی که بر فرض دروغ بودن اثرات نامطلوب خود را بر روابط دو کشور گذاشته است.

گزارشم از تعویق سفر مالکی به تهران به اضافه زندگینامه او

 

مطلبی را هم در مورد سالگرد 11 سپتامبر نوشتم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

تو نور غیب نمایی                     خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

دمی که بی تو سر آید             خدا کند که نیاید

 

الا که هستی مایی                خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

تو احترام حریمی                    تو افتخار حتیمی

 

تو یادگار منایی                       خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

به سینه ها تو سروری            به دیده ها همه نوری

 

به درد ها تو دوایی                  خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

دل مدینه شکسته                  حرم به راه نشسته

 

تو مروه ای تو صفایی              خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

قسم بر آن رخ نیلی                قسم به کوچه و سیلی

 

تو محرم دل مایی                   خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

 

قسم به عصمت زهرا               بیا ز غیبت کبری

 

دگر بس است جدایی              خدا کند که بیایی

 

خدا کند که بیایی                   خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

چند روزی بیشتر تا نیمه شعبان باقی نمانده است. نمی دانم چرا ولی از بچگیم تا الان همیشه نیمه شعبان و تولد امام زمان برایم مفهوم دیگری داشته است. نوعی انتظار- نوعی دلبستگی- نوعی آرامش و شاید .... خیلی از کوچه ها و شهرهامون  به خاطر  تولد امام زمان چراغانی شده اند. این روزها که به این لامپهای روشن  فکر می کنم به خودم میگم شاید این لامپها و چراغها  بیشتر از ما انتظار فرج میکشند.

 

فکر کردم که امسال از همه وبلاگ نویسان دعوت کنم که بیاییم همه باهم و در یک حرکت جمعی مطلب روز شنبه خود را به امام زمان اختصاص بدهیم. کمتر کسی را میتوان یافت که نوعی دلبستگی و علاقه به امام زمان نداشته باشه.  به ذهنم رسید ما که از همه چیز نوشتیم و می نویسیم. یک روز هم این مدلی بنویسیم.لازم نیست حتما چیز بلندی باشه. یک عکس- یک مطلب کوتاه- یک خط شعر یا هرچیزی که فکر می کنیم به میلاد امام زمان ربط داره. " خدا کند که بیایی" هم به نظرم تیتر قشنگی میتونه باشه.

 

بچه هایی که تاکنون دعوت را قبول کردند:

حسین نورانی نژاد

محمدجواد شکری

احسانه حاجی اسماعیلی

علی شایگان

علی اصغر شفیعیان

ایکار

امیرقلی

ابوالفضل خانجانی

هدیه ترقی

صادق صدقگو

حسین پور(وبلاگ آدمک)

سعید پورحیدر

حسام

بهروز شجاعی

سهام الدین بورقانی

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بعضی رسانه ها امروز( یکشنبه) خبر دستگیری ایمن الظواهری فرد شماره 2 القاعده و دست راست اسامه بن لادن را منتشر کردند. این خبر دروغ بود و  مترجمان خبرگزاری ها این خبر را به اشتباه ترجمه کرده بودند. فرد دستگیر شده فرد شماره 2 القاعده در عراق بود و نه الظواهری. ناگفته نماند  تصمیم گرفتم به بهانه این خبر زندگینامه ای از الظواهری که نماد یک تروریست واقعی است را منتشر کنم.  تاکنون جایی ندیده بودم در ایران کسی زندگینامه کاملی از الظواهری را نوشته باشد. 

 

زندگینامه ای که از الظواهری نوشتم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

باز هم سقوط توپولوفی دیگر و باز هم سکوت مرگبار مسئوولان. اظهار تاسف و تسلیت پشت تسلیت.  در مجلس ختم هم شرکت می کنند و می گویند عامل باید مشخص شود و باز همان قصه تکراری. به قول اکبر منتجبی کاش می گفتند چند توپولوف دارند تا می دانستیم چند نفر دیگر را باید بر کشتگان این  "هنر روسی" اضافه کرد. آقای احمدی نژاد این همه صرفه جویی که کرده ای. از این به بعد هم به جای مسافرت با هواپیمای کاملا مطمئن تشریفاتی با توپولوف مسافرت کنید. شما که می گوئید همه چیز زندگیتان مثل مردم است لطفا در مواقع خطر هم کنار مردم باشید.  شماها که  همه جوره به هنر روسی اطمینان دارید این هم روش.  چرا جان مردم ایران برای ...به اندازه یک سیب زمینی ارزش ندارد؟ دیگر در مسلمانی شما باید شک کرد که معصوم فرمود:" مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود" و شما بارها از "هنر روس" همه جوره گزیده شده اید. بماند...

همه چیز در مورد این هنر روسی(1)

روایت ویکی پدیا از این هنر روس

روایت بی بی سی از قاتل روسی مردم ایران

مشخصات کامل این جانور خطرناک روسی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

خبر آزاد شدن رامین جهانبگلو بهترین خبری بود که در این هفته شنیدم.در کشوری زندگی میکنیم که مهمترین مسایل مملکت هم فارغ از هرگونه حساب و کتابی است. روزی که جهانبگلو را گرفتند با توجه به سوابق افرادی چون اژه ای که اکنون بر مصدر وزارت اطلاعات نشسته است و البته تیمی که همراه خودش روانه این وزارتخانه عریض و طویل کرده است به این قضیه و سرانجام آن نمی توانستم خوشبین باشم. البته الان لااقل درمورد جهانبگلو  چندان خوشبین نیستم.

 

جهانبگلو را روزی به جرم تلاش برای  براندازی نرم گرفتندش و سایت نوسازی هم نوشت که جهانبگلو سارق لپ تاپ جناب سخنگوی دولت قبل که حاوی اسرار دولت اسلامی در آن بوده است و ناگهان احتمالا متوجه می شویم که همه اتهاماتی که به سرمایه های مملکتمام می زنیم همگی ناشی از "توهم توطئه ای" دارد که ما ایرانیان ناخود آگاه به آن مبتلاییم. چه شده است؟ مگر اوایل هفته دولت اژه ای در مشهدالرضا فریاد بر نیاورد که :" اشراف اطلاعاتی دستاورد ما در این یکسال بوده است"؟ پس کجاست آن اشراف اطلاعاتی که فردی را امروز  به جرم های مختلفی -که در مورد مشابه حتی در کشورهایی که "مهد دموکراسی" نام گرفته اند  هم حبس ابد یا اعدام دارد- بازداشت می کنید و چندی بعد خبر از پخش اعترافات ننگینش می دهید و از سوی دیگر به ناگهان خبر آزادیش روی تلکس ها قرار می گیرد.

 

اژه ای راست می گوید. اشراف اطلاعاتی هست اما نه بر روی تهدیدکنندگان حقیقی امنیت ملی. آیا عقل سلیمی باور می کند کسی  که دم از نابودی یک تمدن کهن -که به هر دلیل بیت المقدس را میعادگاه خود می داند و دنیا نیز آن را به رسمیت می شناسد- می زند  مخل امنیت ملی نباشد؟ شاید چون به مبانی دموکراسی اعتقاد چندانی ندارند و پایگاههای مردمی چندانی نیز از سویی احساس نمی کنند هر مغزی را که فکر می کند نوعی تهدید می دانند. شاید تهدیدی برای خودکامگی های خود.

 

 مرزبندی های فراوانی با امثال جهانبگلو دارم اما فردای روزی که خبر بازداشتش منتشر شد در همین وبلاگ نوشتم که "جهانبگلو اینکاره نیست".بی پرده بگویم در کشوری زندگی می کنیم که با یک تلفن بدون حساب و کتاب معاون وزیر می شویم و از سویی با یک تلفن باز هم بدون حساب و کتاب می رویم آنجا که عرب نی اندازد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ببخشید کم می نویسم.خیلی وقت بود که دلم میخواست استراحت کنم اما نمی شد تا اینکه بیرون آمدنم از آفتاب این فرصت را بهم داد. اینقدر در کار غرق شده بودم که خیلی وقتها یادم می رفت که انسانم و مثل تمام آدمها بعضی وقتها نیاز به استراحت دارم. 3-2 هفته پیش که با یکی از دوستان به کوه رفته بودم حس نیاز شدید به استراحت دوباره بهم دست دادو کمی به احساسات یک آدم نزدیک شدم.عادت کرده بودم از 7 صبح تا 10 شب بیرون خانه باشم. نیاز به فرصت داشتم و آفتاب این فرصت را در اختیارم گذاشت. ده روز استراحت کردم. نیاز فراوانی داشتم تا دوباره خودم را پیدا کنم و از حالت یک ماشین تولید خبر خارج شوم.

 

این روزها دوباره مانند گذشته صبح ها روزنامه نگارم. صفحات یادداشت و گفتگوی یکی از روزنامه های خوب اصلاح طلب را گرفته ام.شرایط کاری هم فکر می کنم به مراتب از آفتاب بهتر باشد.کار می کنم اما امیدوارم در کار گم نشوم. مثل همیشه توکل به خدا که:"هو خیر الرازقین".

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

از روزی که شعبان بیمخ مرد خیلی فکرم مشغول بود. اینکه عده ای لمپن بیایند و بخش عمده ای از تاریخ ایران را به خود اختصاص دهند و تاثیر شگرفی بر آن بگذارند و فریاد دموکراسی خواهی مردم ایران را سالیان مدیدی به تعویق بیندازند چیزی نیست که به راحتی بتوان  از آن گذشت. شعبان بیمخ مرده است اما میراث او باقی است و هنوز خیلی ها به آن متمسک می شوند. شعبان جعفری دیروز نماد شاه پرستی بود و شعبان بیمخ های امروز نماد.....این مطلب را در همین رابطه نوشتم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بهزاد نبوی خمیشه جذاب است. چه وقتی حرف می زند و چه آنگه که سکوت پیشه می کند. لقب چریک که بیشتر مخالفانش وی را به این نام صدا می زنند نشان از درایت و صداقت و صراحت وی دارد. مغز کاملا طبقه بندی شده ای دارد.(جمله آخر مال خودم نبود) بهزاد نبوی در مصاحبه با ایسنا در مورد مسایل مختلف داخلی و خارجی و جنگ لبنان و وضعیت اصلاح طلبان حرفهای خوبی زده که بد نیست بخوانید.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |