تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار
                 

غار حراء از تو شد تماشایی                                 تو ای محمد پیمبر مایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

پست 28 مرداد را به دلایلی حذف کردم اما به جای آن این را بخوانید. اخیرا در یک نظر سنجی از مردم مصر پرسیده شده محبوب ترین سیاستمدار نزد شما کیست؟ نتایج جالب بدست آمده به این شرح است:1- سید حسن نصرالله 2- خالد مشعل 3- محمود احمدی نژاد.

 

1-رئیس جمهور ما هیچ هنری(فرض کنید) که نداشته باشد این هنر را دارد که دل عرب ها را بدست آورد.

2- اصلا مایل نیستم احمدی نژاد را در کنار دو نفر اول قرار دهم چه آنکه  دونفر اول چه خوشمان بیاید و چه نیاید در یک فر آیند دموکراتیک (انتخابات اگرچه با معیارهای خودشان) رهبری گروههای خویش(حزب الله و حماس) را برعهده گرفته اند اما در مورد  احمدی نژاد برخی معتقدند کار خدا و امام زمان بوده و برخی نیز  معتقدند کار نهادهای نظامی همراه با تقلب بوده است.

3- معیار انتخاب مردم مصر چه بوده بیخبرم اما انصافا حق  احمدی نژاد سوم نیست.

4- احمدی نژاد در فاصله یکسال از قدرت گرفتن توانسته  در میان کسانی که نصف سرویسهای امنیتی غرب دنبالشان هستند سوم شود. وی سه سال فرصت دارد تا با توجه به ضرب المثل مشهور "هنر نزد ایرانیان است و بس"  در نظر سنجی های بعدی اول شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

غم و اندوه فوت پدر مهندس علی اکبر موسوی با توجه به اسارت فرزندش دوچندان ناراحتم کرد. تاحالا ندیده ام ولی میتوانم احساس کنم چشم به راهی چقدر سخت است.  با توجه به قول و وعده و وعیدهایی که آقایان داده بودند احتمال آزادی ایشان تا ظهر جمعه می رفت و خانواده ایشان هم با توجه به همین احتمال بدن این پدر را تا غروب به خاک نسپردند. مهندس موسوی ممکن است روزی زندان نظامی را که برایش روزگاری خون دل خورده بود فراموش کند اما یقین دارم فراموش نخواهد کرد که  همین نظام نگذاشت وی در مراسم تدفین پدرش شرکت کند.

 

تدفین تمام شد اما...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

مدت درازی است که هر وقت دلم میگیرد حافظ میخوانم. جمعه هفته پیش کنار عزیزی بودم و باز از حافظ گفتم و شنیدم. قرنها از دوره حافظ گذشته است. هزاران نفر آمدند و رفتند. پدران ما آمدند مثل ما با حافظ مست شدند و رفتند. ماهم میرویم و باز اعجاز حافظ میماند.شما هم نیت کنید.شاید این فال شما هم باشد.

 

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

مهر ورزی تو با ما شهره  آفاق بود

 

یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

 

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

 

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

 

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما باو محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

 

حسن مهرویان مجلس گرچه دل میبرد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

 

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

 

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

 

در شب قدرار صبوحی کرده ام عیبم مکن

سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

 

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دهمین کنگره سازمان مجاهدین انقلاب امروز(پنج شنبه) و فردا برگزار می شود. اعضای قدیمی تر سازمان همه از السابقون السابقون مبارزه با رژیم شاه هستند. آنها اگرچه در کنگره های قبلی گسترش تشکیلات و عضوگیری را تصویب کرده اند اما همچنان به دلیل روحیه امنیتی که دارند علیرغم اعتراف به ضرورت پذیرش نیروهای جوانتر از این کار طفره می روند. انتخاب اعضای شورای مرکزی و شورای سیاسی از محورهای اصلی این کنگره است.انتخاب دبیر کل بعدا و پس از تعیین شورای مرکزی انجام خواهد شد.

 

یادداشتم در شرق

خبر ایسنا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

چند روز پیش ساعت حدودا 10-9 شب سوار تاکسی شدم که به خانه بیایم. نوع اتومبیل سمندی بود که هنگام سوار شدن عجیب مینمود. این حرف عادلانه نیست ولی برای توضیح آن ناچارم اینطور بگویم که مثل خانه (بعضی) روستانشینان بود. هرگوشه آن رنگی داشت. راننده که بعدا فهمیدم اسمش محمود است  نزدیک به 40-30 عروسک در نقاط مختلف سمند آویزان کرده بود. هرگوشه این سمند یک کاغذی با مفاهیم شادی بخش یا اخلاقی آویزان بود. آق محمود ما  که گرد و غبار پیری بدجوری بر رخسارش نشسته بود هنگام سوار شدن به مسافران سلام می کرد و خلاصه بدون آنکه حتی آنان را یک بار دیده باشد کلی احوالپرسی و از این حرفها. سرتان را درد نیاورم حس خبرنگاریم گل کرد و نتوانستم جلوی خودمو بگیرم که چیزی نپرسم و گفتم آقا داستان این گل منگولی های اینجا چیه؟ خندید و گفت:" کار عشقه! دوست دارم مردم را شاد ببینم. آقا اینجا سمند شادیه. مردم از سر صبح تا شب اعصابشان هزار جا خورد می شود و من می خواهم این چند دقیقه ای را که اینجا هستند دلشان باز شود." خندیدم و گفتم اگر بچه ای سوار شد و دلش یکی از این عروسک ها را خواست چه کار میکنی؟ گفت:"ما برای بچه ها هم عروسک های مخصوصی داریم که بهشون میدیم". با خودم لحظه ای فکر کردم شاید این بنده خدا اینجوری داره کلی پول به جیب میزنه. دوباره پرسیدم:"حتما پول عروسک ها را هم از مامان بچه میگیری.نه؟" پاسخش این بود:"نه آقا!" گفتم پس...؟؟؟ گفت:"از خدا میگیرم" خودم را معرفی کردم و گفتم:" من خبرنگارم. میشه باهم مصاحبه کنیم و با عکس خودت و ماشینت چاپ کنیم؟"  لحن جدی به خود گرفت و صریحا گفت:"نه! اینها همه کار عشقه آقا! عشق را نمیتوان با عکس و مصاحبه نشان داد". نمیدانم اما آدم به این پاکی و به اصطلاح خودمان باحالی کم دیده ام.بهش گفتم:" معلومه خیلی دلت خوشه.نه؟" گفت:"نه آقا! میگویند کسی که گریه میکند یک غم دارد و کسی که میخندد هزار غم". موقع پیاده شدن کاغذی را بهم داد که علاوه بر شماره تماسش اینها را هم روش نوشته بود:

دوچیز را فراموش نکن:1-خدا 2- مرگ

دوچیز را زود فراموش کن:1- بدی دیگران را  2- خوبی خودت در حق دیگران

چهار چیز  را بیش از پیش نگهدار: 1- شکمت را در سر سفره دیگران 2- زبانت را در جمع 3- چشمانت را در خانه دوستان 4- دلت را در سر نماز

روزگار دو روز است: یک روز برای تو و یک روز علیه تو.

-اگر برای تو بود مغرور مشو

-اگر علیه تو بود صبر داشته باش.

از ماشین پیاده شدم و به فکری چند روزه فرو رفتم. جدا باورتان می شود؟بعضی ها در همین تهران خودمان عجب صفایی دارند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

خبر پیروزی حزب الله لبنان در داخل ایران بر خیلی ها گران آمده است. عده ای از دوستان می گویند اسراییل شکست نخورده است (لطفا این یادداشت را بخوانید تا مفهوم شکستی را که می گویم و منظور من است بهتر دریابید). آنها من را به متوهم بودن در مورد جنگ لبنان متهم می کنند. اینجا جای بیان استدلالهای امنیتی-نظامی برای بیان پیروزی حزب الله نیست اما همینقدر میگویم: نیویورک تایمز-نیوزویک- هاآرتص- اولمرت نخست وزیر اسراییل- لیونی وزیر خارجه اسراییل و صدها کارشناس و تحلیلگر معروف بین المللی از جملهرابرت فیسک یا فرید زکریا می گویند اسراییل شکست خورده و آن وقت برخی در ایران می گویند  اسراییل شکست نخورده است. گویا بعضی ها از اسراییلی ها هم اسراییلی تر شده اند. در این یک ماه کوشیدم واقعیات جنگ را منصفانه منعکس کنم. الان هم منصفانه می گویم اسراییل بازنده بزرگ میدان بود. اسراییل به هیچ یک از اهدافی که برای خود در این جنگ تعریف کرده بود نتوانست دست پیدا کند و این به نظر کدام عاقلی پیروزی تلقی می شود؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

از امروز ساعت 8:30 به وقت لبنان قرار است آتش بس برقرار شود. 33 روز همه کار و بارمان شده بود لبنان.از صبح که کارمان شروع می شد تا 12 شب که می خواستیم بخوابیم به تنها چیزی که فکر می کردیم لبنان بود و حزب الله. همه ما ته دلمان از ایستادگی  حزب الله لذت می بردیم و به اصطلاح همه حزب اللهی شده بودیم. آنچه از جنگ مانده خرابی های فراوان آن در لبنان است که بعید می دانم در شرایط عادی لبنان تا 4-3  سال آینده بتواند دوباره عروس خاور میانه شود.  اسراییل خیلی کوشید کار حزب الله را برای همیشه یکسره کند که نتوانست. هدف کوتاه مدت این جنگ برای اسراییل نابودی یا لااقل خلع سلاح حزب الله و هدف بلند مدت آن هم به قول خانم دکتر کاندولیزا رایس آماده کردن شرایط تولد خاور میانه جدید بود که  هیچ یک محقق نشد. اسراییلی ها می گویند شکست خوردیم. حزب الله هم خود را وارد معادلات منطقه کرد. سید حسن نصرالله امروز قهرمان عرب است. وی اولین عربی است که توانست در برابر اسراییل بایستد و به پیروزی برسد.

 

یادداشتم در همین زمینه

 

خبری که در این باره نوشتم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

من هم از آفتاب رفتم. آفتاب ما 10روزی بود که دیگر نمی تابید. 28 دی پارسال بود که فاضل قاسمی تماس گرفت و گفت بیا آفتاب و امروز هم حمید بوذرجمهری تماس گرفت و گفت که مهدوی (مدیر جدید سایت)گفته تقدسی دیگر نیاید و من حتی نپرسیدم چرا؟. اینکه آمده ام بیرون زیاد برای خودم عجیب نبود  و پس از مطلبی که بعد از رفتن اکبر نوشتم  مثل روز برایم روشن بود که مدیریت جدید چند روز بیشتر تاب مرا نمی آورد. شنیدم که یکی تو وبلاگ یکی از بچه ها نظر گذاشته و هرچی خواسته به دو تا از بچه های باصفای آفتاب گفته است.همینجا باید این سوء تفاهم را برطرف کنم که: نه بابا! کار من نبوده.خیالتان راحت.

 

خدارا شاهد میگیرم که در نزدیک به  10 روزی که از رفتن اکبر منتجبی عزیز  و حدود 8نفر از بهترین دوستانم گذشته تنها عامل ماندن من در آن مجموعه جوادعزیز  بود و بس. گفتنی های آفتاب  زیاد است  که اگر لازم شد با همان صراحتی که همواره سعی کرده ام با صداقت هم همراه باشد می گویم و می نویسم .

 

در این چند ماه کوشش فراوانی کردم که دلی را در آفتاب نشکنم. از دوستان فنی و بقیه دوستان تحریریه حلالیت می طلبم. دنیای مطبوعات ما خیلی کوچک است. دیر یا زود دوباره زیر نام و سایه ای دیگر دور هم جمع می شویم. به همکاری با تیم حرفه ای سیاسی آفتاب و جواد عزیز افتخار می کنم. جواد این روزها تلاش فراوانی کرد که تیم سیاسی از هم نپاشد اما به هر دلیل نشد.

 

از وقتی خواندن کتاب وحی را یاد گرفته ام تا امروز سعی کرده ام آن را ترک نکنم. برای اینکه توکل آدم بیشتر شود بهترین متاع است. دهها جای این کتاب آمده " نحن نرزقنا" یعنی این ماییم که به شما روزی می دهیم و یا اینکه چه کسی جز خدا به انسانها روزی می دهد؟علیه توکلت و الیه انیب.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بیش از بیست نفر از دوستان با تلفن و  اس ام اس و میل و...روز خبرنگا را بهم تبریک گفتند. می گویند خبرنگاری جزو مشاغل سخت است و من باید این را اضافه کنم که در ایران به خبرنگاری اگرچه هیچگاه نمی توان به عنوان یک شغل نگریست اما از خطرناکترین و طاقت فرساترین کارهاست. کوچکترین اشتباه و گذر از خط قرمزی کافی است تا بری همان جایی که پیش از این خیلی از خبرنگاران مثل زهرا کاظمی رفته اند. همه سیاست مداران به ما خبرنگاران نیاز دارند و اگرما نباشیم چه کسی می تواند خالی بندی های آنان را به گوش مردم برساند؟ بله! خالی بندی. چه می توان کرد؟ بعضی وقتها به شغل خود افتخار می کنم چرا که می توانم مثلا صدای یک مظلوم را به گوش چهار نفر دیگر برسانم اما بعضی وقتها هم اینقدر خسته میشم که به فکر میفتم کارم را رها کنم و برم سراغ یک شغل دیگه اما چه میتوانم کرد که به این کارمعتاد شده ام.

 

 از خط قرمزهایی که برای ما ساخته اند و خیلی از آنها هم البته ساخته خودمان است حتما خبر دارید. از اکبر گنجی نوشتن...از مظلومیت اکبر محمدی نوشتن...از بلایی که قراره در شورای امنیت سرمردم بیارند...از بلایی که سر دوستان خبرنگارمان آوردند و از هزار چیز دیگر نباید بنویسیم . امروز این آش اینقدر شور شده که هاشمی رفسنجانی که روزگاری نماد برخورد با روزنامه نگاران و روشنفکران محسوب میشد هم صدایش در آمده است. با اینحال این روز را به همه خبرنگاران مخصوصا طیف تروریست آن تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

                                     

   آنان که علی را خدا پندارند                      کفرش به کنار عجب خدایی دارند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

اکبر بزرگوار و امیر عزیز هم از بین آفتابی هارفتند. رفتند چون نخواستند فردا شرمنده بچه ها باشند. رفتند چون اکبر معتقد بود نمی خواهم با توجه به سیاستهای مدیر جدید سایت خاطره خوبی که در ذهن بچه ها گذاشته ام خراب شود. رفتند چون...رفتن آنها همانطور بود که آمدنشان. امیرعباس نخعی و اکبر منتجبی از دوستان خوب من بودند. مدیران آفتاب معمولا بیش از شش ماه دوام نمی آورند و محکوم به رفتن می شوند. این امر به چیزی جز سیاستهای سایت باز نمی گردد.مدیر جدیدمان اسمش آقای مهدوی است. می گویند مطبوعاتی بوده و اینطور که شنیده ام بزرگترین افتخارش روزنامه حیات نو بوده است. تحصیل کرده دیار فرنگ است و متنفر از جهان سومی ها و سیاست شان. اگر امروز اکبر وامیر باز هم در آفتاب بودند محال بود این حرفها را کسی از من یشنود اما اغراق نیست بگویم جزو 10خبرنگار برتر ایران بودند.معرفت-بزرگی-مدیریت و انسانیت چند ویژگی بارز آنها بود.ادعا می کردم چند تا روزنامه را دیده ام و مثلا خبرنگارم اما با در این شش ماهی که با اینها بودم خیلی چیزها ازشون یاد گرفتم و فهمیدم تازه اول راهم. اکبر چیزهایی بهم یاد داد که در هیچ دانشکده خبری تدریس نمی کنند. رفته اند و نیستند اما خدایشان هست. خیلی خوب بودند. کاش باز هم شرایطی فراهم شود در کنارشان باشم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دوستي براي مطلب قبلي ضمن اينكه بنده را به مطالعه بيشتر فراخوانده اين كامنت را  به نقل از رسانه آقاي صانعي گذاشته: "مساله 2828- اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نماید، واجب است بر جمیع مسلمانان دفاع از آن به هر وسیله ای که امکان داشته باشد از بذل جان و مال. و در این امر احتیاج به اذن حاکم شرع نیست."

 

انصافا اين دوستمان راست مي گويد. بله واجب است. اما هر واجبي شرط و شروطي دارد كه اگر آن شرايط نباشد تكليف ساقط است . دوم آنكه ما فكر مي كنيم هر كس را دولت گفت مسلمان است ختم كلام است و بقيه در حكم كفارند. كجا بايد اين ساده ترين چيزها را فرياد بزنيم كه بابا! مسلمان كدام است؟ اينها درگيري سياسي است. اگر راست ميگوئيد يك سوال دارم.مگر مردم چچن كه هرروز زير توپ و تانك روسيه( همان رفيق بعضي آقايان كه تا اسمش مي آيد آب از دهان بعضي ها جاري مي شود) قرار دارند مسلمان نيستند؟ پس چرا كسي نميگويد بياييد به كمك چچني ها برويم؟ تو را به خدا بازي سياسي را با جنگ مسلمانان و كفار قاطي نكنيد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دوران دانشجویی دوران زیبایی است. همه اش خوبی است و شاید تنها بدی اش این باشد که زود تمام می شود. وقتی دانشجوییم بلا استثنا احساساتی هستیم و در برابر کوچکترین موضوعی موضع میگیریم. هرچیزی ممکن است ناراحتمان کند و هرچیزی می تواند برعکس کلی خوشحالمان کند.

بالاخره دانشجویان عدالتخواه موفق شدند از مرز عبور کرده و رهسپار لبنان شوند. لبنان جنگ است و بمب و موشک و  توپ و تانک حرف اول و آخر را می زند. مرز سوریه و لبنان که دانشجویان ما لاجرم باید از آنجا وارد لبنان شوند روزی چند نوبت به شدت توسط جنگنده های اسراییل بمباران می شود.اسراییل بعد از ناکام شدن در حملات زمینی به صورت گسترده و بی حدومرزی از حملات هوایی استفاده می کند و در این را مرزی را هم نمی شناسد.حمله هوایی هم که شد دیگر دوست و دشمن و خبرنگار و امدادگر و... نمی شناسد و همه را می فرستد آن دنیا. دانشجویان عدالتخواه همیشه دم از ولایت و امام و اطاعت از رهبری و...می زدند.خیلی تعجب کردم وقتی دیدم همینطوری کشکی رفتند لبنان. اینکار دوحالت دارد:1-بی اجازه رفتند که دیگر نمی توانند بگویند ما از رهبری اطاعت می کنیم.2- با اجازه رفتند که آن وقت باید گفت: وای بر ما. رحیم صفوی هم امروز عصر به بسیجیان گفت برای مقابله با صهیونیزم آماده باشند. میترسم شوخی شوخی پای ما را هم به جنگ باز کنند.آهای کسی که همه اش میگفتی من تروریستم و باکی ندارم و این حرفها... خودتو آماده کن. دیگر لازم نیست بری لبنان. شاید همین جا لبنان شد. البته تنها نیستی.میدونی که...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بر خلاف آنچه خیلی ها از جمله خود من تصور میکردند این اسراییل نبود که یکه تاز جنگ شده است. چریک های حزب الله ورزیده تر و با تجربه تر از آن بودند که پیش از این دنیا تصور می کرد. گویا سالیان سال برای چنین روزهایی تمرین کرده بودند. آنها با موشک هایی که به قول ابراهیم نبوی از موتور کم خطرتر است و سلاح های انفرادی مثل کلاشینکف به جنگ لشگری رفته اند که بودجه نظامی اش به تنهایی از بودجه نظامی کل کشورهای خاور میانه بیشتر است. رایس امشب(شنبه شب) دوباره وارد منطقه شد تا شانس خود را برای ایجاد آتش بس به سود اسراییل آزمایش کند. جدا چه کسی می توانست تصور کند؟ تورو خدا باز دوباره حس تریپ روشنفکری بعضی ها گل نکنه که بله آقا اسراییل بالاخره میزنه و از این حرفها که همه می دانیم و بسیار شنیده ایم. این حرف را نه من که خود اسراییلی ها می گویند. ها آرتص و اورشلیم پست می گوید که : اسراییل کم آورده است. گفتند نیرو می آوریم آوردند. گفتند بمباران می کنیم کردند. گفتند...اما انصافا خیلی عجیب است که اسراییل اینجور کم آورده  است.وقتی جنگ شروع شد خیلی ها پیش بینی می کردند که مثلا جنگ 4روزه-10 روزه یا...تمام می شود اما نخیر...این خبرها نیست. هرلحظه باید در انتظار اتفاق جدیدی در جنگ باشیم. رهبری سید حسن نصرالله انصافا محشر است. وی بر خلاف اولمرت که مدام چهره اش از تلویزیون پخش می شود و عربده کشی می کند و همه را به جنگ تهدید می کند خیلی کم می آید.هر چند روز یکبار اما وقتی هم که می آید همه نگاهش می کنند تا ببینند چه می گوید.نصرالله با قدرت نفوذ کلام عجیبی که دارد هربار فریاد میزند:والله بنیان اسراییل از خانه عنکبوت سست تر است.حرف زیاده ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

شب جمعه فرصت کردم فیلم"چند میگیری گریه کنی؟" را ببینم.حقیقتش از تبلیغات تلویزیونی فیلم برداشتم این بود که با فیلمی کمدی و خنده دار روبرو هستم.ناگفته نماند به لطف حضور چهره هایی مثل مرحوم نوذری و حمید لولایی چاشنی طنز کم نداشت اما درد هم کم نداشت.عده ای به خاطر آنچه درد "نان" نامیده می شود پول می گرفتند تا روشن کننده محافل جشن و عزا باشند.در مراسمی زار می زدند و در مراسمی دیگر می رقصیدند. یکی اینقدر پول داشت که نگو و دیگری آنقدر نداشت که حتی اجازه نداشت عشق خود  را بروز دهد. کم نیستند در جامعه ایرانی این ور آدمها. کم نیستند آبرومندانی که برای یک لقمه نان تن به کارهایی می دهند که ماها حتی درخواب هم تصورش را نمی توانیم بکنیم. توصیه می کنم این فیلم را اگر تاالان ندیده اید حتما ببینید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

لبنان اینقدر خبر بود که نخواهم در مورد سیاست داخلی بنویسم اما مگه میشه ... مگر احمدی نژاد میگذارد؟ باور کنید نمی خواستم تا جنگ لبنان تمام نشده چیزی دیگری بنویسم. بزرگی تعریف می کرد می گفت قبل از انقلاب اگر یک ایرانی می رفت مثلا آمریکا از پائین پله هواپیما به او احترام می گذاشتند تا هتل و...تا برگشته به ایران. بعد از انقلاب به دلیل تغییر نگاه دنیا به ایرانی و البته بی تاثیر نبودن تبلیغات این نگاه برگشت. دوم خرداد تا حد بسیار زیادی نگاه به ایرانی را تغییر داد و دیگر به ما به عنوان یک "عوضی"(آنچه امروز صریحا بسیاری از مردم اروپا و آمریکا در مورد ایران می گویند) نگریسته نمی شد. چقدر مردم زود تغییر می کنند. سوم تیر که آمد دوباره نگاهها برگشت. امروز باید مژده دهم به  مردم ایران در دنیا نه مثل یک عوضی بلکه مانند کسی که هر لحظه ممکن است بترکد ( منظورم همان تروریست است) نگاه می کنند. بی احترامی به مایی که ادعا می کنیم فرهنگ چند هزار ساله داریم از این هم فراتر رفته است. حاکمانمان را هم همینطور خوار می کنند. سفر پرماجرای حداد به بلژیک و ایتالیا را که یادتان هست؟ سفر امروز احمدی نژاد به ترکمنستان راهم که حتما شنیدید. رئیس جمهور ترکمنستان با آستین کوتاه به استقبال رئیس جمهور ایران اسلامی آمد. میدانید یعنی چی؟ یک مدیر اگر بخواهد باکوچکترین عضو مجموعه اش دیدار کند حداقل هایی را رعایت می کند اما برای ما به همین اندازه هم ارزش قائل نشدند و بعد عذر بدتر از گناه خبرگزاری مهر نوشت رئیس جمهور ترکمنستان قند داشته... دنیا آنها را احمق کی پندارد و آنها نیز مردم را...در کنار همه اینها اضافه کنید نامه های ساده لوحانه ای را که از قبل مثل روز روشن است کسی به آن پاسخ نمی دهد. چرا ایران و ایرانی به این راحتی خوار می شود؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 از لبنان نوشتن من کار خیلی ها را راحت کرده و آنهایی که حال دنبال کردن اخبار را ندارند با 3-2 دقیقه وقت گذاشتن اخبار را میگیرند و میروند...اسرائیل توانسته منطقه "مارون الراس" در جنوب لبنان را تصرف کند. الجزیره از افزایش سربازان اسرائیل در مرز خبر میداد که البته کاملا قابل پیش بینی بود. حزب الله لبنان هرروز در عرصه جنگ تنهاتر از دیروز میشود و آنچه قبلا به عنوان نقطه آسیب پذیری حزب الله از آن یاد کرده بودم در حال روی دادن است و آن همانا خنجر خوردن از پشت از سوی سینیوره بود. این روزها طیف سینیوره مدام از ضرورت دخالت سازمان ملل و نیروهای چند ملیتی و...صحبت میکنند که حزب الله چه قبول کند و چه نکند بازنده خواهد شد.البته این به این معنا نیست که راههای دیگری وجود ندارد که آن نیز بحث مفصلی را طلب میکند. سوریه هم اعلام کرده اگر اسراییل به پیشروی خود در لبنان ادامه بدهد وارد جنگ خواهد شد. اگر تهدیدش راست باشد – که البته امیدوارم مثل تمام تهدیدهای قبلی توخالی در بیاید- یقین بدانید پای ایران نیز به وسط کشیده خواهد شد و آن وقت منطقه میشود آتش.البته ناگفته نماند که سوریه لبنان را وجه المصالحه حل اختلافاتش با آمریکا قرار خواهد داد. ای بابا...فعلا از پای تلویزیون و اینترنت و...جم نخورید.

فرار مردم لبنان به قبرس

حملات متقابل اسراییل و حزب الله

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |